راه حل های لایه دوم اتریوم؛ پلاسما دیگر در فهرست نیست
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
هر فهرست «ارزهای لایه دوم اتریوم» که در فارسی پیدا می کنید، دست کم یک نام در آن هست که اصلا لایه دوم نیست. این اشتباه تقصیر نویسنده اش هم نیست؛ خود این اصطلاح چند سال به شکل کشدار به هر چیزی که کنار اتریوم می ایستاد گفته می شد.
اتریوم امروز تعریف خودش را دقیق کرده و آن تعریف یک مرز روشن دارد: راه حلی لایه دوم است که امنیتش را مستقیم از اجماع خود اتریوم بگیرد. هر چیزی که امنیت خودش را جدا تامین می کند، هرچقدر هم سریع و ارزان باشد، در دسته دیگری می نشیند.
این یک بحث لغوی نیست. تفاوت این دو دسته دقیقا همان جایی است که در بدترین روز، پول شما یا برمی گردد یا برنمی گردد.
لایه اصلی اتریوم عمدا محدود است. هر بلاک سقف مشخصی دارد، و آن سقف نه از سر بی دقتی که برای این گذاشته شده که یک آدم معمولی بتواند با سخت افزار معمولی نود اجرا کند و زنجیره را خودش راستی آزمایی کند. لحظه ای که سقف را بالا ببرید، هزینه اجرای نود بالا می رود و تعداد کسانی که می توانند بررسی کنند کم می شود.
پس ازدحام یک باگ نیست، نتیجه یک انتخاب است. چرایی این انتخاب و اینکه چرا بزرگ کردن بلاک جواب نمی دهد را در بررسی مقیاس پذیری اتریوم باز کرده ایم. آنچه اینجا مهم است نتیجه اش است: اگر لایه اصلی قرار نیست بزرگ شود، ظرفیت باید جای دیگری ساخته شود.
رول آپ تراکنش ها را بیرون از زنجیره اصلی اجرا می کند و نتیجه را دسته ای به اتریوم می فرستد. تا اینجا شبیه هر راه حل دیگری است. تفاوتش در چیزی است که همراه آن دسته می فرستد: داده کافی برای اینکه هر ناظری بتواند بگوید این نتیجه درست است یا نه.
همین یک قید، رول آپ را از بقیه جدا می کند. شما لازم نیست به اپراتور رول آپ اعتماد کنید. اگر او تقلب کند، شواهدش روی اتریوم موجود است و روی همان اتریوم هم می شود جلویش را گرفت.
دو مدل دارد و تفاوتشان در نحوه اثبات همان درستی است.
- خوش بینانه: فرض می کند نتیجه درست است، مگر کسی در یک بازه زمانی مشخص اعتراض کند و خلافش را ثابت کند. اجرایش ساده تر و ارزان تر است؛ در عوض برداشت شما به لایه اصلی باید صبر کند تا آن بازه اعتراض تمام شود.
- مبتنی بر دانش صفر: به جای صبر کردن، یک اثبات رمزنگاری همراه دسته می فرستد که همان جا قابل بررسی است. برداشت سریع تر تمام می شود؛ در عوض ساختن آن اثبات پرهزینه است و سازگاری کاملش با ماشین مجازی اتریوم کار سنگین تری بود.
اگر می خواهید بدانید کدام پروژه ها امروز در هر دسته اند، فهرست پروژه های لایه دوم اتریوم جای درستش است؛ این متن درباره خود سازوکار است نه درباره فهرست.
این بخش را جدا نوشته ام چون متن های فارسی زیادی هنوز پلاسما را کنار رول آپ می گذارند و بعضی شان حتی می نویسند پلاسما مقیاس پذیرتر است. مستندات خود اتریوم صریح اند: پلاسما زمانی یک راه حل مقیاس پذیری مفید در نظر گرفته می شد و از آن زمان به نفع راه حل های لایه دوم کنار گذاشته شده است.
دلیلش هم دقیقا همان قید بالاست. اپراتور زنجیره پلاسما موظف نیست داده را در دسترس بگذارد. اگر داده را نگه دارد، شما نمی توانید ثابت کنید موجودی تان چقدر بوده، و تنها راه دفاع «خروج دسته جمعی» است: همه با هم تلاش می کنند دارایی شان را بیرون بکشند. برای این کار باید آخرین وضعیت معتبر زنجیره را روی خود اتریوم بریزند؛ یعنی همان لایه ای که قرار بود خلوت شود، در بدترین لحظه پر می شود.
