نمودار قیمت را چطور بخوانیم؟ بدون ادعای پیش بینی

به روزرسانی:
۹ دقیقه مطالعه


۰بازدید



۰اشتراک



دارای مجوزهای رسمی
انتشار:

برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.

یک پیام که در پشتیبانی دیجی دلار هر ماه چند بار تکرار می شود: «نمودار یک ساله شما اشتباه است. همین ارز را در یک سایت خارجی نگاه کردم، آنجا خط پایین آمده و اینجا بالا رفته.»

نمودار اشتباه نیست. آن دو خط دو چیز متفاوت را اندازه می گیرند و هیچ کس این را جایی به خواننده نگفته.

راستش را بخواهید، بیشتر آموزش های فارسی خواندن نمودار از جای غلطی شروع می کنند: از الگوها. سر و شانه، مثلث، پرچم. قبل از همه این ها سه چیز ساده تر هست که اگر ندانید بقیه اش روی هواست، و همان سه چیز جواب سوال بالا را هم می دهند. این درس درباره همان سه چیز است و درباره اینکه چرا هیچ عدد هدفی در آن نخواهید دید.

نمودار دفتر گذشته است، نه خبر فردا

اینفوگرافیک نمودار یعنی محدوده، نه پیشگویی: کف بازه، برگشت، سقف بازه، اصلاح، جای امروز

یک نمودار قیمت فقط یک کار می کند: قیمت هایی را که واقعا معامله شده اند به ترتیب زمان کنار هم می چیند. همین. هر نقطه روی آن خط، رد تصمیم آدم هایی است که پول داده اند و پول گرفته اند؛ و هیچ کدامشان قول فردا را نداده اند.

پس به چه درد می خورد؟ به این درد که محدوده را به شما می دهد.

محدوده یعنی سه عدد ساده: پایین ترین جایی که قیمت در بازه انتخابی شما رفته، بالاترین جا، و اینکه قیمت همین حالا کجای این فاصله ایستاده. هر سه را می شود در ده ثانیه از هر نموداری برداشت، بدون هیچ ابزار و اندیکاتوری.

بی تعارف موضع من این است: کسی که می داند قیمت الان به سقف یک ساله نزدیک است یا به کف آن، تصمیم بهتری می گیرد تا کسی که یک هدف قیمتی در ذهن دارد. اولی یک واقعیت را می داند، دومی یک آرزو را. چرا بیشتر پیش بینی های قیمت غلط از آب درمی آید را جداگانه نوشته ایم و خلاصه اش این است که تعداد متغیرها از تعداد آدم هایی که آن ها را می شمارند بیشتر است.

نمودار یعنی محدوده، نه پیشگویی

شکل نمونه است، نه قیمت واقعی: از هر نموداری سه چیز درمی آید، کف بازه، سقف بازه و جای امروز میان این دو.

محور عمودی از کف بازه شروع می شود، نه از صفرکف تا سقف بازه
  1. کف
  2. بالا آمد
  3. سقف
  4. پس داد
  5. اینجا
  1. کف بازه
  2. برگشت
  3. سقف بازه
  4. اصلاح
  5. جای امروز

اول بپرسید این خط به چه پولی است

حالا برگردیم به آن پیام پشتیبانی، چون جواب همین جاست.

وقتی قیمت یک ارز را به تومان رسم می کنیم، آن خط حاصل ضرب دو حرکت است: حرکت خود ارز در بازار جهانی، و حرکت نرخ تومان. یک سایت خارجی فقط حرکت اول را می کشد. ما هر دو را داریم، چون خریدار ایرانی با تومان پرداخت می کند و سود و زیانش هم به تومان است.

نتیجه اش چیزی است که سال گذشته بارها اتفاق افتاد: یک ارز می توانست در همان دوازده ماه به دلار منفی باشد و به تومان مثبت. هیچ کدام از این دو عدد دروغ نیست. دو سوال متفاوت را جواب می دهند.

برای همین در صفحه هر ارز در دیجی دلار درصد تغییر دو بار نوشته می شود، یکی تومانی و یکی تتری، و بالای نمودار هم یک کلید تومانی و تتری هست که همان خط را دوباره می کشد. عادت کنید قبل از هر قضاوتی نگاه کنید کدام حالت روشن است.

یک نکته که برای تتر از این هم مهم تر است و کمتر جایی نوشته می شود: تتر به دلار چسبیده و تقریبا تکان نمی خورد. پس وقتی نمودار قیمت تتر در سه بازه را باز می کنید و خط بالا می رود، آنچه بالا رفته تتر نیست؛ ریال است که پایین آمده. این یک جمله، نصف بدفهمی های بازار تومانی را حل می کند.

برای بیت کوین و بقیه ارزها ماجرا مخلوط تر است، چون خود ارز هم تکان می خورد؛ در قیمت بیت کوین به تومان و به دلار این دو عدد کنار هم نوشته شده اند و تاریخچه قیمت بیت کوین روی نمودار تومانی نشان می دهد چطور روی هم سوار می شوند.

