آیا بیت کوین می تواند جایگزین پول های سنتی شود؟
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
ساتوشی ناکاموتو در همان جمله اول مقاله معرفی بیت کوین ننوشت «طلای دیجیتال». نوشت «نسخه ای کاملا همتا به همتا از پول نقد الکترونیکی». یعنی هدف اعلام شده، پول بود.
حالا بیش از پانزده سال گذشته و بیت کوین برای بیشتر دارندگانش هر چیزی هست جز پول. این فاصله بین هدف و واقعیت، جای درست شروع این بحث است. نه با فهرست مزایا و معایب.
اقتصاددان ها پول را با کارکردش تعریف می کنند، نه با شکلش. هر چیزی که این سه کار را انجام دهد پول است:
- وسیله مبادله: با آن می شود چیزی خرید.
- واحد سنجش: می شود قیمت ها را با آن نوشت.
- ذخیره ارزش: می شود آن را نگه داشت و بعدا خرج کرد.
بیت کوین در کار اول قابل بحث است، در کار سوم مدعی جدی است، و در کار دوم رد می شود. و این وسطی، نه فرعی است و نه موقتی.
فروشنده ای که قیمت کالایش را به بیت کوین بنویسد، فردا باید دوباره بنویسد. قرارداد کاری که دستمزدش به بیت کوین تعیین شود، برای یکی از دو طرف در پایان ماه تبدیل به فاجعه می شود. حتی در السالوادور که پذیرش رسمی اتفاق افتاد، قیمت ها به دلار نوشته می شدند. نبود واحد سنجش پایدار یعنی هر معامله بیت کوینی در عمل یک تبدیل ارز است، نه یک پرداخت.

پرتکرارترین دفاعی که می شنویم این است: «بازار که بالغ شود نوسان کم می شود.» تا حدی درست است، اما ریشه ماجرا را جابه جا می کند.
ارزهای ملی نوسان کمی دارند چون کسی هست که وظیفه اش تثبیت آنهاست. بانک مرکزی نرخ بهره را عوض می کند، در بازار ارز مداخله می کند و عرضه را کم و زیاد می کند. بیت کوین دقیقا برای نداشتن چنین مرجعی ساخته شده. عرضه اش به تقاضا واکنش نشان نمی دهد؛ ثابت است. پس تمام فشار تقاضا مستقیم روی قیمت می افتد.
یعنی همان چیزی که بیت کوین را در برابر تورم مقاوم می کند، همان چیزی است که ثبات روزمره اش را می گیرد. نمی شود هر دو را داشت. هر کسی وعده هر دو را بدهد، یکی از این دو را نفهمیده است.
خلاصه صادقانه اش این است: پذیرش دولتی بیت کوین را به پول تبدیل نکرد، و ممنوعیت دولتی هم آن را از بین نبرد.
ماجرای السالوادور و اینکه از آن آزمایش چه باقی ماند، در بررسی جداگانه پذیرش رسمی بیت کوین با جزئیات آمده و اینجا تکرارش نمی کنیم. تصویر کشور به کشور وضعیت قانونی هم جای دیگری بررسی شده است.
آنچه به بحث ما مربوط است یک نکته است: در کشورهایی مثل آرژانتین و ونزوئلا که مردم واقعا به سراغ ارز دیجیتال رفتند، مقصدشان عمدتا بیت کوین نبود. استیبل کوین دلاری بود. مردمی که از پول ملی فرار می کنند، دنبال دارایی پرنوسان نیستند؛ دنبال دلارند و ارز دیجیتال فقط راه رسیدن به آن است. این یافته، بیشتر از هر استدلال نظری، به سوال این مقاله جواب می دهد.

