هنرمندی که چند سال پیش می پرسید کارش را NFT کند یا نه، دنبال یک بازار داغ بود. هنرمندی که امروز می پرسد، معمولا دنبال چیز دیگری است: راهی برای فروختن اثرش به کسی که آن طرف مرز است.

این دو سوال جواب های متفاوتی دارند و بیشتر مطالب فارسی این حوزه هنوز به سوال اول جواب می دهند.

NFT دقیقا چه چیزی از اثر شما را ثبت می کند

NFT دقیقا چه چیزی از اثر شما را ثبت می کند

یک توکن غیرمثلی، رکوردی روی بلاکچین است که می گوید فلان آدرس مالک فلان شناسه است. همین. توضیح رسمی NFT در سایت اتریوم هم دقیقا همین را می گوید: توکنی که یکتاست و قابل جایگزینی با توکن دیگری نیست.

سه چیزی که ثبت نمی شود، مهم تر از چیزی است که ثبت می شود:

  • خود فایل. در اکثر پروژه ها تصویر روی زنجیره نیست و توکن فقط به آدرسی اشاره می کند. اگر آن آدرس روزی از دسترس خارج شود، توکن می ماند و تصویر نه.
  • حق کپی رایت. خرید NFT به طور خودکار هیچ حق بهره برداری ای منتقل نمی کند، مگر اینکه خودتان جداگانه مشخص کرده باشید.
  • اصالت اثر. بلاکچین ثبت می کند چه کسی توکن را ساخته، نه اینکه آن شخص واقعا خالق اثر بوده. کپی کردن کار دیگران و ضرب کردنش، در دوره اوج یک اپیدمی بود.

پس NFT سند مالکیت اثر هنری نیست؛ سند مالکیت یک رکورد است که به اثر اشاره می کند. تمام ارزشش هم از اینجا می آید که جامعه ای آن رکورد را معتبر بداند.

از آن دوره چه چیزی زنده ماند

بازار NFT هنری امروز کسری از حجم دوره اوجش است و این را باید صریح گفت. اما همه چیزش هم نمرد، و آنچه ماند الگوی مشخصی دارد.

هنر مولد. آثاری که خود کد روی زنجیره اجرا می شود و خروجی یکتا می سازد. اینجا بلاکچین صرفا رسید فروش نیست؛ بخشی از خود اثر است. همین باعث شده این دسته جمع فعال خودش را حفظ کند.

ارتباط مستقیم هنرمند با مخاطب. نسخه های محدودی که هنرمند خودش عرضه می کند و خریدارانش او را دنبال می کنند. این کوچک است و بازار ثانویه پرحجمی ندارد، ولی همان کاری را می کند که قرار بود بکند: حذف واسطه.

و آنچه از بین رفت هم روشن است: خرید تصویر پروفایل به امید فروش گران تر به نفر بعد. آن بخش سرمایه گذاری بود نه هنر، و مثل هر حباب دیگری تمام شد. تصویر کلی تری از آنچه باقی مانده در بهترین پروژه های NFT و آنچه از دوره اوج ماند هست.

رویالتی: وعده ای که در قرارداد نبود

جذاب ترین وعده NFT برای هنرمند این بود که از هر فروش بعدی اثر، درصدی به او می رسد؛ چیزی که در بازار هنر سنتی عملا وجود ندارد.

مشکل اینجاست که این رویالتی هیچ وقت در سطح استاندارد توکن اجباری نبود. یعنی پرداختش به تصمیم بازارگاه بستگی داشت، نه به قرارداد. وقتی رقابت بین بازارگاه ها بالا گرفت، رویالتی اختیاری شد تا خریداران جذب شوند، و درآمدی که هنرمندها روی آن حساب کرده بودند به شدت کم شد.

درس این ماجرا فراتر از هنر است: هر وعده ای که با کد تضمین نشده باشد، یک تصمیم تجاری است و تصمیم های تجاری عوض می شوند. اگر رویالتی برایتان مهم است، ببینید در قرارداد چه چیزی واقعا اجرا می شود، نه در صفحه تبلیغاتی چه نوشته اند.

هنرمند ایرانی: جایی که مشکل واقعی است

تمام بحث بالا برای یک هنرمند در برلین هم صادق است. آنچه فقط برای شما صادق است، اینهاست.

