بانکداری غیرمتمرکز؛ ارز دیجیتال جای بانک را می گیرد؟
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
روایتی که این موضوع سال ها رویش سوار بود ساده بود: میلیاردها بزرگسال در جهان حساب بانکی ندارند و ارزهای دیجیتال قرار است به دادشان برسند.
آن شکاف امروز خیلی کوچک تر از چیزی است که این روایت فرض می کند. و نکته مهم تر اینکه چیزی که کوچکش کرد، ارز دیجیتال نبود.
بانک جهانی در آخرین گزارش شاخص جهانی شمول مالی خود، بر پایه داده ۲۰۲۴، می گوید ۷۹ درصد بزرگسالان جهان حساب دارند. همان گزارش می گوید ۸۴ درصد بزرگسالان در کشورهای کم درآمد و با درآمد متوسط تلفن همراه دارند و سه میلیارد نفر گوشی هوشمند. یعنی موبایل خیلی زودتر از هر شبکه غیرمتمرکزی به دست مردم رسید و پول موبایلی همان کاری را کرد که قرار بود بلاکچین بکند.
«بانکداری غیرمتمرکز» یعنی مجموعه ای از خدمات مالی که به جای یک موسسه، روی قرارداد هوشمند اجرا می شود: وام گرفتن، وام دادن، تبدیل دارایی، سپرده گذاری برای دریافت سود.
چیزی که هست، این است. چیزی که نیست، بانک بودن است. یک نکته را باید روشن گفت چون در متن های تبلیغاتی مدام گم می شود: پشت این سیستم ها هیچ بیمه سپرده، هیچ نهاد ناظر و هیچ کسی که بشود شکایت کرد وجود ندارد. اگر قرارداد هوشمندی که پولتان در آن است باگ داشته باشد، پول رفته و کسی جبرانش نمی کند.
این بدترین ویژگی اش نیست؛ ویژگی تعریف کننده اش است. غیرمتمرکز بودن یعنی همین. هر کس این را «مثل بانک ولی بدون کارمزد» به شما بفروشد، دارد نصف تعریف را حذف می کند.
سوال منصفانه ای است. اگر این خدمات واقعا برای کسانی است که بانک ندارند، چرا کاربران اصلی شان معامله گران بازار ارز دیجیتال از آب درآمدند؟
چند دلیل عملی دارد و هیچ کدامش ایدئولوژیک نیست.
برای شروع باید دارایی دیجیتال داشته باشید. یعنی اول باید پول را از جایی به دارایی تبدیل کنید و آن جا معمولا همان سیستم مالی است که قرار بود دور بزنید. بعد کارمزد شبکه؛ روی مبالغ کوچک، هزینه یک تراکنش می تواند نسبت به رقم مبادله بی معنی باشد. بعد نوسان؛ کسی که درآمد روزانه اش کم است، اصلا نمی تواند دارایی نگه دارد که فردا بیست درصد پایین تر باشد. و آخر از همه، مسئولیت کلید: در این ساختار گم کردن عبارت بازیابی یعنی از دست رفتن کامل پول، بدون شعبه ای که بشود سراغش رفت.
در مقابل، پول موبایلی هیچ کدام از این ها را ندارد. با یک گوشی ساده کار می کند، واحد پولش همان پول محلی است، و اگر رمزتان را فراموش کنید یک نفر هست که بشود ازش کمک گرفت. رشد شمول مالی از این مسیر آمد، و انکارش کردن به نفع هیچ کس نیست.
جایی که مشکل «حساب نداشتن» نیست، «دسترسی نداشتن» است. و این دقیقا وضعیت ایران است.
کاربر ایرانی معمولا حساب بانکی دارد، کارت دارد، از درگاه های داخلی هم بدون مشکل استفاده می کند. چیزی که ندارد اتصال به ریل های پرداخت بین المللی است. کارت او روی سایت خارجی کار نمی کند، حواله بانکی برایش عملی نیست، و بیشتر سرویس های جهانی از ابتدا در دسترس نیستند.
