یک موزیسین ایرانی چند سال پیش از ما پرسید: «اگر کارم را روی بلاکچین بگذارم، هر بار که دست به دست شود پول به من می رسد؟»
آن موقع جواب همه، از جمله خود ما، خوش بینانه بود. حالا که چند سال گذشته می شود دقیق تر جواب داد: نه به طور خودکار، نه تضمین شده، و دلیلش هم در خود استاندارد نوشته شده است.
این مطلب همان وعده ها را یکی یکی می سنجد. کدام محقق شد، کدام نشد و برای کسی که از ایران محتوا تولید می کند چه چیزی از این ماجرا باقی مانده.
وعده اصلی چه بود
مشکلی که قرار بود حل شود واقعی است و هنوز هم هست. پلتفرم های بزرگ توزیع محتوا سه چیز را در انحصار دارند: دسترسی به مخاطب، تعیین سهم درآمد و حق حذف کردن. سازنده محتوا نه از الگوریتم خبر دارد، نه از سازوکار پرداخت، و اگر روزی حذف شود جایی برای شکایت نیست.
قرار بود قرارداد هوشمند این سه را جابه جا کند: مالکیت روی زنجیره ثبت شود، پرداخت خودکار انجام شود و هیچ نهادی نتواند محتوا را بردارد. روی کاغذ منطقی است. در عمل، فقط یکی از این سه تا حدی جواب داد.
حق امتیاز خودکار: جایی که وعده شکست
این پرتکرارترین ادعای کل ماجراست و در عین حال قابل بررسی ترینشان، چون استانداردش مکتوب و عمومی است.
استانداردی که پرداخت حق امتیاز NFT را تعریف می کند، در متن خودش می گوید کاری که انجام می دهد فقط اعلام مبلغ حق امتیاز است. و صریح تر از آن: پرداخت این مبلغ باید داوطلبانه باشد. دلیل فنی اش هم در همان سند آمده؛ انتقال یک توکن بین دو کیف پول همیشه به معنای فروش نیست، پس قرارداد نمی تواند به صورت خودکار تشخیص بدهد که کی باید حق امتیاز کم کند.
یعنی چه؟ یعنی حق امتیاز شما یک عدد نوشته شده روی قرارداد است که بازارگاه ها می توانند رعایتش کنند. وقتی رقابت بین بازارگاه ها بالا گرفت، بعضی هاشان همین را حذف کردند تا کارمزد کمتری بگیرند و فروشنده ها به سمتشان رفتند. سازنده محتوا هیچ ابزاری برای اجبار نداشت، چون از اول هم نداشت.
این را با «قرارداد هوشمند خودکار حق امتیاز را می پردازد» مقایسه کنید. فاصله بین آن جمله و واقعیت، تمام چیزی است که باید درباره وعده های این حوزه بدانید.
سانسورناپذیری تا کجا واقعی است
اینجا هم جواب لایه به لایه فرق می کند و همین لایه بندی است که معمولا گفته نمی شود.
- توکن مالکیت: روی زنجیره است و کسی نمی تواند پاکش کند. این لایه واقعا سانسورناپذیر است.
- خود فایل: روی زنجیره نیست. فایل تصویر یا موسیقی جای دیگری ذخیره می شود و توکن فقط به آن اشاره می کند. اگر آن جا از دسترس خارج شود، شما مالک اشاره ای به هیچ هستید.
- سایتی که آن را نشان می دهد: یک وب سایت معمولی با یک شرکت پشتش. حذف یک اثر از نمایش در بازارگاه، بارها اتفاق افتاده و هیچ ربطی به بلاکچین ندارد.
پس جمله درست این است: مالکیت سانسورناپذیر است، دسترسی نه. برای کسی که دنبال آزادی بیان است این تفاوت همه چیز را عوض می کند.
پس چه چیزی واقعا ماند
سه چیز، و هر سه ارزش دارند.
سابقه مالکیت. اینکه یک اثر کی و توسط چه آدرسی برای اولین بار ثبت شده، روی زنجیره می ماند و جعل شدنی نیست. برای اثبات تقدم، این چیز کمی نیست و هیچ سامانه سنتی معادلش را رایگان نمی دهد.
فروش مستقیم. بین سازنده و خریدار هیچ واسطه ای لازم نیست. پول در همان تراکنش به کیف پول سازنده می رود، بدون دوره تسویه و بدون سقف برداشت. این همان بخشی است که برای یک ایرانی از همه مهم تر است.
