هر فهرستی که از «بهترین پروژه های دیفای» پیدا می کنید، تقریبا یک چیز است: ده توکن به ترتیب ارزش بازار، هر کدام با دو پاراگراف تعریف. اگر همان فهرست را سه سال پیش خوانده بودید، نصف اسم ها امروز وجود ندارند.

پس بیایید سوال را عوض کنیم. به جای اینکه بپرسیم کدام پروژه ها بزرگ ترند، بپرسیم کدام ها یک چرخه کامل بازار را رد کرده اند و هنوز کارمزد واقعی می گیرند.

مشکل خود فهرست ها

مشکل خود فهرست ها

ارزش بازار یک توکن، کیفیت پروتکل را نمی سنجد؛ فقط می گوید چقدر پول به سمتش رفته. توکنی که تازه عرضه شده و بخش کوچکی از عرضه اش آزاد است، می تواند در همان هفته اول بالای فهرست بنشیند بدون اینکه یک کاربر واقعی داشته باشد.

ایراد دوم جدی تر است: بیشتر این فهرست ها پروژه و توکن را یکی می گیرند. پروتکل می تواند عالی کار کند و توکنش هیچ سهمی از آن کارکرد نگیرد. این دو سوال جدا هستند و باید جدا هم پرسیده شوند.

دیفای در عمل شش کار می کند

به جای فهرست اسم ها، این دسته بندی کارکردی مفیدتر است. صفحه رسمی معرفی دیفای در سایت اتریوم هم همین نگاه را دارد: مالی غیرمتمرکز مجموعه ای از خدمات است، نه یک محصول.

معامله. صرافی های غیرمتمرکز که با استخر نقدینگی کار می کنند و به جای دفتر سفارش، فرمول قیمت گذاری دارند. قدیمی ترین و پرحجم ترین بخش دیفای همین است و یونی سواپ و کرو از همان روزهای اول تا امروز مانده اند.

وام دهی و وام گیری. آوه و کامپاند مدل استخر مشترک را ساختند و هنوز همان کار را می کنند. کارکردشان ساده و قابل اندازه گیری است و دقیقا به همین دلیل دوام آورده اند.

استیبل کوین غیرمتمرکز. دلاری که پشتوانه اش رمزارز قفل شده است، نه حساب بانکی. میکر قدیمی ترین نمونه موفق این ایده است. توجه کنید که این با تتر و استیبل کوین های متمرکز اساسا فرق دارد.

استیکینگ نقدشونده. ارز خود را در شبکه استیک می کنید و در ازایش توکنی می گیرید که همچنان قابل معامله است. لیدو این حوزه را ساخت و این یکی از معدود بخش هایی است که بعد از ریزش بزرگ تر شد، نه کوچک تر. منطق پایه اش در کسب درآمد غیرفعال از استیکینگ توضیح داده شده.

مشتقه. معاملات آتی و اهرم دار روی زنجیره. پرریسک ترین بخش و همان جایی که بیشترین پروژه ها آمده اند و رفته اند.

زیرساخت داده. اوراکل ها که قیمت دنیای واقعی را به قرارداد هوشمند می رسانند. پروژه ای مثل چین لینک محصولی ندارد که کاربر عادی با آن کار کند، ولی اگر از کار بیفتد بخش بزرگی از بقیه فهرست هم از کار می افتد. نقش اوراکل ها در بلاکچین این وابستگی پنهان را باز کرده است.

فیلتری که به جای رتبه بندی استفاده کنید

چهار سوال، به همین ترتیب. اگر پروژه ای در سوال اول رد شد، بقیه را نپرسید.

  • یک ریزش بزرگ بازار را رد کرده؟ پروتکلی که فقط بازار صعودی دیده، هنوز آزمون نداده.
  • کارمزد واقعی می گیرد یا فقط توکن پخش می کند؟ بازدهی ای که از انتشار توکن می آید، از جیب دارندگان بعدی می آید.
  • توکن به آن کارمزد وصل است؟ اگر هیچ سازوکاری این دو را به هم وصل نکند، رشد پروتکل به توکن نمی رسد.
  • قرارداد چقدر است که بدون حادثه کار می کند؟ زمان، معتبرترین ممیزی است.

این چهار سوال بیشتر فهرست های موجود را نصف می کنند، و همین فایده شان است.

بخش هایی که مردند و در هیچ فهرستی نیستند

صادقانه ترین چیزی که می شود درباره دیفای گفت این است: بخش بزرگی از آن کار نکرد.

