بازار قرمز می شود و اولین چیزی که به ذهن می رسد این است: همه را بفروشم و بروم به تتر.
این کار گاهی درست است و گاهی گران ترین تصمیم آن هفته. تفاوتش در این است که بدانید تتر دقیقا کدام ریسک را از شما می گیرد و کدام ها را دست نخورده باقی می گذارد. اکثر مطالبی که در این باره نوشته می شود فقط بخش اول را می گویند.
تتر یک ریسک را حذف می کند، نه ریسک را

وقتی دارایی نوسانی را به تتر تبدیل می کنید، ریسک قیمتی آن دارایی را کنار گذاشته اید. همین و بس. چیزی که سر جایش می ماند:
- ریسک ناشر. تتر بدهی یک شرکت است. خود شرکت در صفحه شفافیت خود ترکیب ذخایر را منتشر می کند و می گوید دارایی هایش از بدهی هایش بیشتر است؛ این یک ادعای قابل خواندن است، نه ضمانت یک نهاد ناظر.
- ریسک پلتفرم. اگر تتر در حساب یک صرافی است، شما هنوز به تصمیم های آن صرافی وابسته اید.
- ریسک ارزی. تتر یعنی دلار. اگر خرج و زندگی شما به تومان است، رفتن به تتر شما را از نوسان بازار کریپتو بیرون می آورد و به نوسان دلار می برد.
این سومی مهم ترین بخشی است که در تحلیل های ترجمه شده وجود ندارد، چون برای نویسنده خارجی دلار خود پول است و ریسکی محسوب نمی شود. برای شما این طور نیست.
پس «امن» یعنی چه
هیچ کدام از سه گزینه پیش روی شما بی ریسک نیستند و بهتر است این را صریح بگوییم.
ماندن در ارز نوسانی یعنی پذیرفتن نوسان قیمت. رفتن به تتر یعنی پذیرفتن ریسک ناشر و بستن ارزش به دلار. نشستن روی تومان یعنی پذیرفتن تورم. انتخاب شما بین ریسک و بی ریسکی نیست، بین سه نوع ریسک است.
سوال درست این نیست که «کجا امن است»، این است که «کدام ریسک را بهتر تحمل می کنم و در چه بازه زمانی».
سه کاری که واقعا ریسک را کم می کند

خروج پلکانی به جای تصمیم صفر و صد
«همه را فروختم» و «هیچی نفروختم» هر دو شرط بندی روی یک پیش بینی هستند. خروج بخش به بخش، شما را از مجبور بودن به درست حدس زدن خلاص می کند.
در عمل یعنی به جای یک تصمیم بزرگ در بدترین لحظه، چند تصمیم کوچک در چند نقطه. نتیجه اش کمتر از بهترین حالت است و خیلی بهتر از بدترین حالت.
یک واحد اندازه گیری ثابت داشته باشید
اگر سود و زیانتان را گاهی به تومان و گاهی به تتر حساب کنید، عملا نمی دانید در چه وضعیتی هستید. آدم هایی هستند که به تومان سود کرده اند و به دلار عقب مانده اند و متوجه نشده اند.
یک واحد انتخاب کنید و به آن پایبند بمانید. اینکه معامله را در پایه تتری انجام دهید یا ریالی، خودش تصمیم جدایی است که در مقایسه بازار تتری و ریالی بررسی شده.
هزینه رفت و برگشت را حساب کنید
هر بار که به تتر می روید و برمی گردید، دو بار کارمزد و دو بار فاصله نرخ خرید و فروش می پردازید. اگر این کار را هفته ای چند بار انجام دهید، همان مبلغی که برای «مدیریت ریسک» خرج می کنید ممکن است از ضرری که از آن فرار می کردید بیشتر شود.
این قلم پنهان را در فاصله نرخ خرید و فروش تتر باز کرده ایم. قبل از هر استراتژی رفت و برگشتی، یک بار حسابش کنید.
چیزی که قبل از هر تبدیلی مهم تر است: اندازه
بیشتر بحث های مدیریت ریسک درباره این است که کی وارد شویم و کی خارج. ولی متغیری که بیشترین اثر را دارد جای دیگری است: چقدر.
کسی که کل پس اندازش در یک دارایی است، هر چقدر هم استراتژی خروج داشته باشد، در یک شب بد کاری از دستش برنمی آید. کسی که سهم متناسبی وارد کرده، می تواند آن شب بخوابد و فردا تصمیم بگیرد. تصمیم های خوب از آرامش می آیند و آرامش از اندازه درست.
یک محک ساده: اگر افت پنجاه درصدی این دارایی برنامه زندگی شما را عوض می کند، سهمش زیاد است. این جمله هیچ فرمولی ندارد و از هر فرمولی بیشتر جواب می دهد.
و پولی که برای اجاره یا درمان یا شهریه کنار گذاشته شده، اصلا نباید وارد این بازار شود. نه در ارز نوسانی، نه در تتر. این تنها بخشی از این متن است که استثنا ندارد.
جایی که این روش شکست می خورد