بحث «آیا بیت کوین جای دلار را می گیرد» بحث آمریکایی هاست. برای کسی که در ایران زندگی می کند سوال عملی چیز دیگری است: آیا بیت کوین می تواند جای ریال را به عنوان محل نگهداری پس انداز بگیرد؟
این سوال جواب متفاوتی دارد، چون رقیبش فرق می کند. در مقایسه با دلاری که ارزشش را نسبتا حفظ می کند، نوسان بیت کوین عیب بزرگی است. در مقایسه با ریالی که سال به سال بخشی از قدرت خریدش را از دست می دهد، معادله عوض می شود.
اما یک تله اینجا هست که در نمودارهای تومانی مدام تکرار می شود. وقتی قیمت بیت کوین به تومان بالا می رود، شما نمی دانید بیت کوین گران شده یا ریال ارزان. اغلب ترکیبی از هر دو است و گاهی فقط دومی. هر تصمیمی که بر پایه نمودار تومانی گرفته شود، دارد دو متغیر را با هم قاطی می کند. حداقل کاری که باید بکنید این است که همان بازه را یک بار به دلار هم ببینید.
متغیر دوم که هیچ تحلیل خارجی آن را ندارد: اختلال اینترنت. دارایی ای که برای دسترسی به آن به اتصال پایدار نیاز دارید، در روزهایی که اتصال نیست عملا در دسترس نیست. این برای پس انداز بلندمدت مشکل بزرگی نیست و برای پولی که ممکن است فردا لازمش داشته باشید، هست.
اما این «شکست» نیست. چیزی که در عمل اتفاق افتاده جالب تر است: بیت کوین دارد به یک دارایی ذخیره ارزش تبدیل می شود و نقش پرداخت را استیبل کوین ها برداشته اند. یعنی کارکردهای پول بین ابزارهای مختلف تقسیم شده، به جای اینکه یک چیز جای یک چیز دیگر را بگیرد. اینکه ارز دیجیتال تا کجا جای بانک را می گیرد هم دقیقا همین شکل را دارد.
و اگر می خواهید بدانید طرف مقابل این معادله از چه ساخته شده، پول فیات و پشتوانه واقعی اش نقطه شروع لازم این بحث است.

آیا بیت کوین بالاخره جایگزین پول فعلی می شود؟
به عنوان جایگزین کامل، به احتمال زیاد نه. دلیلش سیاسی نیست، ساختاری است: دولتی که مالیات می گیرد و بودجه می بندد به ارزی نیاز دارد که بتواند مقدارش را کنترل کند، و بیت کوین دقیقا برای غیرممکن کردن این کنترل ساخته شده. اما «جایگزین نشدن» با «بی اهمیت شدن» یکی نیست.
آیا اتریوم یا ریپل می توانند جای بیت کوین را بگیرند؟
این سوال با سوال مقاله اشتباه گرفته می شود، ولی جوابش کوتاه است: اینها رقیب بیت کوین در نقش ذخیره ارزش نیستند، چون هیچ کدام قاعده عرضه ثابت و سابقه چندساله بیت کوین را ندارند. کارکردشان متفاوت است. اتریوم بستر اجرای قرارداد است و ریپل روی انتقال بین بانکی تمرکز دارد.
چرا با بیت کوین خرید روزمره نمی کنند؟
سه دلیل، به ترتیب اهمیت: نوسان قیمت که قیمت گذاری را غیرممکن می کند، کارمزد و زمان تایید شبکه در مقایسه با کارت بانکی، و برگشت ناپذیر بودن تراکنش که برای خرید خرد یک ضعف است نه یک مزیت. مساله ظرفیت فنی شبکه از این سه کم اهمیت تر است.
ارزهای دیجیتال بانک های مرکزی چه فرقی دارند؟
تقریبا برعکس بیت کوین اند. ارز دیجیتال بانک مرکزی همان پول فیات است با ریل دیجیتال، و کنترلش کاملا در دست همان نهاد قبلی باقی می ماند. اگر کسی این دو را به عنوان یک پدیده کنار هم گذاشت، یا موضوع را نمی داند یا دارد ساده اش می کند.
سوال «آیا بیت کوین جایگزین پول می شود» سوال جذابی است و جواب کوتاهش نه است.
ولی سوال بهتری هم وجود دارد که کمتر پرسیده می شود: پول شما قرار است چه کاری برایتان بکند؟ اگر قرار است فردا خرج شود، بیت کوین ابزار غلطی است. اگر قرار است پنج سال بماند و شما نگران قدرت خرید ریال هستید، بحث کاملا عوض می شود. جواب به وظیفه ای که برای پولتان تعریف کرده اید بستگی دارد، نه به اینکه بیت کوین بالاخره جهان را بگیرد یا نه.