مزرعه های بازدهی با ارقام نجومی، پروژه هایی بودند که با انتشار توکن خودشان بازدهی می ساختند. تا وقتی پول جدید می آمد کار می کرد. استیبل کوین های الگوریتمی هم ادعا داشتند بدون پشتوانه واقعی می شود ثبات ساخت، و شکست بزرگشان کل بازار را برای مدتی زمین زد. بخش زیادی از پروژه های کپی شده هم فقط کد پروتکل موفق را برداشته بودند، بدون تیم و بدون ممیزی.

اینها را می گویم چون هر سه دسته دوباره برمی گردند، فقط با اسم جدید. تشخیصشان هم همیشه از یک جا شروع می شود: بازدهی از کجا می آید. اگر کسی نتوانست در یک جمله جوابش را بدهد، جواب معمولا از جیب شماست. زمینه بلندمدت این بحث در نقش دیفای در آینده مالی آمده است.

متغیر ایران

سه چیز این تصمیم را برای کاربر ایرانی متفاوت می کند.

اول، رابط کاربری بیشتر این پروتکل ها برای آی پی ایران محدود است. قرارداد روی زنجیره در دسترس می ماند، اما راه رسیدن به آن همیشه یک لایه دردسر اضافه دارد و همان لایه، جایی است که اشتباه ها اتفاق می افتند.

دوم، کارمزد شبکه. هر تعامل با یک پروتکل روی اتریوم کارمزد دارد و برای سرمایه های کوچک، همین اقلام کل بازدهی سالانه را می بلعند. برای مبالغ کوچک، شبکه های ارزان تر تنها گزینه منطقی اند.

سوم، نقدشوندگی در بازار داخلی. بیشتر توکن های دیفای در صرافی های ایرانی یا اصلا نیستند یا عمق کافی ندارند. یعنی حتی اگر انتخابتان درست باشد، خروج از موقعیت در زمانی که لازم دارید ممکن است گران تمام شود. مسیر معمول ورود و خروج هم از تتر می گذرد و پیش از آن از تبدیل ووچر به تتر.

اتریومنرخ لحظه ای اتریوم ۱.۷۶٪
۴۸۵,۱۱۱,۴۳۶ تومان
$2,463.75 نرخ جهانی
تغییر ۲۴ ساعته - بروزرسانی ۰۱:۵۷ تهیه اتریوم برای کارمزد شبکه

اگر می خواهید شروع کنید

موضع من ساده است: با بزرگ ترین و قدیمی ترین پروتکل هر دسته شروع کنید، نه با پروژه ای که بیشترین بازدهی را تبلیغ می کند. بازدهی کمتر یک پروتکل جاافتاده، قیمت چیزی است که می خرید و آن چیز، چند سال کار کردن بدون حادثه است.

و با مبلغی شروع کنید که از دست دادن کاملش برایتان مسئله ای نباشد. حتی در سالم ترین پروتکل ها، ریسک قرارداد هوشمند صفر نمی شود.

سوال های پرتکرار درباره پروژه های دیفای

بهترین پروژه های دیفای در جهان کدامند؟

در هر دسته، پروتکل هایی که چند چرخه بازار را رد کرده اند و کارمزد واقعی می گیرند: در معامله یونی سواپ و کرو، در وام دهی آوه و کامپاند، در استیبل کوین غیرمتمرکز میکر، در استیکینگ نقدشونده لیدو و در داده چین لینک. این فهرست بر اساس دوام و کارکرد است، نه بر اساس ارزش بازار یا بازدهی تبلیغ شده.

دیفای در ارز دیجیتال به چه معناست؟

مجموعه خدمات مالی که به جای بانک و کارگزار، با قرارداد هوشمند روی بلاکچین اجرا می شوند: معامله، وام، پس انداز و بیمه. تفاوت اصلی اش با بانک این است که هیچ واسطه ای دارایی شما را نگه نمی دارد، و پیامدش هم این است که هیچ کس هم مسئول اشتباه شما نیست.

کسب درآمد از دیفای چطور انجام می شود؟

سه مسیر اصلی دارد: تامین نقدینگی برای یک صرافی غیرمتمرکز و گرفتن سهمی از کارمزد معاملات، سپرده گذاری در پروتکل وام دهی و گرفتن بهره، و استیکینگ. هر سه بازدهی متغیر دارند و هیچ کدام سود تضمینی نیستند. جزئیات مسیر اول در درآمد از نقدینگی دهی در صرافی ها آمده.

پروژه های دیفای چه ریسکی دارند؟

چهار ریسک مجزا: باگ در قرارداد هوشمند، دستکاری قیمت از راه اوراکل، ضرر ناپایدار برای تامین کننده نقدینگی، و ریسک خود دارایی که در پروتکل گذاشته اید. اینها روی هم جمع می شوند و هیچ کدام با متنوع کردن پروتکل ها از بین نمی روند.