بگذارید صادق باشیم، چون این بخش را کسی نمی نویسد.
رفتن به تتر بعد از ریزش، ضرر را قفل می کند. اگر بعد از یک افت شدید بفروشید، آن افت دیگر روی کاغذ نیست و واقعی شده. تتر آن را برنمی گرداند؛ فقط جلوی بدتر شدنش را می گیرد.
برگشتن به بازار سخت تر از خارج شدن است. کسی که در ترس فروخته، معمولا در برگشت هم مردد است و بعد از یک رشد سریع دوباره وارد می شود. این الگو، رایج ترین شکل ضرر کردن با یک تصمیم درست است.
تتر سود نمی دهد. ماه هایی که در تتر می نشینید، بازدهی شما صفر است. برای کسی که افق کوتاهی دارد این هزینه ای ندارد؛ برای کسی که سال ها منتظر می ماند، دارد.
اینکه چه زمانی این توقف منطقی است و چه زمانی فقط تعویق تصمیم است، بحث زمان درست پارک کردن سرمایه است.
یک قاعده ساده که جواب می دهد
قبل از هر تبدیلی به تتر، یک جمله بنویسید: «این پول را به تتر می برم چون …، و وقتی … برمی گردانم».
اگر نتوانستید جای دوم را پر کنید، شما در حال مدیریت ریسک نیستید؛ در حال فرار از تصمیم گیری هستید. و آن پول احتمالا ماه ها همان جا می ماند.
و اگر دلیلتان از اول این بوده که پول را برای پرداختی در آینده کنار بگذارید، شاید اصلا نیازی به نگه داشتن تتر نداشته باشید؛ کدهای دلاری آماده خرج همان ارزش را نگه می دارند و در لحظه پرداخت یک قدم جلوترند.
سوال های پرتکرار
هدف اصلی مدیریت ریسک در بازار ارز دیجیتال چیست؟
زنده ماندن برای معامله بعدی. مدیریت ریسک قرار نیست سود شما را بیشتر کند؛ قرار است جلوی ضرری را بگیرد که شما را از بازار بیرون می اندازد. هر تعریف دیگری از این عبارت، فروختن استراتژی است.
برای اینکه در ترید ضرر نکنیم چه کار کنیم؟
ضرر نکردن ممکن نیست و هر کس خلافش را بگوید چیزی می فروشد. کاری که می شود کرد، محدود کردن اندازه ضرر است: حجم متناسب با کل سرمایه، خروج پلکانی و نداشتن پولی در بازار که به آن نیاز فوری دارید.
نگه داشتن پول در تتر بهتر است یا تومان؟
بستگی به این دارد که پول را برای چه کاری کنار گذاشته اید. برای خرجی که به تومان است، تومان ریسک کمتری دارد. برای ارزشی که باید در برابر کاهش ارزش پول ملی حفظ شود، تتر منطقی تر است. برای پولی که فردا لازمش دارید، هیچ کدام؛ اصلا واردش نکنید.
آیا نگه داشتن تتر خودش ریسک دارد؟
بله. تتر توکنی است که یک شرکت منتشر می کند و ارزشش به ذخایر و اعتبار آن شرکت وابسته است. مقایسه اش با بقیه استیبل کوین ها را در تتر در برابر سایر استیبل کوین ها ببینید.