پرداخت بین المللی با ارز دیجیتال؛ راه تجارت از ایران
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
یک فاکتور ۴ هزار دلاری از یک تامین کننده در گوانگژو روی میز است. فروشنده می گوید تا جمعه پول را می خواهد وگرنه سفارش می رود در صف بعدی. حساب بانکی خارجی ندارید، کارت اعتباری هم نه، و حواله صرافی این هفته دو روز طول کشیده. این وضعیت، نه تعریف بلاکچین، چیزی است که آدم را به ارز دیجیتال می رساند.
پس بگذارید از همان جا شروع کنیم: در تجارت بین الملل از ایران، ارز دیجیتال دقیقا کجا کار می کند، کجا کار نمی کند، و چه چیزی را اصلا حل نمی کند.
ادبیات جهانی درباره ارز دیجیتال در تجارت، معمولا از سرعت و کارمزد حرف می زند. برای یک شرکت آلمانی که سوییفت دارد، این ها بهینه سازی است. برای یک واردکننده ایرانی، مسئله چیز دیگری است: مسیر اول اصلا وجود ندارد. سوییفت باز نیست، اعتبار اسنادی باز نمی شود، و کارت بانکی ایرانی در هیچ درگاه خارجی پذیرفته نمی شود.
پس آنچه اینجا اتفاق می افتد جایگزینی یک روش کند با روش سریع نیست. جایگزینی «هیچ» است با «یک چیزی». این تفاوت، تمام محاسبات ریسک را عوض می کند و دلیل اصلی این است که ترجمه مقاله های خارجی درباره این موضوع به درد خواننده ایرانی نمی خورد.
در عمل، پرداخت به فروشنده خارجی از ایران از سه مسیر رد می شود و هر سه معایب خودشان را دارند.
حواله صرافی. قدیمی ترین راه و هنوز پرکاربردترین. برای مبالغ بزرگ و تامین کننده های شناخته شده معمولا بهترین گزینه است. اما نرخ را صرافی تعیین می کند، زمان تسویه قابل پیش بینی نیست، و شما در عمل به اعتبار یک واسطه تکیه کرده اید.
تتر. سریع، شفاف و قابل ردیابی. تامین کننده چینی و ترک امروز معمولا آن را می شناسد و قبول می کند. مشکلش را پایین تر می گویم چون مهم است.
کدهای دلاری. همان چیزی که در ایران به آن ووچر می گوییم. یک کد با ارزش دلاری مشخص که دست به دست می شود و برای مصرفش نه آدرس لازم است نه شبکه. ووچر دلاری در پرداخت های تجاری جای تتر را نمی گیرد، ولی در یک نقطه مشخص از آن بهتر عمل می کند.
تتر یک توکن روی بلاکچین است و صادرکننده اش می تواند یک آدرس را مسدود کند. این قابلیت در قرارداد هوشمند وجود دارد و استفاده هم می شود. یعنی دارایی ای که فکر می کنید در کیف پول خودتان است، در حالتی خاص از دسترس خارج می شود بی آنکه کسی کلید خصوصی شما را داشته باشد.
برای یک معامله تجاری این ریسک واقعی است، چون پول شما در مسیر از چند کیف پول رد می شود و لازم نیست خودتان کار اشتباهی کرده باشید. کافی است یکی از حلقه های قبلی زنجیره آلوده باشد. مفصل ترش را در فریز شدن آدرس تتر نوشته ایم.
حرف این نیست که تتر را کنار بگذارید. حرف این است که برای پول یک محموله، نگه داشتن کل مبلغ روی یک آدرس تا روز تسویه، تصمیم بدی است.
یک کد ووچر روی هیچ زنجیره ای ثبت نمی شود. آدرسی ندارد که بلاک شود و تراکنشی ندارد که کسی رصدش کند. برای پرداخت های متوسط به فروشنده ای که این کدها را می شناسد، یعنی یک درجه ریسک کمتر.
محدودیتش هم صریح است: پذیرش. تامین کننده چینی که تتر می گیرد، لزوما یو ووچر برای پرداخت به تامین کننده را نمی شناسد و باید اول قبول کند. برای هزینه های سرویسی مثل هاست، نرم افزار و تبلیغات، پذیرش خیلی بهتر است؛ برای کالای فیزیکی از یک کارخانه، معمولا نه. اگر مقصد پرداختتان از همین دسته سرویسی است، تسویه هزینه هاست و دامنه خارجی مسیر را قدم به قدم دارد.
نسل قبلی این ابزارها هم همین کار را می کرد. معاملات بین المللی با پرفکت مانی سال ها همین نقش را داشت تا وقتی صدور کدهای جدیدش متوقف شد.
وقتی کسی می گوید «کارمزد ما کمترین است»، معمولا فقط یکی از چهار جز را می گوید. هزینه واقعی یک پرداخت ارزی از ایران این هاست:
- نرخ تبدیل ریال به دلار. بزرگ ترین جز و تقریبا همیشه نادیده گرفته می شود. اختلاف نیم درصدی در نرخ، از هر کارمزدی سنگین تر است.
