تفاوت اثبات کار و اثبات سهام؛ امنیت را با چه چیزی می خرند

به روزرسانی: ۷ دقیقه مطالعه
۲۱۴بازدید ۰اشتراک
دارای مجوزهای رسمی انتشار:

برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.

یک شبکه بلاکچین در نهایت فقط یک چیز می فروشد: اینکه دست بردن در گذشته گران تمام شود.

اثبات کار و اثبات سهام دو روش برای پرداخت همین هزینه اند. اولی با برق و سخت افزار می پردازد، دومی با سرمایه ای که قفل می شود. تمام بحث های فنی که در این باره خوانده اید، در عمل به همین یک جمله برمی گردد و به این سوال که کدام پرداخت را ترجیح می دهید.

هر دو یک چیز می خرند، با پول متفاوت

در اثبات کار، برای اینکه بلوکی را عوض کنید باید کاری را که یک بار انجام شده دوباره انجام دهید و از بقیه شبکه هم جلو بزنید. آن کار، محاسبه است و محاسبه یعنی دستگاه و برق. هزینه حمله بیرون از شبکه پرداخت می شود، به شرکت برق و به فروشنده سخت افزار.

در اثبات سهام، اعتبارسنج ها به جای دستگاه، دارایی قفل می کنند. اگر تقلب کنند بخشی از همان دارایی سوزانده می شود. هزینه حمله اینجا داخل شبکه پرداخت می شود، از جیب خود مهاجم و به شکل نابودی سرمایه ای که گذاشته بود.

این تفاوت ساده به نظر می رسد اما همه چیز از آن بیرون می آید: مصرف انرژی، شکل تمرکز، سرنوشت مهاجم بعد از حمله و حتی اینکه چه کسی می تواند در این شبکه شرکت کند.

اثبات کار؛ چیزی که بعد از حمله باقی می ماند

بیت کوین هنوز روی همین سازوکار کار می کند و مصرف برقش را می شود مستقل اندازه گرفت. دانشگاه کمبریج سال هاست شاخص مصرف برق شبکه بیت کوین را با میانگین متحرک هفت روزه منتشر می کند؛ عددش را همان جا ببینید، چون مدام تغییر می کند و هر رقمی که در متنی مثل این نوشته شود، فردا غلط است.

نکته ای که معمولا از قلم می افتد این است: در اثبات کار، سرمایه مهاجم بعد از حمله از بین نمی رود. دستگاه ها سر جایشان هستند و می شود با آنها روی زنجیره دیگری کار کرد یا فروختشان. یعنی بازدارندگی این سیستم به هزینه ای که تا لحظه حمله پرداخته اید بستگی دارد، نه به مجازاتی که بعدش می شوید.

در عوض یک مزیت واقعی دارد که کمتر جدی گرفته می شود: امنیت این شبکه به چیزی وابسته است که بیرون از خودش وجود دارد. اگر قیمت سقوط کند، ماینر خاموش می کند و سختی تنظیم می شود، اما شبکه هیچ وقت به این بستگی ندارد که کسی دارایی درون همان شبکه را ارزشمند بداند. برای لایه ای که قرار است تسویه نهایی باشد، این وابسته نبودن حرف کمی نیست.

هزینه اش را هم پنهان نمی کنیم: این مدل برای اقتصاد کشورهایی مثل ایران که برق را ارزان تر از قیمت جهانی می فروشند تبدیل به یک مسئله سیاسی می شود، نه یک بحث فنی. دستگاه استخراج و شرایطی که به صرفه اش می کند و شرایطی که واقعا آن را به صرفه می کند، جای دیگری مفصل بررسی شده است.

اثبات سهام؛ مجازات به جای هزینه

اتریوم در سپتامبر ۲۰۲۲ از اثبات کار به اثبات سهام مهاجرت کرد و اثرش روی مصرف انرژی از آن چیزهایی است که با اختلاف اندازه گیری می شود. طبق صفحه رسمی مصرف انرژی اتریوم، مصرف سالانه کل شبکه در حدود ۰.۰۰۲۶ تراوات ساعت برآورد شده است؛ رقمی که بر اساس مطالعه موسسه CCRI به دست آمده و در همان صفحه با شاخص کمبریج قابل مقایسه است.

در این مدل، هر اعتبارسنج مستقل اتریوم باید ۳۲ اتر قفل کند. اگر رفتار مخربی از او دیده شود، بخشی از این موجودی حذف می شود. مهاجم اینجا برخلاف حالت قبل چیزی برای فروختن ندارد؛ سرمایه اش همان جا از بین می رود.

و ضعف این مدل دقیقا در همان جای قوتش است. امنیت شبکه به ارزش دارایی خود شبکه گره خورده. یک استدلال قدیمی و هنوز بی جواب این است که چنین سیستمی درباره خودش تصمیم می گیرد: کسی که بیشترین توکن را دارد، بیشترین حق تایید را هم دارد و پاداشش را باز به همان شکل می گیرد.

تمرکز، مشکل مشترک هر دو

هیچ کدام از این دو سازوکار جلوی تمرکز را نگرفته اند. فقط شکل تمرکز فرق می کند.

در اثبات کار، ماینرهای کوچک به استخرها می پیوندند و در عمل چند استخر بزرگ سهم عمده قدرت پردازش را در دست می گیرند. در اثبات سهام هم کسی که ۳۲ اتر ندارد سراغ سرویس های استیکینگ می رود و چند ارائه دهنده بزرگ بخش زیادی از اعتبارسنج ها را می گردانند. نتیجه در هر دو حالت یکی است: عده کمی تصمیم می گیرند و بقیه فقط سود می گیرند.

