یک بلاکچین را می شود سریع کرد. کافی است بلوک ها را بزرگ تر بگیرید یا فاصله شان را کم کنید. کسی هم جلویتان را نمی گیرد؛ از نظر فنی کار چند خط کد است.

پس چرا نمی کنند؟

چون هر تراکنشی که به بلوک اضافه می شود، باید روی سخت افزار کسی ذخیره و پردازش شود که تصمیم گرفته نود اجرا کند. هر چه بار سنگین تر، آن کس کمتر. و وقتی تعداد نودها کم شود، چیزی که باقی می ماند دیگر آن شبکه ای نیست که سرش این همه بحث شده. مقیاس پذیری در بلاکچین یک مسئله مهندسی نیست، یک معامله است؛ و بحث اصلی سر این است که چه چیزی را بابتش می دهیم.

گلوگاه واقعا کجاست

گلوگاه واقعا کجاست

تصور رایج این است که شبکه کند است چون «پردازش سنگین است». نه دقیقا. مشکل جای دیگری است: هر نود باید کل تاریخچه را داشته باشد تا بتواند مستقل بررسی کند چه چیزی درست است و چه چیزی نه.

اتریوم در مستندات خودش برای اجرای یک نود حداقل ۲ ترابایت حافظه اس اس دی و ۴ تا ۸ گیگابایت رم را لازم می داند و تاکید می کند که اس اس دی اختیاری نیست، چون سرعت نوشتن مهم است. جمله ای که همان صفحه با آن شروع می شود هم خلاصه کل ماجراست: اعتماد نکن، راستی آزمایی کن.

حالا فرض کنید ظرفیت بلوک را چند برابر کنیم. آن ۲ ترابایت می شود چند برابر، و سرعت رشدش هم چند برابر. نودی که امروز روی یک کامپیوتر خانگی بالا می آید، فردا فقط روی سرور اجاره ای دیتاسنتر بالا می آید. شبکه سریع تر شده، ولی راستی آزمایی مستقل عملا رفته پیش چند شرکت.

این همان جایی است که بیشتر مطالب فارسی از کنارش رد می شوند و می روند سراغ فهرست کردن راه حل ها. اما اگر این معامله را نفهمید، هیچ کدام از راه حل ها معنا نمی دهند.

سه جواب داده شد، دو تایش کنار گذاشته شد

جواب اول: بلوک را بزرگ کن. ساده ترین راه، و همان که بیت کوین سرش دو نیم شد. نتیجه اش شبکه هایی است که سریع ترند و نود کمتری دارند. این جواب هنوز روی میز است، فقط دیگر کسی وانمود نمی کند رایگان است.

جواب دوم: شاردینگ. شبکه را به چند بخش تقسیم کن تا هر نود فقط سهم خودش را پردازش کند. سال ها این را به عنوان نقشه راه اتریوم می فروختند و مطالب فارسی هنوز همان را می نویسند. اتریوم عملا از این شکل شاردینگ عبور کرد و رفت سراغ چیز دیگری.

جواب سوم که ماند: کاربر را از زنجیره اصلی ببر بیرون. تراکنش ها جای دیگری اجرا می شوند، دسته بندی می شوند و فقط خلاصه شان روی زنجیره اصلی می نشیند. اسمش رول آپ است و امروز مسیر رسمی است، نه یک گزینه جانبی. اگر می خواهید ببینید در عمل چه شکلی است، شبکه های لایه دوم اتریوم همین کار را می کنند.

هزینه رول آپ کجا خرج می شود

اینجا یک عدد هست که تقریبا هیچ جای فارسی نوشته نشده و کل اقتصاد لایه دوم را توضیح می دهد.

اتریوم در صفحه نقشه راه مقیاس پذیری اش می گوید بیش از ۹۰ درصد هزینه ای که کاربر روی یک رول آپ می پردازد، بابت ذخیره داده است؛ نه بابت اجرای تراکنش. یعنی کارمزد شما عمدتا اجاره فضاست.

جواب هم از همین جا آمد: بلاب. فضایی که رول آپ ها داده شان را در آن می گذارند و ارزان تر است، دقیقا به این دلیل که دائمی نیست و بعد از مدتی از روی شبکه پاک می شود. کسی چیزی را برای همیشه نگه نمی دارد، پس کسی هم بابت همیشه پول نمی گیرد.

و مرحله بعدی، نمونه برداری از دسترس پذیری داده است: به جای اینکه هر نود کل بلاب را بخواند، چند کیلوبایت تصادفی را می خواند و از همان نتیجه می گیرد که کل داده در دسترس بوده. کار خیلی کمتر، اطمینان تقریبا همان.

این بحث برای کاربر ایرانی کجا لمس می شود

مقیاس پذیری تا وقتی روی کاغذ است بحث مهندسی است. جایی که به شما می رسد، لحظه ای است که می خواهید دارایی را جابه جا کنید.

سه چیز عملی از آن درمی آید. اول، انتخاب شبکه هنگام برداشت دیگر یک جزئیات فنی نیست؛ همان مبلغ روی زنجیره اصلی و روی یک لایه دوم دو کارمزد کاملا متفاوت دارد. دوم، ارزان بودن یک شبکه همیشه به معنای بهتر بودنش نیست و بخشی از آن ارزانی را از جای دیگری داده اند. سوم، و مهم تر از هر دو: آدرس مقصد باید روی همان شبکه ای باشد که از آن برداشت می کنید. بیشتر پول هایی که در ایران «گم» می شوند، قربانی حمله یا باگ نبوده اند؛ روی شبکه اشتباه فرستاده شده اند.