ضرب اثر روی شبکه اتریوم کارمزد دارد و آن کارمزد را باید از قبل تامین کنید، بی آنکه بدانید اثر فروش می رود یا نه. شبکه های ارزان تر این را حل می کنند ولی بازار خریدارشان هم کوچک تر است. کارنامه این شبکه در حوزه هنر در پروژه های هنری موفق روی اتریوم جمع شده است.

اتریومنرخ لحظه ای اتریوم ۱.۷۶٪
۴۸۵,۱۱۱,۴۳۶ تومان
$2,463.75 نرخ جهانی
تغییر ۲۴ ساعته - بروزرسانی ۰۱:۵۷ تامین کارمزد ضرب اثر

بازارگاه های بزرگ از آی پی ایران محدودند و بعضی شان در شرایط استفاده بندهای صریحی درباره کاربران تحریمی دارند. نکته خطرناک این است که این بندها معمولا در لحظه ثبت نام اعمال نمی شوند، بلکه در لحظه ای اعمال می شوند که بخواهید پول را خارج کنید.

و مسئله آخر همان چیزی است که سوال اصلی این هنرمندهاست: پول فروش چطور به دست شما می رسد. دارایی به کیف پول شما می آید و از آنجا باید به ریال تبدیل شود؛ همان جایی که مسیر فروش ووچر و دریافت ریال یا فروش مستقیم رمزارز وارد ماجرا می شود. این لایه را از روز اول در حساب کتابتان بگذارید، نه بعد از اولین فروش. الگوی دریافت درآمد از خارج در دریافت درآمد فریلنسری با یو ووچر قدم به قدم آمده و برای فروش اثر هنری هم همان است.

اگر تصمیم گرفتید انجامش دهید

سه چیز را قبل از ضرب اولین اثر حل کنید.

مسیر خروج پول را اول تست کنید، با کوچک ترین مبلغ ممکن. هنرمندی که اثرش را فروخته و بعد فهمیده پول در بازارگاه گیر کرده، وضعیت خوبی ندارد.

مجوز استفاده از اثر را خودتان صریح بنویسید. اگر ننویسید، هیچ چیز به خریدار منتقل نمی شود و این بعدا به اختلاف تبدیل می شود.

و انتظارتان را با واقعیت بازار تنظیم کنید. NFT کانال فروش است، نه مخاطب ساز. کسی که مخاطب ندارد، با ضرب کردن اثر مخاطب پیدا نمی کند؛ فقط کارمزد شبکه پرداخت کرده. همین منطق در حوزه موسیقی هم صادق است و در بلاکچین در صنعت موسیقی و حقوق هنرمندان با جزئیات بیشتری بررسی شده.

سوال های پرتکرار درباره هنر NFT

هنر NFT چیست؟

اثر هنری دیجیتالی که مالکیت یک نسخه مشخص از آن روی بلاکچین ثبت شده. خود اثر معمولا جای دیگری ذخیره است و آنچه روی زنجیره می ماند، رکورد مالکیت و تاریخچه انتقال هاست. مزیتش برای هنرمند، فروش مستقیم بدون گالری و واسطه است.

قیمت نقاشی های NFT چطور تعیین می شود؟

مثل بازار هنر: با تقاضا. هیچ فرمولی وجود ندارد و هیچ ارتباط قابل اتکایی هم بین کیفیت اثر و قیمتش نیست. اکثریت قاطع آثار عرضه شده هرگز فروش نمی روند، و ارقام بزرگی که در خبرها می بینید استثنا هستند نه میانگین. اگر بر اساس آن اعداد برنامه ریزی کنید، ناامید می شوید.

چگونه یک اثر را به NFT تبدیل کنم؟

به یک کیف پول، مقداری ارز برای کارمزد شبکه و یک بازارگاه نیاز دارید. اثر را بارگذاری می کنید، مشخصات و شرایط استفاده را می نویسید و توکن ضرب می شود. بخش سخت ماجرا هیچ کدام اینها نیست؛ پیدا کردن خریدار و بعد رساندن پول به حساب خودتان است.

آیا هنوز خرید NFT هنری منطقی است؟

اگر به قصد سرمایه گذاری می خرید، بی تعارف: نقدشوندگی این بازار پایین است و ممکن است خریداری برای فروش مجدد پیدا نکنید. اگر برای این می خرید که کار آن هنرمند را دوست دارید و می خواهید مستقیم از او حمایت کنید، منطقش کاملا برقرار است؛ فقط با همان انتظاری بخرید که یک تابلو می خرید، نه با انتظار بازدهی.