در گزارش های جهانی، کشورهای در حال توسعه همیشه بالای جدول پذیرش ارز دیجیتال هستند. این را معمولا به عنوان خبر خوب تعریف می کنند.

ولی وقتی نگاه می کنید چه چیزی اندازه گیری شده، تصویر عوض می شود. رتبه بالا در این جدول ها نشانه پیشرفت مالی نیست؛ نشانه این است که پول ملی کار خودش را نمی کند.

این جدول ها دقیقا چه چیزی را می سنجند

این جدول ها دقیقا چه چیزی را می سنجند

شناخته شده ترینشان شاخص پذیرش جهانی چین الایسیس است. روش کارش ارزش خواندن دارد، چون توضیح می دهد چرا کشورهای فقیرتر بالاتر می ایستند.

این شاخص چهار زیرشاخص دارد و همه شان بر اساس تولید ناخالص داخلی سرانه به قدرت خرید وزن دهی می شوند. یعنی اگر دو کشور حجم یکسانی رمزارز دریافت کنند، کشوری که درآمد سرانه کمترش دارد رتبه بالاتری می گیرد.

دو زیرشاخص هم فقط تراکنش های خرد را می شمارند؛ آن هایی که زیر سقف مشخصی هستند و کار سرمایه گذار حرفه ای نیستند. یعنی شاخص عمدا طوری ساخته شده که رفتار آدم معمولی را ببیند، نه گردش صندوق ها.

پس وقتی می خوانید کشوری در پذیرش ارز دیجیتال جلو افتاده، معنایش این است: نسبت به درآمد مردمش، پول زیادی وارد این بازار می شود. این می تواند نشانه پویایی باشد یا نشانه فرار از پول ملی. جدول به شما نمی گوید کدام.

چهار کاربردی که واقعا دیده می شود

در اقتصادهایی که تورم بالا و ارز محدود دارند، رمزارز تقریبا همیشه یکی از این چهار نقش را بازی می کند.

پس انداز، نه پرداخت. مهم ترین کاربرد و کمترین کاربردی که درباره اش نوشته می شود. کسی که پولش هر ماه ارزش کمتری دارد، دنبال ابزار پرداخت نیست؛ دنبال جایی است که ارزش را نگه دارد. به همین دلیل سهم استیبل کوین های دلاری در این کشورها بالاست و سهم ارزهای پرنوسان پایین تر از تصور رایج.

دریافت درآمد از خارج. فریلنسر و کارگر مهاجر و صادرکننده کوچک، وقتی مسیر بانکی کند یا بسته است، از این مسیر استفاده می کنند. اینجا رمزارز واقعا مشکلی را حل می کند که جایگزین ساده تری ندارد.

حفظ ارزش در برابر کنترل سرمایه. این بخش جایی است که بحث از اقتصاد به سیاست می رود و هر کشوری قواعد خودش را دارد. ما درباره درست و غلط قانونی اش حرف نمی زنیم؛ فقط این را می گوییم که وجود دارد و در آمارها دیده می شود.

سفته بازی. که در همه کشورها هست و در کشورهایی که راه های سرمایه گذاری کم است، سهم بزرگ تری از کل می گیرد.

آنچه در این فهرست نیست هم گویاست: خرید روزمره. تجربه کشورهایی که رسما این مسیر را امتحان کردند در پذیرش جهانی بیت کوین و آنچه واقعا اتفاق افتاد بررسی شده و نتیجه اش با تیترهای خبری یکی نیست.

وعده شمول مالی و فاصله اش با واقعیت

وعده همیشگی این است: کسی که به بانک دسترسی ندارد، با یک گوشی وارد اقتصاد جهانی می شود.

مشکل این استدلال یک حلقه پنهان دارد. آدمی که حساب بانکی ندارد، معمولا به این دلیل ندارد که مدرک هویتی یا درآمد ثابت یا شعبه نزدیک ندارد. هیچ کدام از این سه را کیف پول رمزارزی حل نمی کند.

بدتر اینکه، برای تبدیل رمزارز به پول محلی باز هم به یک صرافی نیاز است و صرافی همان مدارکی را می خواهد که بانک می خواست. عملا مسیر بانک ناپدید نشده، فقط یک قدم عقب تر رفته.

جایی که این وعده واقعا محقق شده، جایی است که بانک وجود دارد ولی گران یا کند است، نه جایی که اصلا نیست.

چرا عدد ایران در این گزارش ها قابل اتکا نیست

این نکته را هیچ ترجمه ای از گزارش های خارجی نمی آورد، و برای خواننده ایرانی مهم ترین بخش ماجراست.

