اقتصاد دیجیتال چیست و تتر کجای آن ایستاده است

به روزرسانی: ۶ دقیقه مطالعه
۲۳۸بازدید ۰اشتراک
دارای مجوزهای رسمی انتشار:

برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.

یک طراح در تهران برای مشتری کانادایی کار می کند. دستمزدش را همان شب می گیرد و با بخشی از آن اشتراک نرم افزارش را تمدید می کند.

هیچ بانکی در این زنجیره نیست. نه سوییفتی، نه حواله ای، نه انتظاری.

این اقتصاد دیجیتال است. نه یک مفهوم آکادمیک، بلکه همین اتفاق ساده که تا چند سال پیش برای یک ایرانی ممکن نبود.

سکه تتر در برابر نمودار شمعی سبز بازار

تعریفی که به درد می خورد

اقتصاد دیجیتال یعنی استفاده از اینترنت در کسب و کار؟ نه. با این تعریف، هر مغازه ای که صفحه اینستاگرام دارد هم بخشی از آن است و آن وقت این عبارت هیچ چیزی را توضیح نمی دهد.

تعریف کاربردی تر این است: اقتصاد دیجیتال جایی است که خود ارزش، مثل داده جابه جا می شود. یعنی محصول، پرداخت و تسویه، هر سه، بدون جابه جایی فیزیکی انجام شوند.

با این تعریف، ماجرا سه لایه دارد:

  • زیرساخت: اینترنت، مراکز داده، پهنای باند، دستگاه.
  • پلتفرم: بازارگاه ها، نرم افزارها، ابزارهایی که کار روی آن ها انجام می شود.
  • تسویه: لایه ای که پول واقعا در آن جابه جا می شود.

و حالا حرف اصلی: در بیشتر کشورها لایه سوم آنقدر بی دردسر کار می کند که کسی درباره اش حرف نمی زند. در ایران دقیقا همین لایه است که تعیین می کند دو لایه دیگر به کار می آیند یا نه.

چرا در ایران گلوگاه اینجاست

زیرساخت هست. برنامه نویس و طراح و پشتیبان هم هست، به وفور. پلتفرم های داخلی هم در بسیاری از حوزه ها از نمونه های خارجی چیزی کم ندارند.

چیزی که نیست، اتصال لایه سوم به بیرون است. یعنی همان نقطه ای که باید پول از مشتری خارجی به فروشنده ایرانی برسد، یا برعکس. و وقتی این لایه قطع باشد، دو لایه اول هر چقدر هم قوی باشند، بازارشان به مرزهای کشور محدود می ماند.

این همان تفاوتی است که تحلیل های ترجمه شده هیچ وقت نمی گویند. آن ها درباره اقتصاد دیجیتال در جایی می نویسند که لایه تسویه مساله نیست، و نسخه شان برای اینجا ناقص می ماند. مقایسه این دو وضعیت در تتر و بازارهای مالی سنتی در ایران بازتر شده است.

سه سکه تتر روی زمینه نمودار و اعداد بازار

تتر کجای این تصویر است

در لایه سوم. فقط همان جا.

این را که روشن کنیم، خیلی از بحث ها کوتاه می شود. تتر پول ملی نیست و قرار نیست باشد. سرمایه گذاری هم نیست، چون چیزی تولید نمی کند. ابزار تسویه است: واحدی که دو طرف در دو کشور مختلف روی آن توافق می کنند و می تواند بدون واسطه بانکی جابه جا شود.

چیزی که واقعا اضافه کرده، این است که تصمیم «فروختن» را از تصمیم «برگرداندن پول به ریال» جدا کرده. کسی که درآمد دلاری دارد، دیگر مجبور نیست همان لحظه به پول ملی تبدیل کند و می تواند تا وقتی لازم است صبر کند. برای یک کسب و کار کوچک، همین یک قابلیت ارزش عملی زیادی دارد و کاربردهای کسب و کاری تتر جزئیاتش را دارد.

تترنرخ لحظه ای تتر ۲.۴۷٪تومانی
۲۶۹,۶۷۲ تومان
۲۶۶,۵۱۸ تا ۲۷۲,۸۸۸ ▼ ۰.۰۵٪دلاری بازه ۲۴ ساعته
تغییر ۲۴ ساعته، تومانی و دلاری - بروزرسانی ۰۲:۱۴ نرخ لحظه ای برای تسویه

سه چیزی که این روایت معمولا از قلم می اندازد

هر جا این بحث را می خوانید، تقریبا همه جا خوش بینانه تمام می شود. سه ایراد جدی هست که باید گفت.

یک لایه تسویه بدون به رسمیت شناخته شدن، شکننده است. تا وقتی یک پرداخت نتواند به شکل استاندارد در دفاتر ثبت شود و در اختلاف حقوقی به آن استناد شود، هر کسب و کاری که رویش حساب کند، ریسکی برداشته که در ترازنامه اش دیده نمی شود.

