یک استخر، سود سالانه صد و بیست درصد نشان می دهد. سوالی که همیشه می رسد این است: «واقعی است؟»
عدد واقعی است. سودی که به شما می رسد، نه. و فاصله این دو، تمام چیزی است که باید درباره ییلد فارمینگ بدانید.
بگذارید ساده بگویم: آن درصد، سود اسمی توکنی است که پروتکل چاپ می کند. تا لحظه ای که آن را بفروشید، قیمتش می تواند نصف شده باشد. و بین این دو لحظه، چند هزینه دیگر هم از دلتان می برند که هیچ کدام در بنر تبلیغاتی نوشته نشده.
ییلد فارمینگ در یک پاراگراف
شما دو دارایی را با ارزش برابر در یک استخر نقدینگی می گذارید. در عوض توکنی می گیرید که سند سهم شما از آن استخر است. حالا دو منبع درآمد دارید: سهمی از کارمزد معاملاتی که در آن استخر انجام می شود، و توکن هایی که خود پروتکل به عنوان پاداش منتشر می کند.
همین. بقیه اش جزئیات است. معامله گران از نقدینگی شما استفاده می کنند، شما بابتش کارمزد می گیرید، و پروتکل برای اینکه شما بمانید، توکن خودش را هم رویش می گذارد. مکانیزم پایه اش همان چیزی است که در نقدینگی دهی در صرافی ها توضیح داده شده.
از آن عدد چه چیزی واقعا به شما می رسد
بی تعارف بشکافیمش. سود اعلام شده معمولا از این اجزا ساخته شده و بعضی اجزا منفی اند:
- سهم کارمزد معاملات. این بخش واقعی و پایدار است. کوچک است اما به توکن چاپی وابسته نیست.
- پاداش توکنی. بخش بزرگ آن عدد بزرگ. اما این توکن ها از هوا نمی آیند؛ عرضه جدیدند. وقتی همه کشاورزان همان توکن را می فروشند، قیمتش پایین می آید. سود سالانه صد درصد از توکنی که در همان دوره هفتاد درصد افت می کند، سود نیست.
- ضرر ناپایدار. منفی. پایین تر جداگانه توضیحش می دهم.
- کارمزد شبکه. منفی و ثابت. برای ورود، خروج و برداشت پاداش پول می دهید، بدون توجه به اینکه سرمایه تان چقدر است.
- کارمزد پلتفرم. بعضی پروتکل ها درصدی از پاداش را برمی دارند.
حالا این را روی سرمایه کوچک حساب کنید. اگر ورود و خروج و چند بار برداشت پاداش رویهم مبلغ ثابتی خرج بردارد، روی سرمایه کوچک همان مبلغ می تواند بخش بزرگی از سود سالانه را ببلعد. ییلد فارمینگ روی مبالغ کم، در بیشتر موارد ضرر است. این ساده ترین و بیشترین چیزی است که به کاربران می گوییم.
ضرر ناپایدار؛ چیزی که تا وقتی نبینید باور نمی کنید
وقتی دو دارایی را در استخر می گذارید، نسبتشان ثابت نمی ماند. اگر قیمت یکی نسبت به دیگری تغییر کند، استخر به طور خودکار مقداری از دارایی گران شده را می فروشد و از ارزان شده می خرد.
نتیجه اش این است: اگر یکی از دو دارایی رشد خوبی کند، شما در پایان کمتر از حالتی دارید که همان دو دارایی را ساده در کیف پولتان نگه داشته بودید. اسمش «ناپایدار» است چون اگر قیمت ها به نسبت اولیه برگردند از بین می رود؛ ولی اگر برنگردند، موقع خروج کاملا پایدار است.
یک قاعده عملی ساده: هر چه دو دارایی استخر بیشتر با هم حرکت کنند، این ضرر کمتر است. به همین دلیل استخرهای دو استیبل کوین کم ریسک ترین نوعشان هستند و طبیعتا کم سودترین هم هستند. این معاوضه در همه بازارها هست و اینجا هم استثنا نیست.
تفاوتش با استیکینگ
این پرتکرارترین سوال جانبی است و جواب کوتاهش این است که این دو اصلا یک کار نمی کنند.
استیکینگ یعنی دارایی را برای امنیت خود شبکه قفل می کنید. طبق صفحه استیکینگ اتریوم، برای راه اندازی یک اعتبارسنج مستقل سی و دو اتر لازم است، وظیفه اعتبارسنج پردازش تراکنش و ساخت بلاک است، و جریمه هم دارد: جریمه برای آفلاین بودن و جریمه سنگین تر همراه با اخراج از شبکه برای رفتار مخرب. همان صفحه می گوید از زمان ارتقای شانگهای، برداشت اصل و پاداش آزاد است.
پس تفاوت اصلی در منشا سود است. سود استیکینگ از کارکرد خود شبکه می آید و معمولا رقم متعادلی است. سود ییلد فارمینگ از کارمزد معامله گران و انتشار توکن می آید و می تواند بزرگ باشد یا یک شبه ناپدید شود. استیکینگ ضرر ناپایدار ندارد. ییلد فارمینگ دارد.
اگر تازه کارید و بین این دو مانده اید، استیکینگ شروع منطقی تری است. گزینه سوم هم هست: قرض دادن دارایی در پروتکل های وام دهی، که سودش از بهره وام گیرنده می آید و ریسکش نوع دیگری است؛ مقایسه اش در وام دهی دیفای در برابر صرافی ایرانی آمده.
ریسک هایی که هیچ سودی جبرانشان نمی کند
پول شما در یک قرارداد هوشمند است، نه در حسابی که کسی پشتش ایستاده باشد. اگر آن قرارداد باگ داشته باشد، پول می رود و مرجعی برای شکایت نیست. ممیزی شدن کد احتمال را کم می کند، صفر نمی کند.