- اسپرد خرید و فروش. فاصله نرخی که می خرید با نرخی که می فروشید.
- کارمزد سرویس. همان عددی که در تبلیغات می بینید.
- کارمزد شبکه. فقط اگر مسیرتان بلاکچینی باشد. روی کد دلاری این جز صفر است.
نرخ لحظه ای را هم اینجا می بینید تا مجبور نباشید به عدد ثابت یک مقاله اعتماد کنید:
این قسمت را بیشتر مقاله ها جا می اندازند و دقیقا همین جاست که آدم ها پول از دست می دهند.
پرداخت رمزارزی برگشت پذیر نیست. اعتبار اسنادی نیست، ضمانت نامه نیست، و هیچ نهادی وسط معامله نایستاده که اگر کالا نرسید پول را برگرداند. در حواله بانکی حداقل یک زنجیره از اسناد وجود دارد؛ اینجا فقط یک تراکنش است که انجام شده.
یعنی ریسک از سیستم مالی منتقل شده به طرف مقابل معامله. اگر تامین کننده را نمی شناسید، ارز دیجیتال این مشکل را حل نمی کند، بدترش هم می کند. بر اساس سفارش های ثبت شده در پلتفرم، بیشترین ضررهایی که کاربران گزارش می کنند از نوسان قیمت نیست؛ از پرداخت کامل به فروشنده ناشناس در اولین معامله است.
راه حل عملی هم فنی نیست، تجاری است: معامله اول را کوچک ببندید، مبلغ را بخش بندی کنید، و تا وقتی رابطه جا نیفتاده کل مبلغ را جلوتر ندهید.
دو چیز اینجا هست که در هیچ راهنمای خارجی پیدا نمی کنید.
اول، اختلال اینترنت. روزی که پهنای باند بین الملل محدود می شود، شما نه به صرافی دسترسی دارید نه به کیف پول. اگر تسویه تان به یک تاریخ مشخص گره خورده، این یک ریسک عملیاتی جدی است و راهش این است که پرداخت را به روز آخر نیندازید.
دوم، تقویم. تعطیلات طولانی داخلی و تعطیلات چین دو بازه ای است که نقدینگی بازار ایران و طرف مقابل هم زمان نازک می شود. نرخ در این روزها بدتر است و تسویه کندتر.
برای محموله بزرگ و تامین کننده جاافتاده، حواله. برای پرداخت متوسط به طرفی که رمزارز می شناسد، تتر، ولی نه با نگه داشتن طولانی مدت مبلغ روی یک آدرس. برای هزینه های سرویسی و مبالغ کوچک تر، کد دلاری راحت ترین و کم دردسرترین گزینه است.
و هیچ کدام جای شناختن طرف معامله را نمی گیرد.
پرداخت به صورت ارز دیجیتال یعنی چه؟
یعنی به جای اینکه پول از مسیر بانک و سوییفت برود، مبلغ به شکل یک دارایی دیجیتال مثل تتر یا یک کد دلاری به فروشنده منتقل شود. طرف مقابل آن را می گیرد و خودش به ارز محلی اش تبدیل می کند. هیچ بانکی وسط نیست، و همین هم مزیت اصلی و هم ریسک اصلی ماجراست.
چگونه با ارز دیجیتال پرداخت کنم؟
اول از فروشنده بپرسید چه چیزی قبول می کند و روی کدام شبکه؛ این یک سوال است نه دو تا، و اشتباه در شبکه یعنی از دست رفتن پول. بعد مبلغ را تهیه کنید، یک تراکنش آزمایشی کوچک بفرستید، و پس از تایید فروشنده باقی را بفرستید. آن تراکنش آزمایشی کوچک تر از آن است که به چشم بیاید و بارها جلوی ضرر بزرگ را گرفته.
درگاه های پرداخت ارز دیجیتال کدامند؟
درگاه به معنای متعارفش، سرویسی است که روی سایت فروشنده نصب می شود تا مشتری با رمزارز پرداخت کند. برای خریدار ایرانی این معمولا موضوع نیست، چون شما مشتری یک سایت خارجی هستید و آن سایت خودش تصمیم گرفته چه بگیرد. سوال درست تر این است که آن مقصد خاص چه روش پرداختی قبول می کند، و جواب برای هر سایت فرق دارد.
بهترین درگاه های پرداخت بین المللی کدامند؟
بهترین در این بحث معنی ندارد، چون انتخاب را مقصد پرداخت می کند نه شما. پرسش عملی این است که مقصدتان کدام است: سرویس نرم افزاری، فروشگاه، تامین کننده کالا یا کارفرمای خارجی. برای هر کدام گزینه متفاوتی جواب می دهد و مقایسه ابزارهای پرداخت ارزی این تفکیک را کامل باز کرده.