روش این شاخص ها برای تخمین حجم تراکنش هر کشور، الگوی ترافیک وب سایت سرویس ها است. یعنی کشور کاربر از روی محل اتصال او حدس زده می شود. خود چین الایسیس هم می پذیرد که این داده کامل نیست و بخشی از کاربران با ابزارهایی مثل شبکه خصوصی مجازی موقعیت واقعی شان را پنهان می کنند، ولی استدلال می کند در مقیاس میلیاردها بازدید، این خطا حاشیه ای است.

این استدلال برای بیشتر کشورها منطقی است. برای ایران نیست. اینجا استفاده از این ابزارها استثنا نیست، حالت عادی است؛ بخش بزرگی از کاربران ایرانی از بیرون از ایران دیده می شوند و بخشی از ترافیکی که به کشورهای دیگر نسبت داده می شود در واقع ایرانی است.

پس هر بار عددی درباره رتبه ایران در پذیرش ارز دیجیتال دیدید، اول بپرسید با چه روشی به دست آمده. در بیشتر موارد جواب همین روش است و عدد بیشتر از آنکه اندازه گیری باشد، تخمین است.

تترقیمت لحظه ای تتر ۲.۴۵٪
۱۹۶,۹۰۳ تومان
۱۹۱,۵۵۰ تا ۱۹۸,۳۲۰ بازه ۲۴ ساعته
تغییر ۲۴ ساعته - بروزرسانی ۰۱:۵۷ مشاهده نرخ

آنچه برای کاربر داخل ایران عملی است

بر اساس سفارش هایی که در پلتفرم ثبت می شود، رفتار غالب همان چیزی است که در بقیه اقتصادهای پرتورم دیده می شود: نگهداری ارزش، نه پرداخت. مبالغ اغلب خرد است و دوره نگهداری طولانی.

برای دریافت درآمد ارزی، دو مسیر رایج است و انتخاب بینشان به مبلغ برمی گردد. ووچر ارزی برای مبالغ خرد و یو ووچر و انتقال بین المللی ساده به حساب بانکی خارجی نیاز ندارند؛ برای مبالغ بزرگ تر استیبل کوین متداول تر است.

و هزینه را قبل از تصمیم تکه تکه ببینید، نه به شکل یک عدد کلی: نرخ تبدیل و فاصله اش با نرخ بازار، اسپرد خرید و فروش، کارمزد خدمات، و کارمزد شبکه. روی مبالغ خرد که سهم غالب این بازار است، قلم آخر می تواند تعیین کننده باشد.

یک ریسک هم هست که مخصوص همین کشورهاست: نقدشوندگی. دارایی ای که فقط در یک بازار محلی خریدار دارد، در روز شلوغ ممکن است با فاصله زیادی از نرخ جهانی معامله شود. نقش عمق بازار را در نقدشوندگی بالای تتر و دو روی آن توضیح داده ایم.

سوال های پرتکرار

چرا کشورهای در حال توسعه در پذیرش ارز دیجیتال جلوتر هستند؟

بخشی از آن واقعی است و از تورم و محدودیت دسترسی به ارز می آید. بخشی هم ساختگی است و از روش اندازه گیری: این شاخص ها عمدا بر اساس درآمد سرانه وزن دهی می شوند، پس کشور فقیرتر با حجم یکسان، رتبه بالاتری می گیرد.

آیا ارز دیجیتال به اقتصاد این کشورها کمک کرده است؟

به افراد بله، به اقتصاد کلان روشن نیست. برای فردی که درآمد ارزی می گیرد یا می خواهد ارزش پس اندازش را حفظ کند، ابزار مفیدی است. در سطح کلان، خروج پس انداز از پول ملی همان مشکلی را تشدید می کند که ابتدا باعثش شده بود.

رتبه ایران در ارز دیجیتال چقدر دقیق است؟

کم دقت. این رتبه ها از تخمین ترافیک وب به دست می آیند و در کشوری که استفاده از ابزارهای تغییر موقعیت فراگیر است، محل واقعی کاربر قابل تشخیص نیست. عدد را به عنوان یک نشانه کلی بخوانید، نه یک اندازه گیری.

در این کشورها بیشتر از چه ارزی استفاده می شود؟

عمدتا استیبل کوین های دلاری، چون هدف اصلی حفظ ارزش است و نه سود از نوسان. ارزهای پرنوسان بیشتر در بخش سفته بازی دیده می شوند که سهم کوچک تری از تراکنش های خرد دارد.

جمع بندی

ارز دیجیتال در کشورهای در حال توسعه یک راه حل نیست، یک نشانه است. جایی که مردم پس اندازشان را به دلار دیجیتال تبدیل می کنند، مسئله اصلی فناوری نیست؛ اعتماد به پول ملی است.

و برای خواننده ایرانی، مفیدترین کاری که می شود با این گزارش ها کرد این است: به جای رتبه، روش را بخوانید. رتبه خبر است و روش اطلاعات.

مرجع: روش شناسی شاخص پذیرش جهانی چین الایسیس