راه حلی که در روز عادی خوب کار می کند و در روز بحران خودش تبدیل به بحران می شود، راه حل نیست. این را بی تعارف بگویم: اگر متنی امروز پلاسما را به عنوان آینده مقیاس پذیری اتریوم به شما معرفی می کند، آن متن چند سال عقب است و بقیه حرف هایش را هم با همان دید بخوانید.
ساید چین یک زنجیره مستقل سازگار با ماشین مجازی اتریوم است که با پل به آن وصل می شود و اجماع خودش را دارد. ولیدیوم شبیه رول آپ دانش صفر است با یک تفاوت: داده روی اتریوم ذخیره نمی شود. هر دو سریع اند و هر دو ارزان اند و هیچ کدام امنیتشان را از اتریوم نمی گیرند.
پس سوالی که باید از هر شبکه ای بپرسید این است: اگر اپراتور این شبکه فردا ناپدید شود، آیا من هنوز می توانم دارایی ام را از روی داده موجود در اتریوم بیرون بکشم؟ در رول آپ جواب بله است. در بقیه، بستگی دارد. همین ابهام در دسته بندی است که مثلا درباره پالیگان سال ها بحث ساخت؛ تفاوت ساید چین و لایه دوم در مورد پالیگان نمونه خوبی از همان دعواست.
کارمزد روی شبکه های لایه دوم به شکل معناداری از لایه اصلی کمتر است و این خبر خوبی است. اما اگر مبدا شما تومان است، کارمزد شبکه کوچک ترین جز هزینه شماست. هزینه واقعی چهار تکه دارد: نرخ ارز مرجع، اسپرد خرید و فروش، کارمزد سرویس، و کارمزد پل زدن به آن شبکه و برگشتن.
آن جز چهارم همان جایی است که آدم ها اشتباه می کنند. رفتن به لایه دوم برای صرفه جویی در کارمزد، وقتی خودش دو تراکنش روی لایه اصلی می خواهد، فقط برای مبالغی معنا دارد که آنجا بمانند. برای یک انتقال یک باره، معمولا صرف نمی کند.
و نکته ای که مخصوص ماست: پل زدن یک عملیات چند مرحله ای است و در روز اختلال اینترنت می تواند نیمه کاره بماند. دارایی گم نمی شود، ولی تا وقتی وصل نشوید دستتان به آن نمی رسد. کسانی که نمی خواهند در روز شلوغ معطل بمانند، معمولا نقدینگی شان را از قبل با یو ووچر برای نقدینگی آماده آماده نگه می دارند تا لحظه تصمیم، تسویه معطل نماند.
یک تذکر فنی هم بماند: همه این ساختارها روی قرارداد هوشمند سوارند، و پل ها تاریخچه پرحادثه ای دارند. محدودیت های ذاتی قرارداد هوشمند اینجا هم دقیقا همان طور اعمال می شود.
کدام شبکه های لایه دوم در اتریوم وجود دارند؟
به تعریف رسمی، رول آپ ها و کانال های وضعیت. رول آپ ها خودشان دو دسته اند: خوش بینانه و مبتنی بر دانش صفر. ساید چین ها و ولیدیوم ها در این تعریف نمی گنجند، هرچند در بیشتر فهرست های فارسی کنار هم فهرست می شوند.
کدام پروژه های لایه دوم اتریوم بهترین هستند؟
سوال بهتر این است که کدامشان امروز کاربر پولی دارند. معیار درست، حجم واقعی تراکنش و سرمایه قفل شده است، نه اسم و نه تبلیغ. هر فهرستی هم که ببینید ظرف چند ماه کهنه می شود.
آیا لایه دوم امنیت کمتری از خود اتریوم دارد؟
در مورد رول آپ، امنیت تسویه از اتریوم می آید ولی امنیت اجرا به قرارداد و به سازوکار ترتیب دهی همان رول آپ وابسته است. یعنی نه برابر است و نه بی ربط. در مورد ساید چین، امنیت کلا جای دیگری تامین می شود.
چرا این همه راه حل مختلف لازم است؟
چون هیچ کدام همه چیز را با هم نمی دهند. سرعت، هزینه، سرعت برداشت و میزان اعتماد لازم به اپراتور، چهار چیزی هستند که با هم جمع نمی شوند؛ هر طراحی یکی را فدای دیگری کرده و بسته به کاری که می کنید، انتخاب فرق می کند.