در قطعی های اینترنت هم همین ماجرا خودش را نشان می دهد. وقتی اتصال ناپایدار است، تراکنشی که کارمزدش پایین تنظیم شده ممکن است ساعت ها معلق بماند و شما نتوانید وضعیتش را ببینید. این ریسک با انتخاب شبکه و زمان بندی کم می شود، نه با امیدواری.

برای بخش تومانی ماجرا هم نرخ لحظه ای تنها چیزی است که ارزش نگاه کردن دارد؛ عددی که در یک مقاله نوشته شود تا فردا بی معنی است.

اتریومقیمت لحظه ای اتریوم ۱.۷۶٪
۴۸۵,۱۱۱,۴۳۶ تومان
$2,463.75 نرخ جهانی
تغییر ۲۴ ساعته - بروزرسانی ۰۱:۵۷ مشاهده نرخ اتریوم

پس بالاخره حل شد یا نه

بستگی دارد سوال را چطور بپرسید.

اگر منظورتان این است که «آیا امروز می شود ارزان و سریع تراکنش زد»، جواب مثبت است و چند سال است مثبت است. اگر منظورتان این است که «آیا زنجیره اصلی خودش ظرفیتش بالا رفت»، جواب منفی است و قرار هم نیست بالا برود. تصمیم گرفته شد زنجیره اصلی لایه تسویه و راستی آزمایی بماند و شلوغی برود یک طبقه بالاتر.

موضعم را صریح بگویم: شبکه هایی که مقیاس پذیری را با بزرگ کردن بلوک روی لایه اول حل کرده اند، مسئله را حل نکرده اند؛ فقط هزینه را از کاربر گرفته اند و به تعداد نودها داده اند. تا وقتی همه چیز خوب پیش می رود کسی متوجه نمی شود. اهمیتش دقیقا در روزی معلوم می شود که چیزی خوب پیش نرود. همین معامله در چالش های پیش روی اتریوم و راه حل سولانا به دو شکل کاملا متفاوت انتخاب شده و مقایسه شان از هر فهرست مزایایی گویاتر است.

یک نکته آخر که معمولا جا می ماند: هیچ کدام از این راه حل ها به شبکه نمی گویند بیرون از خودش چه خبر است. آن مسئله جداست و اوراکل ها برای همان ساخته شده اند.

سوال های پرتکرار

مقیاس پذیری در بلاکچین یعنی چه؟

یعنی شبکه بتواند بدون گران شدن و بدون کند شدن، تراکنش بیشتری را در واحد زمان پردازش کند. نکته ای که معمولا گفته نمی شود این است که این ظرفیت رایگان به دست نمی آید و معمولا از سهم راستی آزمایی مستقل برداشته می شود.

چرا بیت کوین و اتریوم بلوک هایشان را بزرگ تر نمی کنند؟

چون بار هر بلوک روی سخت افزار همه نودها می نشیند. اتریوم برای یک نود دست کم ۲ ترابایت اس اس دی لازم می داند؛ چند برابر کردن ظرفیت یعنی چند برابر کردن همین عدد و بیرون رفتن کسانی که تا امروز نود اجرا می کردند. مسئله نخواستن نیست، هزینه اش است.

شاردینگ بالاخره اجرا شد؟

نه به آن شکلی که سال ها وعده داده می شد. مسیر عوض شد و به جای تقسیم اجرای تراکنش بین شاردها، تمرکز رفت روی ارزان کردن فضای داده برای رول آپ ها و نمونه برداری از دسترس پذیری داده. هر متنی که هنوز شاردینگ اجرایی را نقشه راه اتریوم معرفی می کند، به روز نیست.

لایه دوم امن تر است یا زنجیره اصلی؟

زنجیره اصلی. لایه دوم امنیت تسویه را از آن قرض می گیرد، اما اجزای خودش را هم اضافه می کند؛ از جمله موجودیتی که ترتیب تراکنش ها را تعیین می کند. برای مبالغ کوچک و استفاده روزمره معامله منطقی است. برای نگهداری بلندمدت، جای دارایی زنجیره اصلی است.

جمع بندی

مقیاس پذیری تمام شدنی نیست، چون هر بار که ظرفیت بالا می رود مصرف هم بالا می رود. چیزی که تغییر کرد، محل حل مسئله بود: از «زنجیره اصلی را بزرگ کنیم» رسیدیم به «زنجیره اصلی را کوچک و قابل بررسی نگه داریم و شلوغی را ببریم بالا».

برای کسی که هر روز با این شبکه ها کار می کند، درس عملی همان اول متن است. کارمزد پایین همیشه خبر خوب نیست؛ باید بدانید بابتش چه چیزی داده شده. و اگر مسیر خرید و فروشتان تومانی است، انتخاب شبکه هنگام برداشت را جدی بگیرید؛ همین یک تصمیم فرق بین یک کارمزد ناچیز و یک اشتباه جبران ناپذیر است. فروش ووچر و برداشت مستقیم هم دقیقا سر همین نقطه به هم می رسند.