یک نفر در تهران، بدون اینکه از کسی اجازه بگیرد یا مدرکی ارائه دهد، می تواند تتر را در یک پروتکل وام دهی وثیقه بگذارد و وام بگیرد. نه شعبه ای، نه تاییدی، نه احراز هویتی. همین یک جمله بیشتر از هر تعریفی توضیح می دهد دیفای چیست و چرا اهمیت پیدا کرد.
اما همان یک نفر ممکن است کل وثیقه اش را در یک ریزش نیمه شب از دست بدهد، بدون اینکه کسی باشد که به او زنگ بزند. این هم بخشی از همان جمله است.
پس بگذارید هم آنچه دیفای واقعا عوض کرد را ببینیم و هم آنچه با وجود همه تبلیغات، عوض نکرد.
دیفای در یک جمله
دیفای یعنی خدمات مالی که به جای یک شرکت، توسط قراردادهای هوشمند روی یک بلاکچین عمومی اجرا می شوند. تفاوت اصلی اش با بانک یا صرافی این نیست که کارمزد کمتری دارد یا سریع تر است؛ این است که اجازه نمی خواهد. کسی حساب باز نمی کند، کسی درخواست شما را رد نمی کند، و کسی نمی تواند دسترسی تان را ببندد.
در عوض، کسی هم مسئول نیست. این دو روی یک سکه اند و هر متنی که فقط روی اولی تمرکز کند، نصف ماجرا را گفته.
از چه چیزی ساخته شده
چهار قطعه اصلی دارد و بقیه ترکیبی از همین هاست:
- استیبل کوین ها. واحد حساب کل این اکوسیستم. بدون یک واحد باثبات، وام و مشتقه بی معنی می شود.
- صرافی های غیرمتمرکز. معامله مستقیم بین کیف پول و استخر نقدینگی، بدون واسطه نگهدارنده.
- پروتکل های وام دهی. وام با وثیقه بیش از حد؛ مقایسه شان با گزینه های داخلی در وام ارز دیجیتال؛ دیفای یا صرافی ایرانی آمده.
- لایه داده. بدون اوراکل، هیچ کدام اینها نمی دانند قیمت چند است. چرا این ضعیف ترین حلقه است را در نقش اوراکل در بلاکچین نوشته ایم.
هر قطعه ای که ببینید، از مشتقات گرفته تا بیمه غیرمتمرکز، روی همین چهار تا سوار شده است.
چه چیزی را واقعا عوض کرد
سه چیز، و هر سه واقعی اند:
دسترسی بدون مجوز. این مهم ترین دستاورد است و برای کسانی که از سیستم مالی جهانی کنار گذاشته شده اند، تنها دستاوردی است که واقعا اهمیت دارد.
شفافیت. موجودی، بدهی و وثیقه یک پروتکل روی زنجیره قابل دیدن است. اینکه یک بانک واقعا چه چیزی در ترازنامه اش دارد را باید از گزارشش بپذیرید؛ اینجا می شود مستقیم نگاه کرد.
ترکیب پذیری. این پروتکل ها مثل قطعات لگو روی هم سوار می شوند و کسی برای اتصالشان اجازه نمی خواهد. سرعت نوآوری در این فضا از همین می آید. البته ریسکش هم از همین می آید: خرابی یک قطعه به همه قطعات وابسته سرایت می کند.
و چه چیزی را عوض نکرد
حالا بخشی که کمتر نوشته می شود.
اعتماد حذف نشد، جابجا شد. شما دیگر به بانک اعتماد نمی کنید؛ به کد قرارداد، به تیم توسعه دهنده، به شبکه اوراکل و به کسانی که کلیدهای مدیریتی پروتکل را دارند اعتماد می کنید. تعداد نقاط اعتماد کمتر نشده، فقط تخصصی تر و نامرئی تر شده.
ارزان تر نشد، برای پول کوچک. کارمزد شبکه به حجم معامله شما کاری ندارد. برای مبالغ بزرگ ناچیز است و برای مبالغ کوچک می تواند از خود سود بیشتر شود. یعنی دیفای در عمل برای سرمایه بزرگ ارزان است و برای سرمایه کوچک گران؛ درست برعکس آن چیزی که در ادبیات «مالی فراگیر» تبلیغ می شود.
حمایت مصرف کننده ندارد. اگر پول به آدرس اشتباه برود، اگر قرارداد باگ داشته باشد، اگر تیم پروژه ناپدید شود، مرجعی برای شکایت نیست.
و بخش بزرگی از سودهایش واقعی نبود. درصدهای نجومی سال های رونق، عمدتا از انتشار توکن جدید می آمد نه از درآمد واقعی پروتکل. وقتی انتشار متوقف شد، سود هم رفت. حساب و کتابش را در ییلد فارمینگ و سود واقعی اش شکافته ایم و پروژه هایی که هنوز درآمد واقعی دارند هم فهرست جداگانه ای دارند.
نکته ای که خود اتریوم هم کم می گوید
یک مشاهده که خودتان هم می توانید بررسی کنید: صفحه رسمی دیفای در سایت اتریوم یازده کاربرد را فهرست می کند؛ از پرداخت بین المللی و استیبل کوین و وام با وثیقه تا بیمه و مدیریت خودکار سبد. در برابر این یازده مورد، بخش ریسک ها تقریبا به یک جمله خلاصه می شود که نرم افزار ممکن است باگ داشته باشد.
