هر چند ماه یک بار همان تیتر برمی گردد: «بیت کوین به اندازه یک کشور برق مصرف می کند». بعد یک عدد بزرگ می آید و بحث تمام می شود. کسی هم نمی پرسد این برق دقیقا بابت چه چیزی مصرف می شود و آن عدد چه چیزی را نشان می دهد و چه چیزی را نشان نمی دهد.

این متن همان جای خالی را پر می کند. بی تعارف: مصرف برق بیت کوین واقعا زیاد است و ما قصد کوچک کردنش را نداریم. اما تقریبا همه دعوایی که سر این عدد در می گیرد، سر چیزی است که عدد اصلا درباره اش حرف نمی زند.

این برق بابت چه چیزی خرج می شود

این برق بابت چه چیزی خرج می شود

بیت کوین با اثبات کار کار می کند. یعنی برای اینکه یک بلوک جدید به زنجیره اضافه شود، دستگاه ها باید میلیاردها بار حدس بزنند تا یکی به جواب برسد. این حدس زدن، خودش کار بیهوده ای به نظر می رسد و از یک زاویه هم هست. کاری که می کند این است که تغییر دادن تاریخچه شبکه را گران می کند.

مستندات فنی خود پروژه هم همین را می گوید و پنهانش نمی کند؛ توضیح رسمی سازوکار را می شود در صفحه نحوه کار بیت کوین خواند.

پس انرژی اینجا هزینه نیست، قیمت است. قیمتی که شبکه بابت امنیت می پردازد. هر چه این هزینه بالاتر برود، حمله به شبکه گران تر می شود. تفاوت این مدل با مدل رقیبش را جداگانه در امنیت را با انرژی می خرند یا با سرمایه باز کرده ایم و اگر می خواهید ریشه بحث را بفهمید، آنجا شروع کنید.

نکته ای که معمولا جا می افتد و مستندات فنی استخراج هم رویش تاکید دارد: این مصرف با تعداد تراکنش ها بالا و پایین نمی رود. اگر فردا حجم تراکنش های بیت کوین ده برابر شود، مصرف برقش تقریبا همان است. عددی که مصرف را تعیین می کند، سودآوری استخراج است نه شلوغی شبکه. به همین دلیل محاسبه «مصرف برق هر تراکنش» که در خیلی از گزارش ها می بینید، از پایه بی معنی است.

انرژی یک چیز است، آلایندگی چیز دیگری

اینجاست که بیشتر بحث ها می لنگد.

مقدار برق مصرفی را می شود با تقریب خوبی از سختی شبکه و بازده دستگاه ها تخمین زد. اما میزان انتشار کربن به چیز دیگری بستگی دارد: اینکه آن برق از کجا آمده. یک مگاوات ساعت برق آبی و یک مگاوات ساعت برق زغال سنگی در جدول مصرف یک عدد دارند و در جدول آلایندگی اصلا شبیه هم نیستند.

و ترکیب سوخت ماینرها ثابت نیست. هر بار که قیمت برق در یک منطقه بالا برود یا مقررات سخت شود، دستگاه ها جابه جا می شوند. صنعتی که سرمایه ثابتش دستگاه است و بزرگ ترین هزینه متغیرش برق، به دنبال ارزان ترین برق می رود؛ گاهی این یعنی گاز مشعل سوزی شده، گاهی یعنی سد، گاهی یعنی نیروگاه زغالی.

پس هر متنی که از عدد مصرف مستقیم به عدد آلایندگی می پرد، یک حلقه را جا انداخته. برآوردهای ترکیب سوخت اختلاف زیادی با هم دارند و این اختلاف واقعی است، نه بهانه طرفداران. بحث کلی تر انرژی و اقلیم را در مصرف انرژی ماینینگ و اثر اقلیمی آن جدا بررسی کرده ایم.

چرا بیت کوین نمی تواند کاری را بکند که اتریوم کرد

سوال درستی است و جوابش کوتاه است: نمی خواهد.

اتریوم از اثبات کار بیرون آمد و مصرف برقش عملا صفر شد. آن اتفاق برای اتریوم افتاد، نه برای بیت کوین، و این دو را قاطی کردن خطای رایجی است. بیت کوین همچنان اثبات کار است و در جامعه توسعه دهندگانش هیچ اجماعی برای تغییر این موضوع وجود ندارد.

دلیلش هم فنی نیست، فلسفی است. کل ادعای بیت کوین این است که امنیتش را از چیزی می گیرد که بیرون از سیستم هزینه دارد. اگر امنیت را به مالکیت سکه گره بزنید، به تعبیر مخالفان این تغییر، پول را با خودش نگهبانی کرده اید. می شود با این استدلال موافق نبود؛ ولی نمی شود وانمود کرد که تغییر ندادنش صرفا تنبلی است.

لایه ای که فقط در ایران معنی دارد

در بقیه دنیا این بحث زیست محیطی است. در ایران عمدتا بحث یارانه برق و شبکه سراسری است و این تفاوت را هیچ ترجمه ای منتقل نمی کند.