این یک مسئله کاملا متفاوت از «بانکداری برای بی بانک ها»ست و جوابش هم متفاوت است. آنچه در عمل این شکاف را پر می کند، دارایی های باثبات و ووچرهای پرداخت اینترنتی است؛ ابزارهایی که واسطه خرید از سرویس خارجی می شوند. یو ووچر برای پرداخت به سرویس خارجی و نقد کردن ووچر دقیقا همین کار را می کنند، و همین که این بازار در ایران زنده است در حالی که کاربران بانک دارند، نشان می دهد مسئله واقعی کجاست.
یک تفاوت مهم دیگر هم هست. کسی که برای پرداخت یک اشتراک از این مسیر استفاده می کند، دنبال بازده نیست و ریسکش هم فقط به اندازه همان یک تراکنش است. کسی که سرمایه اش را در یک پروتکل قفل می کند تا سود بگیرد، در بازی کاملا دیگری است.
اول، سود بالا معمولا اجاره ریسک است نه هدیه. وقتی نرخی چند برابر هر گزینه دیگری است، بپرسید پول از کجا می آید. اگر جواب روشنی نداشت، جوابش شما هستید.
دوم، قرارداد هوشمند کد است و کد باگ دارد. حسابرسی امنیتی احتمال را کم می کند، صفر نمی کند.
سوم، غیرمتمرکز بودن اغلب کمتر از آن چیزی است که تبلیغ می شود. در بسیاری از این پروتکل ها گروه کوچکی امکان تغییر پارامترهای اساسی را دارند.
چهارم، برای کاربر ایرانی یک ریسک اضافه هست که ربطی به فناوری ندارد: قطعی اینترنت. اگر موقعیتی دارید که ممکن است نیاز به واکنش سریع پیدا کند، نبودن دسترسی در همان لحظه خودش یک ریسک واقعی است.
بانکداری غیرمتمرکز دقیقا چیست؟
خدمات مالی مثل وام، تبدیل دارایی و سپرده گذاری که به جای یک موسسه، روی قرارداد هوشمند اجرا می شوند. تفاوت اصلی اش با بانک این است که واسطه ای وجود ندارد، و در نتیجه نه بیمه سپرده ای هست، نه نهاد ناظری، نه مرجعی برای شکایت.
آیا ارز دیجیتال جای بانک را می گیرد؟
شواهد این را نشان نمی دهد. مالکیت حساب بانکی در جهان طی یک دهه گذشته رشد کرده و موتور این رشد پول موبایلی بوده نه ارز دیجیتال. چیزی که ارز دیجیتال واقعا حل می کند، انتقال ارزش از مرز است، نه خدمات بانکی روزمره.
سود سپرده گذاری در پروتکل های غیرمتمرکز از کجا می آید؟
عمدتا از کارمزدی که وام گیرندگان می پردازند و از توکنی که خود پروتکل به عنوان مشوق توزیع می کند. بخش دوم پایدار نیست و با کم شدن توزیع، نرخ هم پایین می آید. اگر نرخی غیرعادی بالاست، معمولا سهم توکن مشوق در آن زیاد است.
در ایران استفاده از این خدمات چه محدودیتی دارد؟
محدودیت اصلی دسترسی است: بخشی از رابط های کاربری این پروتکل ها برای کاربران ایرانی مسدود می شوند و قطعی اینترنت هم می تواند شما را در بدترین زمان از دسترسی محروم کند. برای کارهای روزمره تر مثل پرداخت به سرویس های خارجی، مسیر ووچر ساده تر و قابل پیش بینی تر است.
روایت «ارز دیجیتال بانک را کنار می زند» ده سال است تکرار می شود و در همین ده سال، آنچه واقعا شمول مالی را بالا برد یک گوشی ساده و یک حساب پول موبایلی بود.
ولی این به معنی بی فایده بودن این ابزارها نیست؛ به معنی اشتباه بودن آدرس است. جایی که واقعا کار می کنند، عبور از مرزی است که سیستم بانکی از آن عبور نمی کند. برای خواننده ایرانی این تفاوت انتزاعی نیست، چون همان چیزی است که هر روز با آن سر و کار دارد. تاثیر اتریوم بر صنعت بانکداری و ارزهای دیجیتال در اقتصادهای نوظهور همین بحث را از دو زاویه دیگر ادامه می دهند.