به شما گفته اند قبل از خرید، تحلیل فاندامنتال کنید. وایت پیپر پروژه را باز می کنید، سی صفحه نمودار و اصطلاح می بینید، و بعد از بیست دقیقه هنوز نمی دانید دنبال چه می گشتید. مشکل از شما نیست.
تحلیل فاندامنتال در بازار سهام معنای روشنی دارد: شرکت درآمد دارد، سود دارد، و شما آن را به قیمت سهم می سنجید. در رمزارز، برای اکثر توکن ها هیچ کدام از این ها وجود ندارد. پس اول باید صادق بود درباره اینکه اینجا واقعا چه چیزی را می شود سنجید.
چرا اینجا با سهام فرق دارد
وقتی سهم می خرید، بخشی از یک کسب و کار را می خرید و در سود آن سهیم می شوید. وقتی توکن می خرید، در اکثر موارد هیچ ادعایی نسبت به درآمد پروژه ندارید. توکن ممکن است فقط کاربرد داخل شبکه داشته باشد، یا حق رای، یا هیچ کدام.
این را باید صریح گفت چون سنگ بنای بقیه بحث است: در نبود درآمد و سود، آنچه شما تحلیل می کنید عرضه، تقاضا و روایت است. هر کسی که برای یک آلت کوین نسبت قیمت به درآمد می سازد، دارد عددی را جدی می گیرد که پشتش چیزی نیست.
استثناها هم هستند. پروژه هایی که کارمزد واقعی می گیرند و آن کارمزد به شکلی به دارندگان توکن برمی گردد، به تحلیل کلاسیک نزدیک ترند. تعدادشان کم است و همین کم بودن، خودش یک اطلاعات است.
چهار چیزی که واقعا قابل بررسی است
به جای فهرست ده تایی، همین چهار تا. اگر این ها را بررسی کنید از نود درصد خریداران جلوترید.
یک: عرضه و برنامه آزادسازی. چند توکن الان در گردش است، سقف کل چقدر است، و مهم تر از هر دو: در دوازده ماه آینده چه مقدار آزاد می شود و به دست چه کسی می رسد. توکنی که نیمی از عرضه اش هنوز قفل سرمایه گذاران اولیه است، یک فشار فروش برنامه ریزی شده روی سرش دارد. این تاریخ ها معمولا منتشر شده اند و کمتر کسی نگاهشان می کند.
دو: استفاده واقعی، نه ظرفیت اعلامی. چند کاربر فعال، چه حجم تراکنشی، چقدر کارمزد پرداخت شده. حواستان به معیارهایی باشد که راحت ساختگی اند: تعداد آدرس ساخته شده و تعداد دنبال کننده توییتر تقریبا هیچ چیز نمی گویند.
سه: تیم و فعالیت توسعه. مخزن کد پروژه عمومی است؟ در سه ماه گذشته چیزی در آن اضافه شده؟ پروژه ای که یک سال است کد جدیدی ندارد ولی هفته ای سه بار خبر مشارکت منتشر می کند، دارد بازاریابی می کند نه ساختن.
چهار: توزیع مالکیت و نقدشوندگی. اگر ده کیف پول اول نصف عرضه را دارند، قیمت را آن ها تعیین می کنند نه بازار. و اگر عمق بازار کم باشد، همان نمودار زیبا در لحظه فروش شما به هیچ دردی نمی خورد. این دومی را تقریبا هیچ محتوای آموزشی فارسی جدی نمی گیرد.
یک نمونه از سندی که این چهار مورد را درست توضیح می دهد، توکنومیکس شبکه سولانا است؛ و یک نمونه از سندی که هیچ کدام را ندارد، وایت پیپری که صفحاتش خالی است. مقایسه این دو، از هر آموزشی سریع تر یاد می دهد دنبال چه باشید.
پرچم های قرمز
- تیم ناشناس و بدون سابقه قابل بررسی.
- وایت پیپری که وعده می دهد ولی هیچ عددی ندارد.