وقتی برق زیر قیمت تمام شده عرضه می شود، حساب اقتصادی ماینر با حساب اقتصادی کشور یکی نیست. دستگاهی که در یک کشور با برق آزاد زیان ده است، اینجا می تواند سودده باشد؛ نه چون کارآمدتر است، چون هزینه واقعی برقش را کس دیگری می دهد. نتیجه اش همان چیزی است که هر تابستان و هر زمستان تکرار می شود.

برای شما به عنوان یک کاربر عادی، سه نکته عملی از این وضعیت در می آید:

  • هر «فرصت سرمایه گذاری» ماینینگ که در ایران به شما پیشنهاد می شود، ریسک اصلی اش فنی نیست. ریسک اصلی اش این است که مبنای سوددهی اش قیمتی از برق است که ممکن است بماند و ممکن است نماند.
  • قطعی و ناپایداری برق فقط دستگاه را خاموش نمی کند؛ روی اتصال اینترنت و دسترسی شما به حساب هایتان هم اثر می گذارد. این را در برنامه ریزی معامله حساب کنید.
  • اگر هدفتان داشتن بیت کوین است، لازم نیست وارد این ماجرا شوید. خرید مستقیم، نه دستگاه می خواهد نه برق نه ریسک حقوقی.

حساب و کتاب واقعی خرید دستگاه را، اگر باز هم دنبالش هستید، در حساب استخراج بیت کوین قبل از خرید دستگاه آورده ایم و در استخر ماینینگ برای کاربر ایرانی توضیح داده ایم که چرا استخراج انفرادی امروز عملا جواب نمی دهد.

بیت کوینقیمت لحظه ای بیت کوین ۰.۸۶٪
۱۵,۲۹۹,۷۲۷,۳۴۱ تومان
$77,770.97 نرخ جهانی
تغییر ۲۴ ساعته - بروزرسانی ۰۲:۰۳ مشاهده

موضع ما

ما ماینر نمی فروشیم و منفعتی در بزرگ یا کوچک نشان دادن این عدد نداریم. پس صریح می گوییم.

مصرف برق بیت کوین یک هزینه واقعی است و کسی که آن را «برای امنیت لازم است» جمع می کند، فقط نصف جمله را گفته. نصف دیگرش این است که این هزینه باید با فایده ای که شبکه ایجاد می کند سنجیده شود و درباره اندازه آن فایده، آدم های عاقل با هم اختلاف نظر دارند.

چیزی که قابل دفاع نیست، دو سر ماجراست: نه آن تیتری که عدد مصرف را می گذارد و می رود، و نه آن پاسخی که وانمود می کند ماینینگ در عمل مشکلی برای شبکه برق هیچ کشوری نساخته. اگر دنبال داشتن دارایی دلاری هستید و این بحث اذیتتان می کند، مسیرهای ساده تری هم هست که در گزینه های دلاری بدون دستگاه جمع کرده ایم.

سوال های پرتکرار

آیا بیت کوین برق مصرف می کند؟

خود شبکه چیزی مصرف نمی کند؛ دستگاه های استخراجی که آن را زنده نگه می دارند مصرف می کنند. این دستگاه ها شبانه روز کار می کنند و مصرفشان بخش عمده هزینه ماینر است. داشتن یا انتقال بیت کوین در کیف پول شما هیچ برقی مصرف نمی کند.

اگر برق ماینر قطع شود چه می شود؟

هیچ اتفاقی برای دارایی کسی نمی افتد. دستگاهی که خاموش شود فقط از رقابت خارج می شود و سهمش را ماینرهای دیگر بر می دارند. اگر بخش بزرگی از شبکه همزمان خاموش شود، بلوک ها موقتا کندتر پیدا می شوند تا سختی شبکه خودش را تنظیم کند. بیت کوین های شما هیچ ربطی به روشن بودن یک دستگاه خاص ندارند.

مصرف برق ماینر چقدر بیشتر از لوازم خانگی است؟

تفاوت اصلی در توان لحظه ای نیست، در پیوستگی است. یک دستگاه استخراج در حد یک وسیله برقی پرمصرف خانگی توان می کشد، اما بر خلاف آن، بیست و چهار ساعته و بدون وقفه کار می کند. مصرف ماهانه از همین جا فاصله می گیرد، نه از عدد روی برچسب دستگاه.

استخراج با انرژی تجدیدپذیر مشکل را حل می کند؟

بخشی را حل می کند و بخشی را جابه جا. برق تجدیدپذیری که صرف استخراج می شود، اگر شبکه سراسری بتواند از آن استفاده کند، عملا از دسترس مصرف کننده دیگری خارج شده است. جایی که این استدلال واقعا قوی است، انرژی هدر رفتنی است؛ مثل گازی که در میدان های نفتی سوزانده می شود و راهی برای انتقالش نیست.