نقش بلاکچین در صنعت موسیقی و حقوق هنرمندان

به روزرسانی: ۶ دقیقه مطالعه
۱۲۹بازدید ۰اشتراک
دارای مجوزهای رسمی انتشار:

برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.

یک آهنگ سه سازنده دارد: آهنگساز، ترانه سرا، خواننده. پول از سرویس پخش می آید و باید بین این سه تقسیم شود.

سوال این نیست که چطور پول را تقسیم کنیم. سوال این است که اصلا از کجا بدانیم این سه نفر چه کسانی اند.

هر وعده ای که درباره بلاکچین و حق و حقوق هنرمندان داده شده، وقتی به این سوال می رسد متوقف می شود. و این دقیقا جایی است که باید شروع کرد.

پول گم نمی شود، صاحبش گم می شود

تصور رایج این است که سرویس های پخش پول هنرمند را نگه می دارند. واقعیت پیچیده تر و بدتر است.

پول اغلب پرداخت می شود، ولی به مقصد نمی رسد چون معلوم نیست مقصد کیست. فایل صوتی یک شناسه دارد، اثر موسیقایی پشتش شناسه دیگری، و این دو در پایگاه های داده مختلف نگهداری می شوند. وقتی این دو به هم وصل نشوند، سهم آهنگساز جایی معلق می ماند.

صنعت موسیقی برای همین مشکل نهاد دارد. سازمانی به نام دی دی ای اکس سال هاست استانداردهای تبادل داده در زنجیره ارزش موسیقی را می نویسد تا رد و بدل اطلاعات بین شرکت ها کارآمدتر شود. اعضایش همان هایی هستند که پول در دستشان است: شرکت های پخش، سازمان های جمع آوری حق پخش، لیبل ها.

حالا فرض کنید همین داده ناقص را روی یک بلاکچین بنویسیم. چه چیزی عوض می شود؟ هیچ. فقط ناقص بودنش غیرقابل تغییر می شود.

قرارداد هوشمند تقسیم را حل می کند، نه توافق را

این بخش از ماجرا واقعا کار می کند و ارزش گفتن دارد.

اگر سه نفر روی درصدهایشان توافق کرده باشند، می شود قراردادی نوشت که هر پرداختی به آن آدرس را همان لحظه به سه قسمت کند و بفرستد. بدون واسطه، بدون تسویه فصلی، بدون اینکه کسی سه ماه منتظر بماند.

و این واقعا نسبت به وضع موجود بهتر است. در مسیر سنتی، پول از سرویس پخش تا هنرمند از چند لایه رد می شود که هر کدام دوره تسویه و کارمزد خودش را دارد.

اما توجه کنید چه چیزی را حل کرد و چه چیزی را نکرد. تقسیم خودکار شد. توافق بر سر اینکه سهم هر کس چند درصد است، همان مذاکره انسانی قبلی باقی ماند. و در دعواهای واقعی صنعت موسیقی، دعوا همیشه سر همین است، نه سر سرعت انتقال. ساز و کار فنی اش در نحوه ساخت قرارداد هوشمند توضیح داده شده.

ان اف تی موسیقی چه چیزی را فروخت

موج ان اف تی موسیقی یک ادعای مهم داشت: هنرمند مستقیم به هوادار می فروشد و واسطه حذف می شود.

بخشی از این ادعا درست بود. هنرمندی که پایگاه هواداری دارد، توانست از چند صد نفر مبلغی بگیرد که از سال ها پخش آنلاین بیشتر بود. این ریاضی ساده است و هنوز هم برقرار است: صد نفر که هر کدام حاضرند مبلغ قابل توجهی بدهند، از صدها هزار پخش با درآمد ناچیز بیشتر می ارزند.

بخش نادرستش این بود که این مدل برای هنرمند بدون هوادار هم جواب می دهد. جواب نداد. آنچه فروخته می شد رابطه بود، نه فایل؛ و هنرمندی که رابطه ندارد، چیزی برای فروش ندارد. همین الگو در تجربه هنر دیجیتال و ان اف تی هم تکرار شد.

یک نکته حقوقی هم هست که کمتر گفته می شود: خرید ان اف تی یک قطعه، به طور خودکار به معنای مالکیت حق نشر آن نیست. آنچه منتقل می شود همان چیزی است که در متن قرارداد نوشته شده و در بیشتر موارد نوشته نشده بود.

پلتفرم های پخش غیرمتمرکز

پروژه هایی مثل ادیوس تلاش کرده اند کل مسیر را جابجا کنند: پخش موسیقی بدون شرکت میانی، با توکنی که به مشارکت کنندگان شبکه می رسد.

