بیت کوین و آلودگی هوا؛ چقدرش واقعا تقصیر ماینینگ است
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
هر زمستان که هوای تهران قفل می شود، همان بحث قدیمی برمی گردد و یک متهم تازه پیدا می کند. یک سال دودکش ها، یک سال خودروها، و یک سال هم بیت کوین.
عنوان قدیمی همین صفحه هم دقیقا همین را می گفت: بیت کوین عامل اصلی آلودگی هوا. آن جمله، به همان شکلی که نوشته شده بود، درست نیست و بهتر است اول همین را روشن کنیم.

این تفاوت، تمام ماجراست. یک دستگاه استخراج نه دودی دارد و نه دودکشی. چیزی که مصرف می کند برق است.
حالا زنجیره را کامل کنیم. بخش عمده برق کشور در نیروگاه های حرارتی تولید می شود و سوخت اصلی آن ها گاز است. در سرمای زمستان که مصرف گاز خانگی بالا می رود، سهم گاز نیروگاه ها کم می شود و بخشی از آن ها به سوخت مایع روی می آورند. سوخت مایع، در مقایسه با گاز، آلاینده بیشتری وارد هوا می کند.
پس ربط بیت کوین به آلودگی هوا غیرمستقیم است و از یک حلقه می گذرد: مصرف برق بیشتر، تولید برق بیشتر، سوخت بیشتر. هر مصرف کننده بزرگ برق دیگری هم دقیقا همین ربط را دارد. اندازه واقعی این مصرف را در مصرف برق شبکه بیت کوین و آنچه آن عدد نشان نمی دهد بررسی کرده ایم.
آلودگی هوای تهران یک منبع ندارد. حمل و نقل، کیفیت سوخت، صنایع اطراف شهر و شرایط جوی وارونگی، هر کدام سهمی دارند و این سهم ها را نهادهای پایش کیفیت هوا اندازه می گیرند، نه شبکه های اجتماعی.
استخراج ارز دیجیتال در بهترین حالت یکی از مصرف کننده های برق است، آن هم در کنار صنایع سنگینی که مصرفشان با هیچ مزرعه استخراجی قابل مقایسه نیست. تبدیل کردن یک مصرف کننده به «عامل اصلی» یک پدیده چند علتی، از نظر روش شناسی غلط است. بی تعارف: این نسبت دادن راحت است چون هیچ سیاست گذاری ای را ملزم به تغییر نمی کند.
و یک نکته را هم انصاف حکم می کند بگوییم: اینکه ادعا اغراق آمیز است، به این معنا نیست که مصرف برق ماینینگ مسئله نیست. هست، ولی مسئله اش شبکه برق است نه هوای شهر.
موضوع اصلی هیچ وقت استخراج قانونی نبود. مزرعه ثبت شده، برق صنعتی می خرد و پول آن را می دهد.
مسئله، دستگاه هایی بودند که در انباری ها، مرغداری ها و ویلاهای اطراف شهرها با برق یارانه ای خانگی و کشاورزی کار می کردند. آنجا هزینه واقعی برق پرداخت نمی شد و همین بود که هم بار شبکه را بالا می برد و هم اقتصاد کار را جذاب نگه می داشت. نتیجه اش را در ماجرای قطعی سراسری برق و سهم مزرعه های استخراج نوشته ایم.
یعنی دعوا بر سر یارانه بود، نه بر سر بیت کوین. اگر همان مقدار برق یارانه ای صرف هر کار دیگری می شد، همان اثر را روی شبکه می گذاشت.
و برای کسی که فقط می خواهد بیت کوین داشته باشد، این کل بحث حاشیه است: خرید مستقیم از بازار بیت کوین با تسویه ریالی نه دستگاهی لازم دارد و نه برقی.
مصرف برق شبکه بیت کوین جهانی است و به قیمت برق در هر نقطه واکنش نشان می دهد. دستگاه ها به سمت ارزان ترین برق حرکت می کنند و نقشه جغرافیایی استخراج هر چند ماه عوض می شود؛ دانشگاه کمبریج همین جابه جایی را کشور به کشور دنبال می کند.
نتیجه عملی برای ایران روشن است: تا وقتی برق ارزان و یارانه ای باشد، دستگاه ها می آیند. با اصلاح تعرفه، می روند. بحث ترکیب سوخت و سهم انرژی تجدیدپذیر در این معادله را جداگانه در پرونده انرژی تجدیدپذیر بیت کوین باز کرده ایم.
و اگر خودتان اهل استخراج نیستید، این بحث اصلا شامل حالتان نمی شود. خرید و نگهداری بیت کوین برق مصرف نمی کند؛ کاربردهای واقعی بیت کوین برای کاربر عادی هیچ ربطی به دستگاه و مزرعه ندارد.
آیا استخراج بیت کوین باعث آلودگی هوا می شود
نه مستقیم. دستگاه استخراج آلاینده منتشر نمی کند. اثرش از راه مصرف برق و سوختی است که برای تولید آن برق می سوزد، و این اثر به ترکیب سوخت نیروگاه ها بستگی دارد نه به خود ماینینگ.
پس چرا در اخبار ایران این دو را کنار هم می گذارند
چون هر دو در یک فصل و در یک بحران با هم دیده شدند: کمبود گاز زمستانی، سوخت جایگزین در نیروگاه ها و رونق استخراج غیرمجاز. هم زمانی، رابطه علت و معلولی نیست.
نگهداری بیت کوین در کیف پول برق مصرف می کند
عملا هیچ. مصرف برق مربوط به استخراج است، نه به داشتن یا انتقال دادن. کاربری که فقط می خرد و نگه می دارد، سهمی در این مصرف ندارد.
استخراج در ایران قانونی است
استخراج با مجوز و تعرفه مخصوص خودش تعریف شده و استخراج با برق یارانه ای خانگی و کشاورزی نیست. جزئیات مقررات تغییر می کند و ما وکیل نیستیم؛ برای تصمیم گیری به منابع رسمی روز مراجعه کنید.
بیت کوین عامل اصلی آلودگی هوا نیست و هیچ وقت نبوده. یک مصرف کننده برق است که در سال های اوج، بخشی از آن برق را از یارانه ای می گرفت که سهم مردم بود. آن یک مسئله واقعی است و ارزش بحث دارد. اما وقتی به جای «مصرف برق یارانه ای» می نویسیم «عامل اصلی آلودگی هوا»، هم صورت مسئله را اشتباه می نویسیم و هم راه حلش را گم می کنیم.