اگر بخواهم بی تعارف موضع بگیرم: برای هر کاربردی جز تسویه نهایی و ذخیره ارزش، اثبات کار امروز انتخاب بدی است. هزینه اش را کاربر شبکه به شکل کارمزد و کندی می پردازد و در مقابل چیزی که می گیرد، برای یک اپلیکیشن معمولی به کار نمی آید. اما این حرف به معنای بی ارزش بودن اثبات کار نیست؛ به معنای این است که اثبات کار یک کار خاص را خوب انجام می دهد و آن یک کار، تولید توکن پروژه شما نیست.

برای کاربر ایرانی کدام تفاوت واقعا معنا دارد

بحث انرژی برای شما احتمالا آکادمیک است. آنچه معنا دارد این است که مشارکت در این دو مدل از دو مسیر کاملا متفاوت می گذرد.

در اثبات کار، دارایی شما فیزیکی است و در ایران قرار دارد؛ یعنی مصرف برق، مجوز، گمرک و ریسک هایی که هیچ ربطی به بلاکچین ندارند. در اثبات سهام، دارایی شما یک موجودی روی شبکه است و مسئله اصلی دسترسی می شود: باید بتوانید دارایی را تهیه کنید، به کیف پول یا پلتفرمی برسانید که استیکینگ را پشتیبانی می کند و بعدا هم بتوانید خارجش کنید. برای کاربری که کارت بانکی اش در سرویس های خارجی کار نمی کند، همین قدم اول جدی ترین قدم است و دلیل بسته شدن حساب ایرانی ها در صرافی های خارجی بخش پرتکرار همین ماجراست.

راه عملی ای که مشتری های ما بیشتر استفاده می کنند این است که به جای درگیر شدن با کارت و حساب خارجی، ارزش را به شکل ووچر یا ارز دیجیتال منتقل کنند و از همان جا وارد شبکه مقصد شوند. تهیه ووچر برای پرداخت بین المللی در این مسیر نقش همان پل را دارد و بعد از آن، انتخاب بین اتریوم و بیت کوین دیگر یک تصمیم فنی است نه یک مانع.

اتریومنرخ لحظه ای اتریوم ۴.۷۴٪تومانی
۶۳۵,۵۰۹,۶۰۰ تومان
$2,770.98 ▲ ۴.۹۴٪دلاری نرخ جهانی
تغییر ۲۴ ساعته، تومانی و دلاری - بروزرسانی ۰۱:۵۸ مشاهده نرخ و خرید اتریوم

سوال های پرتکرار

اثبات سهام یا proof of stake دقیقا چیست؟

سازوکاری که در آن حق تایید تراکنش ها به جای قدرت پردازش، به مقدار دارایی قفل شده بستگی دارد. شبکه به صورت تصادفی از میان اعتبارسنج ها انتخاب می کند و اگر اعتبارسنجی تخلف کند، بخشی از دارایی قفل شده اش حذف می شود. اتریوم بزرگ ترین شبکه ای است که با این مدل کار می کند.

هدف اصلی سختی استخراج در شبکه های اثبات کار چیست؟

ثابت نگه داشتن فاصله زمانی بین بلوک ها. اگر ماینرهای بیشتری وارد شوند و قدرت پردازش بالا برود، شبکه معما را سخت تر می کند تا باز هم بلوک ها با همان ریتم قبلی ساخته شوند؛ و اگر ماینرها خاموش کنند، سختی پایین می آید. بدون این تنظیم خودکار، عرضه ارز و زمان بندی شبکه به هم می ریخت.

در الگوریتم اثبات ظرفیت منبع اصلی برای ماینینگ چیست؟

فضای ذخیره سازی. در اثبات ظرفیت به جای مصرف مداوم برق، حجم زیادی از دیسک با داده های از پیش محاسبه شده پر می شود و شانس تولید بلوک با میزان همین فضا بالا می رود. مصرف انرژی جاری اش کمتر است، اما مسئله تمرکز را حل نمی کند؛ کسی که دیسک بیشتری بخرد باز هم جلوتر است.

هدف اصلی سازوکار اثبات تاریخ چیست؟

اثبات تاریخ که سولانا از آن استفاده می کند، جایگزین اثبات سهام نیست و مکمل آن است. کارش این است که ترتیب زمانی رویدادها را پیش از رسیدن به اجماع مشخص کند تا نودها لازم نباشد سر زمان بندی با هم مذاکره کنند. نتیجه اش سرعت بیشتر است، نه امنیت بیشتر.

حرف آخر

اثبات کار امنیت را از بیرون سیستم می خرد و بابتش انرژی می دهد. اثبات سهام امنیت را از درون سیستم می خرد و بابتش به ارزش دارایی خودش وابسته می شود. هیچ کدام رایگان نیست و هیچ کدام هم آن دیگری را منسوخ نکرده است.

وقتی دفعه بعد پروژه ای مدعی شد سازوکار اجماعش «هم امن است هم سریع هم غیرمتمرکز»، فقط بپرسید هزینه امنیتش را چه کسی و با چه چیزی می پردازد. اگر جواب روشنی نداشت، شما با یک نوآوری طرف نیستید. برای فهمیدن اینکه چرا این هزینه را نمی شود صرفا با بزرگ تر کردن بلوک ها دور زد، مقیاس پذیری بلاکچین نقطه شروع بهتری است، و اگر سمت اثبات سهام برایتان جذاب تر بود، استیکینگ همان جایی است که این بحث به تصمیم عملی تبدیل می شود.