این عدم تقارن، خودش گویاترین چیزی است که می شود درباره این صنعت گفت. وقتی حتی مرجع ترین منبع فنی این حوزه، فهرست امکانات را ده برابر فهرست خطرات می نویسد، تعجبی ندارد که کاربر تازه وارد با انتظارات اشتباه وارد شود.
دیفای برای کاربر ایرانی
اینجا معادله متفاوت است و باید بدون تعارف گفت.
مزیت واقعی: دیفای از شما مدرک نمی خواهد و به خاطر محل زندگی تان ردتان نمی کند. برای کسی که در بیشتر سرویس های مالی بین المللی پذیرفته نمی شود، این تفاوت کوچکی نیست.
محدودیت اول، رابط کاربری. قرارداد روی زنجیره در دسترس است، اما سایتی که با آن کار می کنید ممکن است دسترسی از ایران را ببندد. یعنی لایه ای که آزاد است، لایه ای که با آن کار می کنید نیست.
محدودیت دوم، قطعی اینترنت. این جدی ترین مورد است و کم گفته می شود. اگر وثیقه گذاشته اید، ربات تسویه در روزی که شما اینترنت ندارید کار خودش را می کند. سیستم برای شما صبر نمی کند. هر موقعیتی که برای سالم ماندن به حضور شما نیاز دارد، در ایران یک ریسک اضافه دارد که در هیچ محاسبه خارجی نیامده.
محدودیت سوم، همان گلوگاه همیشگی. دیفای تومان نمی شناسد. برای ورود باید از قبل دارایی روی زنجیره داشته باشید و برای خروج باید بتوانید به تومان برگردانید. کل تجربه دیفای شما به دو سر این مسیر وابسته است و آن دو سر داخل دیفای نیستند. برای همین بخش، ابزارهای ساده و ریالی مثل خرید و فروش ووچر و تتر کاری می کنند که هیچ پروتکلی نمی کند.
اگر می خواهید شروع کنید
یک توصیه صریح: با استیبل کوین و مبلغ کوچک شروع کنید و اول یک بار کل چرخه را کامل کنید؛ ورود، یک تراکنش ساده، و خروج تا رسیدن پول به حساب بانکی. خیلی ها بخش آخر را امتحان نکرده وارد می شوند و بعد می فهمند مسیر خروج آن چیزی نیست که فکر می کردند.
و از هر پروتکلی که سود غیرعادی می دهد فاصله بگیرید. در دیفای، سود غیرعادی همیشه ریسکی است که هنوز خودش را نشان نداده.
سوال های پرتکرار
توکن های دیفای چیست؟
توکن هایی که پروتکل های دیفای منتشر می کنند و معمولا نقش حاکمیتی دارند؛ یعنی به دارنده اجازه رای دادن در تصمیم های پروتکل می دهند. توجه کنید که این توکن ها سهم از درآمد نیستند مگر پروتکل صراحتا چنین چیزی طراحی کرده باشد. بسیاری از آنها در عمل فقط دارایی قابل معامله اند، نه حق مالکیت.
کسب درآمد از دیفای چطور کار می کند؟
سه مسیر اصلی دارد: قرض دادن دارایی و گرفتن بهره، تامین نقدینگی و گرفتن سهمی از کارمزد معاملات، و استیکینگ. هر سه سود واقعی دارند اما ارقامی که در تبلیغات دیده می شود معمولا شامل توکن های تشویقی است که ارزششان ثابت نیست. سود پایدار در این فضا معمولا رقم متعادلی است، نه چند برابر بازارهای دیگر.
دیفای امن است؟
امنیت خود بلاکچین با امنیت پروتکل هایی که رویش ساخته شده اند فرق دارد. زنجیره های اصلی سابقه قابل قبولی دارند، اما بیشتر خسارت های این حوزه از قراردادهای هوشمند معیوب، دستکاری داده قیمت و خطای خود کاربر آمده. پروتکل های قدیمی تر و ممیزی شده تر ریسک کمتری دارند، ولی هیچ کدام بدون ریسک نیستند.
تفاوت دیفای با صرافی ارز دیجیتال چیست؟
در صرافی متمرکز، دارایی شما نزد آن شرکت است و شرکت مسئول نگهداری، احراز هویت و پشتیبانی است. در دیفای دارایی تا لحظه تعامل در کیف پول خودتان می ماند و هیچ نهادی وسط نیست. صرافی متمرکز ساده تر و برای بیشتر کارهای روزمره مناسب تر است؛ دیفای دسترسی بدون مجوز می دهد و مسئولیت کامل را روی دوش خودتان می گذارد.
جمع بندی
دیفای بانک ها را کنار نزد و احتمالا نخواهد زد. کاری که کرد این بود که برای اولین بار یک لایه مالی ساخت که برای استفاده از آن لازم نیست کسی شما را قبول کند. این برای بخشی از دنیا، از جمله همین جا، ارزش واقعی دارد. فقط با انتظار درست واردش شوید: نه سود تضمینی، نه پشتیبانی، و نه دکمه ای برای برگرداندن اشتباه.