بعد نوبت خطر انسانی است: پروژه هایی که با سود های نجومی نقدینگی جمع می کنند و بعد ناپدید می شوند. قاعده تجربی ساده ای هست که تقریبا همیشه کار می کند: هر چه سود اعلام شده غیرعادی تر، عمر پروژه کوتاه تر. سودی که در بازار عادی پیدا نمی شود، از جایی می آید و آن جا معمولا جیب نفر بعدی است.
و ریسک قیمت گذاری: خیلی از پروتکل ها برای محاسبه ارزش وثیقه و تسویه، قیمت را از اوراکل می گیرند. اگر آن داده دستکاری شود، استخر می تواند تخلیه شود بدون اینکه کد ایرادی داشته باشد. توضیحش در نقش اوراکل و نقطه ضعفش آمده.
آنچه برای کاربر ایرانی فرق می کند
چند چیز که در هیچ راهنمای ترجمه شده ای نیست:
کارمزد ثابت روی سرمایه کوچک. بالاتر گفتم و تکرارش لازم است، چون رایج ترین اشتباه همین است. متوسط سرمایه کاربر ایرانی در این بازار کوچک است و ییلد فارمینگ اقتصادی نیست مگر در مقیاس.
اختلال اینترنت. فارمینگ نیاز به مدیریت دارد: تغییر محدوده، برداشت پاداش، خروج به موقع. اگر روزی که باید خارج شوید اتصال ندارید، هیچ کاری از دستتان برنمی آید. استراتژی ای انتخاب کنید که چند روز بی توجهی را تحمل کند.
دسترسی به رابط کاربری. بخشی از رابط های وب این پروتکل ها برای آی پی ایران محدود شده اند. خود قرارداد روی زنجیره در دسترس است، اما سایتی که با آن کار می کنید ممکن است نباشد.
مسیر خروج به تومان. این نکته را جدی بگیرید: سود شما به توکنی است که باید بعدا به تومان تبدیل شود. اگر آن توکن در بازار داخلی خریدار ندارد، سودتان روی کاغذ است. قبل از ورود، مسیر خروج را بررسی کنید. برای بخشی از سرمایه که باید نقد و در دسترس بماند، ابزارهای ساده تری مثل تبدیل ووچر و تتر به تومان بدون این وابستگی کار می کنند.
پس برای چه کسی معنی دارد
ییلد فارمینگ برای کسی که سرمایه قابل توجه دارد، ریسک قرارداد را می فهمد، و می تواند موقعیتش را فعالانه مدیریت کند، یک ابزار واقعی است. به خصوص در استخرهای استیبل کوین که ضرر ناپایدارش ناچیز است.
برای کسی که سرمایه کوچکی دارد و دنبال درآمد منفعل است، ابزار اشتباهی است. آن سود سالانه ای که دیده، به دستش نمی رسد. اگر باز هم می خواهید امتحان کنید، با مبلغی شروع کنید که از دست رفتنش برایتان مهم نباشد و اول در استراتژی های ییلد فارمینگ در پنکیک سواپ ببینید مکانیزمش در عمل چطور اجرا می شود.
سوال های پرتکرار
تفاوت ییلد فارمینگ و استیکینگ چیست؟
استیکینگ قفل کردن دارایی برای امنیت شبکه است و سودش از کارکرد خود شبکه می آید؛ ییلد فارمینگ تامین نقدینگی برای معامله گران است و سودش از کارمزد آنها به علاوه توکن هایی که پروتکل منتشر می کند. استیکینگ ساده تر و کم ریسک تر است و ضرر ناپایدار ندارد. ییلد فارمینگ سود اسمی بالاتر و ریسک بیشتری دارد.
سود ییلد فارمینگ چقدر است؟
عدد ثابتی ندارد و هر جا عدد قطعی دیدید، به آن مشکوک باشید. سود واقعی برابر است با سهم کارمزد به علاوه ارزش فروش پاداش، منهای ضرر ناپایدار و کارمزدهای شبکه. استخرهای استیبل کوین سود کم و پایدار دارند و استخرهای پرنوسان سود اسمی بالا و نتیجه نهایی غیرقابل پیش بینی.
ییلد فارمینگ در صرافی های ایرانی وجود دارد؟
بعضی پلتفرم های داخلی محصولاتی با نام های مشابه ارائه می کنند، اما ماهیتشان معمولا فرق دارد: در این حالت شما دارایی را به خود پلتفرم می سپارید و پلتفرم سود پرداخت می کند. یعنی ریسکتان ریسک قرارداد هوشمند نیست، ریسک طرف مقابل است. بدتر یا بهتر بودنش به این بستگی دارد که به کدام بیشتر اعتماد دارید، ولی مهم است که این دو را یکی نگیرید.
ییلد فارمینگ با چه مبلغی صرف می کند؟
پاسخ دقیقی که به همه بخورد وجود ندارد، چون به کارمزد شبکه ای که روی آن کار می کنید بستگی دارد. اما منطقش ساده است: کارمزدهای ورود، خروج و برداشت پاداش تقریبا ثابت اند، پس هر چه سرمایه کوچک تر باشد سهم آنها از سود بیشتر می شود. قبل از شروع، همان کارمزدها را تخمین بزنید و ببینید چند درصد سرمایه شما هستند.
حرف آخر
ییلد فارمینگ درآمد منفعل نیست؛ یک شغل نیمه وقت است با ریسک نرم افزاری. اگر بعد از کسر همه اجزایی که بالا شمردیم هنوز جذاب به نظر می رسد، احتمالا یکی از اجزا را جا انداخته اید. دوباره حساب کنید.