ناشر خصوصی یعنی نقطه شکست واحد. این توکن را یک شرکت منتشر می کند و همان شرکت می تواند آدرسی را مسدود کند. شرکت گزارش ذخایرش را در صفحه شفافیت تتر منتشر می کند، ولی گزارش منتشر کردن با پاسخگو بودن به کاربر ایرانی یکی نیست. شرکتی که پشت این توکن ایستاده را بشناسید، چون شما مشتری اش نیستید.

اقتصادی که روی یک توکن دلاری می چرخد، سیاست پولی یک کشور دیگر را وارد می کند. این را کسی دوست ندارد بشنود ولی درست است. هر چه سهم تسویه دلاری بیشتر شود، اثرگذاری ابزارهای داخلی کمتر می شود. برای فرد این یک محافظت است و برای کل اقتصاد یک هزینه، و هر دو همزمان درست اند.

سکه های تتر روی زمینه نمودار قیمت آبی

متغیری که فقط ما داریم: قطعی اینترنت

هیچ کتاب و مقاله خارجی درباره اقتصاد دیجیتال این را حساب نمی کند، چون آنجا فرض بر این است که شبکه هست.

اینجا این فرض همیشه برقرار نیست، و اثرش روی هر سه لایه یکسان نیست. زیرساخت داخلی معمولا سر پا می ماند. پلتفرم داخلی هم همین طور. چیزی که اول از دست می رود، دقیقا همان لایه سوم است: دسترسی به بیرون. یعنی همان جایی که پول باید جابه جا شود.

نتیجه عملی اش سه عادت است که کسب و کارهای باتجربه تر پیدا کرده اند.

تسویه حساس به زمان را به یک پنجره واحد نسپارید. اگر پرداختی حتما باید تا تاریخ مشخصی انجام شود، چند روز حاشیه بگذارید. این ربطی به کارمزد و شبکه ندارد، به در دسترس بودن مربوط است.

بخشی از ذخیره را به شکلی نگه دارید که برای استفاده از آن لازم نباشد در همان لحظه به یک سرویس خارجی وصل شوید. کد دلاری که آفلاین در دست شماست در این یک مورد رفتار متفاوتی با موجودی روی یک صرافی دارد.

و هش هر تراکنش را جایی بیرون از حساب کاربری تان نگه دارید. اگر روزی به پلتفرم دسترسی نداشتید، آن رشته کاراکتر تنها چیزی است که ثابت می کند پرداخت انجام شده.

برای یک کسب و کار کوچک این یعنی چه

یعنی بازارتان دیگر لزوما داخل مرز نیست، و این تنها نتیجه عملی و مهم این بحث است.

اگر کاری می کنید که خروجی اش دیجیتال است، طراحی، برنامه نویسی، ترجمه، تدریس، محتوا، مشتری خارجی از نظر فنی در دسترس شماست. سختی اش نه در پیدا کردن مشتری است و نه در انجام کار؛ در همان لایه سوم است و راه حلش هم امروز وجود دارد.

در مقابل، اگر کسب و کارتان فیزیکی و داخلی است، این بحث برای شما بیشتر یک ابزار خزانه داری است تا یک فرصت بازار: راهی برای اینکه بخشی از موجودی تان با تورم آب نرود. توقع بیشتری از آن نداشته باشید.

و در هر دو حالت، این را در نظر بگیرید که وضعیت ثابت نمی ماند. چالش هایی که جایگاه تتر را تهدید می کند واقعی اند و بنا کردن کل مسیر یک کسب و کار روی یک ابزار واحد، خودش یک ریسک است.

سوال های پرتکرار

اقتصاد دیجیتال به زبان ساده یعنی چه؟

یعنی اقتصادی که در آن هم کالا یا خدمت، هم پرداخت و هم تسویه، بدون جابه جایی فیزیکی انجام می شود. فروش آنلاین یک کالای فیزیکی هنوز کاملا در این دسته نیست؛ نرم افزار و خدمات و محتوا هستند.

لایه های اقتصاد دیجیتال کدام اند؟

در ساده ترین تقسیم بندی سه لایه: زیرساخت، پلتفرم و تسویه. تقسیم بندی های دقیق تری هم وجود دارد، ولی برای فهمیدن اینکه در ایران کجا کار می لنگد، همین سه تا کافی است و جواب هم همیشه لایه سوم است.

مزایا و معایب اقتصاد دیجیتال چیست؟

مزیت اصلی حذف واسطه و دسترسی به بازار بزرگ تر است. عیب اصلی هم وابستگی به زیرساختی است که خودتان کنترلش نمی کنید: قطعی اینترنت، تغییر قواعد یک پلتفرم خارجی، یا بسته شدن یک مسیر پرداخت، هر کدام می تواند یک کسب و کار را یک شبه متوقف کند.

وضعیت اقتصاد دیجیتال در ایران چطور است؟

در لایه زیرساخت و پلتفرم قابل قبول و در جاهایی قوی. در لایه تسویه با بیرون، محدود. نتیجه اش این است که بخش بزرگی از توان موجود، مشتری داخلی را سرویس می دهد در حالی که از نظر فنی می توانست بازار جهانی داشته باشد.