مشکلشان فنی نیست، توزیعی است. هوادار موسیقی جایی می رود که موسیقی مورد علاقه اش هست، و کاتالوگ بزرگ در اختیار همان شرکت هایی است که قرار بود حذف شوند. تا وقتی این معادله عوض نشود، پلتفرم غیرمتمرکز یک بازار جانبی می ماند و نه جایگزین.

این را می شود شکست نامید یا نامید سهم بازار کوچک. ولی نمی شود نامیدش انقلاب.

برای موزیسین ایرانی، مسئله چیز دیگری است

اینجا بحث حق و حقوق شکل کاملا متفاوتی دارد.

یک موزیسین ایرانی که کارش را روی سرویس های جهانی منتشر می کند، معمولا مشکلش این نیست که سهمش را کم حساب کرده اند. مشکل این است که مسیری برای دریافت همان سهم ندارد؛ حساب بانکی بین المللی ندارد و درگاه های پرداخت رایج برایش باز نیست.

در عمل این کار از طریق توزیع کننده واسط انجام می شود و بعد باید ارز به داخل برگردد. بر اساس سفارش هایی که در پلتفرم ثبت می شود، بخشی از این برگشت به شکل ووچر ارزی و بخشی به شکل استیبل کوین است. اولی برای مبالغ کوچک تر ساده تر است و به حساب بانکی وابسته نیست: کدام ووچر ارزی برای دریافت درآمد مناسب است و کد یو ووچر برای دریافت درآمد ارزی نقطه شروع اند.

سمت مصرف هم همین وضع را دارد. اشتراک سرویس های پخش با کارت بانکی ایرانی خریداری نمی شود و مسیر رایجش گیفت کارت سرویس های خارجی است.

و هزینه را قبل از شروع تکه تکه ببینید، نه به صورت یک عدد کلی: نرخ تبدیل و فاصله اش با نرخ بازار، اسپرد خرید و فروش، کارمزد خدمات، و کارمزد شبکه. روی درآمدهای خرد موسیقی، قلم آخر می تواند نسبت بزرگی از کل بشود و انتخاب شبکه انتقال اهمیت پیدا می کند.

تترقیمت لحظه ای تتر ۱.۰۰٪تومانی
۲۳۱,۳۸۵ تومان
۲۲۷,۶۰۱ تا ۲۳۱,۶۸۸ ۰.۰۰٪دلاری بازه ۲۴ ساعته
تغییر ۲۴ ساعته، تومانی و دلاری - بروزرسانی ۱۴:۲۶ مشاهده نرخ

سوال های پرتکرار

بلاکچین چطور به هنرمندان موسیقی کمک می کند؟

در دو جای مشخص: پرداخت لحظه ای و تقسیم خودکار سهم بین چند صاحب اثر، و فروش مستقیم به هوادار بدون واسطه. در جای سومی که معمولا وعده اش داده می شود، یعنی درست شدن سوابق مالکیت آثار، کمکی نمی کند چون آن مشکل از کیفیت داده می آید نه از محل نگهداری اش.

آیا با ان اف تی می شود مالک یک آهنگ شد؟

فقط اگر در متن قرارداد صراحتا نوشته شده باشد که چه حقوقی منتقل می شود. در بیشتر عرضه های موسیقی، آنچه خریدار می گیرد یک نسخه با شماره است و نه حق نشر یا حق دریافت درآمد آینده اثر.

پلتفرم های موسیقی غیرمتمرکز جایگزین سرویس های فعلی می شوند؟

با ساختار امروز بازار بعید است. مانع فنی نیست، کاتالوگ است. شنونده جایی می رود که آثار مورد علاقه اش آنجاست و حقوق پخش آن آثار دست شرکت های بزرگ است. این پلتفرم ها برای هنرمند مستقل معنا دارند، نه به عنوان جایگزین عمومی.

موزیسین ایرانی چطور درآمد ارزی اش را دریافت کند؟

معمولا از طریق توزیع کننده بین المللی، و سپس تبدیل آن به ووچر ارزی یا استیبل کوین برای انتقال به داخل. انتخاب بین این دو به مبلغ بستگی دارد؛ برای مبالغ خرد ووچر ساده تر است و برای مبالغ بزرگ تر استیبل کوین رایج تر.

حرف آخر

بلاکچین در موسیقی یک مسئله را واقعا حل کرده و آن سرعت و شفافیت خود پرداخت است. اگر کسی به شما بگوید مشکل حق و حقوق هنرمندان را هم حل می کند، بپرسید داده مالکیت از کجا می آید. جواب همیشه همان نهادها و همان پایگاه های داده قدیمی است.

برای هنرمند ایرانی اما ترتیب اولویت ها فرق دارد. اول باید پول از مرز رد شود، بعد نوبت به بحث درصدها می رسد. و آن مسئله اول، مسئله ای مالی است نه فناورانه.

مرجع: سازمان استانداردهای داده صنعت موسیقی و سایت رسمی پلتفرم ادیوس