یک ریزه کاری هم هست که موقع ساختن همین نمودارها یاد گرفتیم و به درد خواننده هم می خورد: هر نقطه نمودار تومانی باید با نرخ ارز همان لحظه تومانی شود، نه با نرخ امروز. اگر قیمت دلاری یک سال گذشته را در نرخ امروز ضرب کنید، نموداری می کشید که هیچ وقت اتفاق نیفتاده. نمودارهای تومانی زیادی در اینترنت فارسی دقیقا همین طور ساخته شده اند.

بازه را عوض کنید، داستان عوض می شود

روی صفحه هر ارز سه دکمه بالای نمودار هست: ۲۴ ساعت، ۱ ماه، ۱ سال. همان ارز، همان لحظه، سه روایت متفاوت.

و اینجا جای تصحیح یک باور غلط است که واقعا رایج است. خیلی ها فکر می کنند شیب تند خط یعنی حرکت بزرگ. یعنی نمی دهد. محور عمودی نمودار از صفر شروع نمی شود؛ از حوالی کمترین قیمت همان بازه شروع می شود و تا حوالی بیشترین قیمت می رود. یعنی هر نموداری، در هر بازه ای، خودش را تا کف و سقف قاب می کشد. یک نوسان کوچک در یک روز آرام، دقیقا همان قدر پرشیب دیده می شود که یک سقوط بزرگ در یک سال پرحادثه. شیب، تصمیم رسم است. اندازه حرکت، آن عددی است که کنار نمودار به درصد نوشته شده.

پس بازه را بر اساس کاری که می خواهید بکنید انتخاب کنید، نه بر اساس اینکه کدام هیجان انگیزتر است. اگر می خواهید یک بار تتر بخرید و بفرستید، نمودار ۲۴ ساعته تقریبا هیچ چیزی به شما اضافه نمی کند و فقط اضطراب می سازد. بازه یک ماهه برای این کار بس است. بازه یک ساله وقتی به کار می آید که می خواهید بدانید قیمت امروز نسبت به کل سال کجا ایستاده.

ترتیبی که خودمان نگاه می کنیم

وقتی پشت میز نموداری را باز می کنیم، ترتیب نگاه ثابت است و از الگو شروع نمی شود.

اول واحد خط: تومانی یا تتری. بعد بازه. بعد کف و سقف همان بازه. بعد جای قیمت میان آن دو. و آخر یک نگاه به بقیه بازار، که مهم ترین قدم است و همیشه فراموش می شود: این ارز تنها حرکت کرده یا همه با هم حرکت کرده اند؟ چون اگر همه بالا رفته اند، خبر مربوط به این ارز نیست.

ابزارهای تحلیل تکنیکال بعد از این پنج تا می آیند، نه قبلشان. اینکه آن ابزارها کجا کار می کنند و کجا نمی کنند بحث خودش را دارد، ولی هیچ کدامشان جای این پنج نگاه را نمی گیرند.

ترتیبی که نمودار را می خوانیم

پنج نگاه کوتاه، به همین ترتیب؛ الگوها اگر لازم شدند، بعد از این ها می آیند.

  1. واحد خط

    تومانی است یا تتری

    ۱
  2. بازه زمانی

    ۲۴ ساعت، ۱ ماه یا ۱ سال

    ۲
  3. کف و سقف

    بالاترین و پایین ترین همان بازه

    ۳
  4. جای امروز

    قیمت کجای این فاصله ایستاده

    ۴
  5. قیاس با بازار

    تنها حرکت کرده یا همه با هم

    ۵

یک نمودار تنها نمی گوید امروز چه روزی بود

این قدم پنجم را باز کنم، چون تنها جایی است که یک نمودار تک به تنهایی از پسش برنمی آید.

فرض کنید نمودار یک ارز امروز کمی بالا رفته. خوب است؟ معلوم نیست. اگر بقیه بازار بیشتر از آن بالا رفته باشد، این ارز در واقع عقب مانده. اگر همه پایین آمده باشند و این یکی بالا رفته باشد، اتفاق خاصی افتاده که ارزش نگاه کردن دارد. نمودار تنهای یک ارز، هیچ کدام از این دو حالت را به شما نشان نمی دهد.

چیزی که این را نشان می دهد پهنای بازار است: از صد ارز بزرگ، امروز چند تا صعودی بوده اند و چند تا نزولی، و میانه حرکتشان چقدر بوده. تابلوی قیمت لحظه ای ارزهای دیجیتال دقیقا همین را کنار قیمت ها می گذارد و یک کلید تومانی و دلاری هم دارد که کل تابلو را دوباره رنگ می کند. روزی که ریال حرکت می کند این دو تابلو دو رنگ متفاوت اند و همین تفاوت، تمام حرف این سایت است.