تقسیم خودکار درآمد. اگر یک اثر چند صاحب دارد، قرارداد می تواند در لحظه فروش سهم هر کدام را بفرستد. برخلاف حق امتیاز، این یکی هست کار می کند، چون در لحظه فروش اجرا می شود و به رفتار بازارگاه بعدی وابسته نیست.
یک نکته فنی هم اضافه شده که آن موقع نبود: کارمزد. زمانی ثبت یک اثر روی شبکه اصلی اتریوم گران بود و همین جلوی سازنده های کوچک را می گرفت. امروز بیشتر این کارها روی لایه های دوم اتریوم و هزینه واقعی ثبت انجام می شود که هزینه شان مرتبه ای پایین تر است. اگر تجربه قدیمی تان از گرانی بوده، آن تجربه دیگر به روز نیست.
اولین باری هم که معلوم شد این ایده تا کجا می تواند شبکه را شلوغ کند، به ماجرای کریپتو کیتیز برمی گردد؛ خواندنش برای فهمیدن ریشه این حوزه بد نیست.
برای تولیدکننده محتوای ایرانی
اینجا معادله کاملا فرق می کند و مقاله های ترجمه شده هیچ کدام به آن نمی رسند.
برای یک سازنده محتوای ایرانی، بزرگ ترین مشکل هیچ وقت سانسور یا حق امتیاز نبوده. مشکل این بوده که هیچ درگاه پرداخت بین المللی به او پول نمی دهد. یک کیف پول رمزارزی این مانع را برمی دارد و همین یک قابلیت، از همه وعده های دیگر این حوزه رویش حساب بازتر است.
ولی دو محدودیت واقعی هم هست که باید بدانید. اول، بیشتر بازارگاه های بزرگ بر اساس موقعیت جغرافیایی دسترسی را می بندند؛ کیف پول شما کار می کند، صفحه سایت باز نمی شود. دوم، تبدیل درآمد رمزارزی به ریال یک مرحله جداگانه است با کارمزد و ریسک خودش. جزییات این مسیر را در راهنمای دریافت حقوق ارز دیجیتال نوشته ایم.
و یک هشدار: پروژه هایی که به سازنده های ایرانی وعده «پلتفرم غیرمتمرکز اختصاصی» می دهند تقریبا همیشه یک سایت معمولی با یک توکن هستند. قبل از هر تعهدی، ببینید قرارداد هوشمندش کجاست و آیا اصلا وجود دارد. اگر قرارداد را نتوانید ببینید، آن پروژه غیرمتمرکز نیست.
سوال های پرتکرار
آیا حق امتیاز NFT واقعا خودکار پرداخت می شود؟
خیر. استاندارد رایج فقط مبلغ حق امتیاز را اعلام می کند و در متن خودش تصریح کرده که پرداختش داوطلبانه است. رعایت یا نادیده گرفتنش به بازارگاهی بستگی دارد که معامله در آن انجام می شود.
فایل اثر من روی بلاکچین ذخیره می شود؟
نه. ذخیره فایل روی زنجیره از نظر هزینه عملی نیست. آنچه ثبت می شود یک نشانی است که به محل ذخیره سازی اشاره می کند. اگر آن محل از دسترس خارج شود، توکن باقی می ماند و محتوا نه.
قرارداد هوشمند جلوی کپی شدن اثرم را می گیرد؟
خیر. بلاکچین ثابت می کند چه کسی اول ثبت کرده، ولی هیچ کس را از راست کلیک و ذخیره کردن باز نمی دارد. این ابزار اثبات تقدم است، نه ابزار جلوگیری از کپی.
برای شروع حتما باید اتریوم داشته باشم؟
برای پرداخت کارمزد شبکه بله، مقدار کمی لازم است. اگر روی یک شبکه لایه دوم کار کنید این مقدار خیلی کمتر از چیزی است که تصور می شود.
حرف آخر
بلاکچین صنعت رسانه را متحول نکرد و کسانی که این را وعده دادند، بیشترشان چیزی برای فروش داشتند.
ولی یک کار را درست انجام داد: کانال پرداخت مستقیم بین سازنده و مخاطب را باز کرد، بدون اینکه کسی اجازه بدهد. برای بخش بزرگی از دنیا این حاشیه است. برای کسی که از ایران محتوا می سازد، دقیقا همان چیزی است که نداشت.
روی همان یکی حساب کنید و بقیه وعده ها را تا وقتی در متن استانداردشان ندیده اید، باور نکنید. قرارداد هوشمندی هم که پشت این سازوکارهاست، در راهنمای ساخت قرارداد هوشمند از نزدیک قابل دیدن است.