نقش بلاکچین در بهبود شفافیت دولتی
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
فرض کنید می خواهید بدانید یک قرارداد عمرانی در شهرتان به چه مبلغی و به چه کسی واگذار شده. مشکل شما این نیست که رکورد آن قرارداد ممکن است بعدا دستکاری شود. مشکل این است که اصلا نمی توانید ببینیدش.
این تفاوت، کل بحث بلاکچین در دولت را می سازد. و در بیشتر گزارش هایی که درباره اش نوشته می شود، نادیده گرفته شده.
وقتی می گوییم یک نهاد شفاف است، ممکن است دو منظور کاملا جدا داشته باشیم.
اولی دسترسی است: داده منتشر می شود و هر شهروندی می تواند بخواندش. دومی اصالت است: می شود ثابت کرد داده ای که امروز می بینید همان است که سه سال پیش ثبت شده.
بلاکچین فقط دومی را حل می کند. برای اولی هیچ کاری نمی کند و نمی تواند بکند؛ اگر نهادی نخواهد داده ای را منتشر کند، آن را روی زنجیره هم نمی نویسد. به همین سادگی.
بیشتر دستاوردهای واقعی شفافیت در دنیا از سامانه های داده باز آمده، نه از زنجیره. این را باید صادقانه گفت، حتی در متنی که موضوعش بلاکچین است.
هر بار که بحث دولت و بلاکچین بالا می گیرد، اسم استونی می آید. ولی معمولا اشتباه روایت می شود.
استونی سوابق دولتی اش را روی یک بلاکچین عمومی نگذاشته. چیزی که ساخته یک لایه مهر زمانی رمزنگارانه است: داده ها در همان پایگاه های داده دولتی می مانند، ولی اثر انگشت رمزنگارانه آن ها به شکل زنجیره ای ثبت می شود تا اگر کسی بعدا رکوردی را عوض کند، ناسازگاری فورا لو برود.
این طراحی هوشمندانه است و دقیقا به همین دلیل جواب داده: داده حساس شهروند عمومی نمی شود، ولی دستکاری خاموش هم ممکن نیست. بخوانید و مقایسه کنید با پروژه هایی که می خواستند کل دفترخانه را روی زنجیره عمومی ببرند و هیچ کدام از مرحله نمونه آزمایشی رد نشدند.
ثبت املاک. بهترین گزینه است. مالکیت زمین یک واقعیت گسسته و قابل راستی آزمایی است، طرف های ماجرا به هم اعتماد ندارند، و ارزش هر رکورد آنقدر بالاست که هزینه سیستم را توجیه می کند. چند کشور اینجا از نمونه آزمایشی عبور کرده اند.
تدارکات و مناقصات. گزینه میانی. زنجیره می تواند ثابت کند پیشنهاد قیمت بعد از بازگشایی پاکت ها عوض نشده، که مسئله کمی نیست. ولی درباره اینکه شرح خدمات از اول برای یک پیمانکار خاص نوشته شده یا نه، هیچ حرفی ندارد. و در عمل، فساد در مناقصه بیشتر در همان نوشتن شرح خدمات اتفاق می افتد.
رای گیری. بدترین گزینه، و پرتبلیغ ترین. زنجیره تضمین می کند رای ثبت شده تغییر نکند؛ ولی رای گیری الکترونیک دو مشکل سخت تر دارد که هیچ ربطی به دفتر کل ندارند: اینکه رای دهنده واقعا همان کسی باشد که ادعا می کند، و اینکه در لحظه رای دادن آزاد و بدون فشار باشد. هیچ زنجیره ای درباره آن اتاق چیزی نمی داند.
مانع اصلی فنی نیست. سه چیز است و هر سه سیاسی اند.
- گره ها دست کیست. کل مزیت زنجیره این است که یک نهاد به تنهایی نتواند تاریخ را بازنویسی کند. اگر همه گره ها زیر نظر یک وزارتخانه باشد، آن مزیت وجود ندارد و شما فقط یک پایگاه داده گران تر خریده اید.
- اعتبار حقوقی رکورد. تا وقتی قانون نگوید سند ثبت شده روی زنجیره در دادگاه معتبر است، هیچ نهادی به آن تکیه نمی کند و سیستم کاغذی موازی زنده می ماند.
- کیفیت داده ورودی. همان مشکل همیشگی؛ زنجیره داده غلط را با همان دقت داده درست نگه می دارد. تفکیک این دو را در تفاوت جلوگیری از دستکاری با جلوگیری از دروغ باز کرده ایم.
ارائه های این حوزه معمولا درباره هزینه راه اندازی حرف می زنند. هزینه واقعی جای دیگری است.
یک دفتر تغییرناپذیر یعنی هر اشتباهی که وارد سیستم شود، برای همیشه می ماند. سازمان ها به این عادت ندارند. فرآیند فعلی شان پر از اصلاح بعدی، ابطال و صدور مجدد است و هیچ کدام از این ها روی زنجیره به معنای پاک کردن نیست، به معنای اضافه شدن یک رکورد دیگر است. نتیجه اش تاریخچه ای است که خواندنش سخت تر از پرونده کاغذی می شود مگر اینکه از اول برایش فکر شده باشد.