یک عدد دیگر هم آنجا هست که فیدهای قیمت خالص اصلا نمی توانند داشته باشند: فاصله خرید و فروش. ما واسطه ایم، پس هر دو طرف نرخ را داریم. آن فاصله به شما می گوید بازار یک ارز چقدر عمق دارد، و برای کسی که واقعا می خواهد معامله کند از هر الگوی نموداری مفیدتر است.

چه چیزی از نمودار درمی آید و چه چیزی درنمی آید

بگذارید ساده بگویم. نمودار یک ابزار اندازه گیری است، نه یک ابزار پیشگویی. هر چیزی که واقعا روی آن خط ثبت شده را می شود خواند؛ هر چیزی که ثبت نشده، هر چقدر هم با خط کش و رنگ روی نمودار بکشید، از خودتان است.

چهار چیز از نمودار درمی آید: کف و سقف بازه، واحد خط، اندازه نوسان، و جای قیمت میان کف و سقف. چهار چیز هم درنمی آید: قیمت فردا، دلیل هر حرکت، اینکه قیمت امروز ارزان است یا گران، و هر هدف قیمتی.

آن مورد سوم را جدی بگیرید. «ارزان» و «گران» درباره قیمت نیستند، درباره ارزش اند، و ارزش چیزی است که نمودار هیچ ستونی برایش ندارد. نمودار فقط می گوید قیمت نسبت به گذشته خودش کجاست. بقیه اش قضاوت شماست و نمودار در آن قضاوت شریکی نیست.

از نمودار چه درمی آید و چه درنمی آید

ستون اول چیزهایی است که واقعا روی خط ثبت شده؛ ستون دوم چیزهایی که هیچ نموداری ندارد.

برگه خواندن نموداربدون پیش بینی

از نمودار درمی آید

  • کف و سقف بازه انتخابی
  • واحد خط، تومانی یا تتری
  • اندازه نوسان در همان بازه
  • جای قیمت میان کف و سقف

از نمودار درنمی آید

  • قیمت فردا
  • دلیل هر حرکت
  • اینکه ارزان است یا گران
  • هدف قیمتی

اگر یک عادت از این درس بماند

قبل از هر تصمیمی، دو تا سوال از خودتان بپرسید و جوابشان را بلند بگویید: این خط به چه پولی است، و این بازه چند وقت است؟

همین دو سوال، بیشتر دعواهای «نمودار شما با نمودار آن ها فرق دارد» را تمام می کند. بعدش سراغ کف و سقف بروید و ببینید قیمت کجای فاصله ایستاده. اگر تا اینجا آمدید و بعد تصمیم گرفتید تتر با نرخ همین لحظه بخرید یا نخرید، آن تصمیم را روی چیزی گرفته اید که واقعا روی صفحه نوشته شده.

و یک چیز که ننوشتنش نامردی است: هیچ کجای این درس عددی برای فردا ندیدید و قرار هم نبود ببینید. هر آموزشی که خواندن نمودار را به شما یاد بدهد و آخرش یک هدف قیمتی بگذارد، همان جا دارد چیزی را می فروشد که خودش هم ندارد.

سوال هایی که واقعا پرسیده می شود

چرا درصد تغییر یک ساله در سایت شما با سایت های خارجی فرق دارد؟

چون واحدها یکی نیست. عدد آن ها معمولا دلاری است و عدد ما تومانی، و تومان خودش در همان دوازده ماه حرکت کرده. برای مقایسه مستقیم، روی صفحه ارز کلید تتری را بزنید تا هر دو نمودار یک چیز را اندازه بگیرند.

برای خرید تتر کدام بازه نمودار را ببینم؟

یک ماهه. اگر هدفتان یک خرید و یک انتقال است، بازه ۲۴ ساعته چیزی جز نوسان لحظه ای به شما نمی دهد و بازه یک ساله بیشتر تاریخ ریال را نشان می دهد تا وضعیت امروز. یک ماهه کف و سقف قابل استفاده ای دارد.

شیب تند نمودار یعنی قیمت خیلی تغییر کرده؟

نه. محور عمودی هر نمودار خودش را با کف و سقف همان بازه تنظیم می کند، پس یک حرکت کوچک هم می تواند پرشیب دیده شود. اندازه واقعی حرکت را از درصد تغییری بخوانید که کنار نمودار نوشته شده، نه از شکل خط.

از روی نمودار می شود فهمید قیمت فردا بالا می رود یا پایین؟

خیر، و هر کسی بگوید می شود، دارد ادعایی می کند که خودش هم نمی تواند پشتش بایستد. کاری که از نمودار برمی آید این است که بگویید قیمت امروز نسبت به گذشته خودش کجاست و نوسان این بازه چقدر بوده. برای تصمیم گرفتن همین کافی است؛ برای پیشگویی هیچ چیزی کافی نیست.