- تاریخ آزادسازی بزرگ در آینده نزدیک که در تبلیغات به آن اشاره نمی شود.
- خبرهای پی در پی «مشارکت» با شرکت هایی که خودشان چیزی اعلام نکرده اند.
- وعده بازده ثابت. این دیگر تحلیل نمی خواهد.
مکانیزم های عرضه هم گاهی به عنوان نقطه قوت فروخته می شوند بی آنکه باشند؛ توکن سوزی و اثر واقعی اش بر قیمت نمونه خوبی از همین است.
کاری که فاندامنتال برای شما نمی کند
جواب «کی بخرم» را نمی دهد. یک پروژه می تواند از هر نظر سالم باشد و توکنش دو سال بخوابد. تحلیل بنیادی به شما می گوید چه چیزی ارزش نگه داشتن دارد، نه اینکه کی بالا می رود.
و در روزهایی که کل بازار می ریزد، تفاوت بین پروژه خوب و بد تقریبا محو می شود. همه با هم پایین می آیند. اگر انتظار دارید تحلیل بنیادی شما را از یک ریزش کلی نجات دهد، انتظار اشتباهی است.
لایه ای که فقط برای ما وجود دارد
دو متغیر به این چهار مورد اضافه کنید که در هیچ منبع خارجی نیست.
اول، دسترسی. پروژه ای که از نظر بنیادی عالی است ولی ابزارها و سرویس هایش کاربر ایرانی را رد می کنند، برای شما همان قدر ارزش دارد که بتوانید عملا استفاده اش کنید. این را قبل از خرید بررسی کنید نه بعدش.
دوم، نقدشوندگی داخلی. توکنی که در بازار جهانی عمق دارد ولی در ایران خریدار ندارد، در روز فروش مسئله ساز می شود. این را می شود از قبل دید: کافی است ببینید در پلتفرم های داخلی اصلا معامله می شود یا نه.
و اگر جمع بندی این بررسی ها شما را به این رساند که فعلا نمی خواهید روی هیچ پروژه ای ریسک کنید، نگه داشتن ارزش به شکل دلاری گزینه ای است که تحلیل بنیادی لازم ندارد؛ ووچرهای دلاری و منطق ساده شان دقیقا برای همین حالت اند.
سوال های پرتکرار
فاندامنتال یعنی چه؟
یعنی سنجیدن خود چیزی که می خرید، نه رفتار قیمتش. در رمزارز عملا یعنی بررسی عرضه و برنامه آزادسازی، میزان استفاده واقعی، وضعیت تیم و توسعه، و توزیع مالکیت. اگر جوابتان به این چهار سوال روشن نیست، هنوز تحلیل بنیادی نکرده اید.
تفاوت تحلیل تکنیکال و فاندامنتال چیست؟
تکنیکال به نمودار قیمت نگاه می کند و می پرسد بازار چه می کند؛ فاندامنتال به خود پروژه نگاه می کند و می پرسد این چیز چقدر می ارزد. یکی برای زمان بندی است و دیگری برای انتخاب. رقیب هم نیستند و هیچ کدام جای دیگری را نمی گیرد.
دنبال فایل pdf آموزش تحلیل فاندامنتال بگردم؟
بیشتر فایل هایی که با این عنوان دست به دست می شوند، ترجمه مطالب بازار سهام اند و همان اشتباهی را می کنند که ابتدای این مطلب گفتیم. به جایش یک پروژه واقعی را انتخاب کنید و همان چهار مورد را رویش پیاده کنید. یک بار انجام دادنش از ده فایل آموزشی بیشتر یاد می دهد.
برای آلت کوین های کوچک هم جواب می دهد؟
تا حدی، و بیشتر به عنوان فیلتر منفی. در پروژه های کوچک داده کم است و آنچه هست معمولا خود پروژه منتشرش کرده. تحلیل بنیادی آنجا بیشتر به درد رد کردن می خورد تا انتخاب کردن: می گوید از چه چیزهایی فاصله بگیرید، نه اینکه کدام را بخرید.