هزینه دوم آموزش و نگهداری است. سامانه ای که چند نهاد مستقل گره هایش را می گردانند، نیازمند توافق عملیاتی میان همان نهادهاست: چه کسی به روزرسانی می زند، چه کسی خرابی را جواب می دهد، و اگر یکی از طرف ها از پروژه بیرون رفت چه می شود. این ها سوال های حقوقی و اداری اند و معمولا هیچ کدام در فاز طراحی فنی جواب داده نمی شوند.
اگر می خواهید ببینید یک دفتر عمومی تغییرناپذیر در عمل چه شکلی است، لازم نیست منتظر هیچ طرح دولتی بمانید.
شبکه های رمزارز عمومی همین حالا دقیقا همان چیزند: هر انتقالی از سال ها پیش تا امروز قابل مشاهده است، هیچ نهادی نمی تواند رکوردی را حذف کند، و هر کسی بدون اجازه گرفتن می تواند کل تاریخچه را بررسی کند. این تنها پیاده سازی بزرگ مقیاس و چند ساله ای است که ایده در آن آزمون پس داده.
و درس هایش هم همان جا قابل دیدن است. مثلا اینکه شفافیت کامل، حریم خصوصی را از بین می برد و کاربران بلافاصله سراغ راه های پنهان سازی رفتند. یا اینکه غیرمتمرکز بودن روی کاغذ، وقتی بخش بزرگی از فعالیت در چند پلتفرم بزرگ متمرکز می شود، در عمل کم رنگ می شود. هر طرح دولتی که این دو الگو را ندیده باشد، آن ها را از نو کشف خواهد کرد.
حالا زاویه ای که در گزارش های ترجمه شده نیست.
«دولت روی بلاکچین» برای شهروند لزوما یعنی شفافیت بیشتر نسبت به دولت نیست؛ خیلی وقت ها یعنی ردیابی پذیری بیشتر شهروند توسط دولت. یک دفتر تغییرناپذیر از تمام تعاملات شما با نهادها، به همان اندازه که نظارت جامعه را ممکن می کند، سابقه ای می سازد که هیچ وقت پاک نمی شود. کدام یک از این دو غالب می شود، به طراحی سیستم بستگی دارد نه به فناوری. همین بحث را از زاویه هویت در هویت دیجیتال روی بلاکچین دنبال کرده ایم.
و یک نکته عملی که مخصوص اینجاست: هر سرویسی که تنها راه دسترسی اش شبکه باشد، در روزهای اختلال اینترنت از دسترس خارج می شود. سامانه ای که سند مالکیت شما را فقط روی زنجیره نگه دارد، دقیقا در بحرانی ترین روز ممکن است در دسترس نباشد. برای همین هر طرح جدی در این حوزه یک مسیر پشتیبان غیرشبکه ای دارد و طرح هایی که ندارند، هنوز طرح اند.
همین وابستگی به دسترسی، در بازار رمزارز هم دیده می شود؛ اگر معامله ای در دست دارید، نرخ تتر و گزینه های ووچر ارزی را قبل از قطعی بررسی کنید، نه وسط آن.
آیا استفاده دولت از بلاکچین یعنی ارز دیجیتال؟
نه. بیشتر پروژه های دولتی روی شبکه های مجوزدار اجرا می شوند و هیچ توکن قابل معامله ای ندارند. زنجیره اینجا نقش دفتر ثبت را بازی می کند، نه نقش پول.
فرق بلاکچین دولتی با پایگاه داده معمولی چیست؟
در یک پایگاه داده، مدیر سیستم می تواند رکورد را عوض کند و ردش را پاک کند. در زنجیره ای که گره هایش دست چند نهاد مستقل است، این کار نیازمند توافق همه آن هاست. اگر گره ها دست یک نهاد باشد، تفاوت عملی تقریبا صفر است.
آیا داده های شخصی روی بلاکچین امن است؟
داده شخصی اصلا نباید روی زنجیره نوشته شود. طراحی درست، فقط اثر انگشت رمزنگارانه داده را ثبت می کند و خود داده در پایگاه محافظت شده می ماند. سیستمی که اطلاعات هویتی را مستقیم روی زنجیره می نویسد، اشتباه طراحی شده و قابل برگشت هم نیست.
کدام کشورها واقعا از این فناوری استفاده می کنند؟
استونی شناخته شده ترین نمونه است و کارش هم لایه مهر زمانی روی سوابق دولتی است. چند کشور دیگر در ثبت املاک و گواهی تحصیلی وارد مرحله عملیاتی شده اند. بقیه فهرست بلندی که در اخبار می بینید، عمدتا اعلام همکاری است نه سامانه فعال.
بلاکچین برای دولت یک ابزار باریک است با یک کاربرد روشن: اثبات اینکه سابقه ای بعد از ثبت عوض نشده. هر ادعایی فراتر از این، معمولا در مرحله بودجه گرفتن جذاب است و در مرحله اجرا فراموش می شود.
و معیار سنجش هر طرحی که معرفی می شود همان سه سوال است: گره ها دست کیست، رکورد اعتبار حقوقی دارد یا نه، و داده از کجا وارد می شود. اگر پاسخ ها مبهم بود، طرح هنوز آماده نیست. تهدید بلندمدت این سامانه ها را هم در اثر رایانش کوانتومی بر امنیت بلاکچین بررسی کرده ایم.
مرجع: توضیح رسمی استونی درباره لایه KSI و صفحه حکمرانی بانک جهانی