یک الگو هست که هر بار تکرار می شود و هیچ ربطی به نمودار ندارد: حجم سفارش های فروش درست وقتی بالا می رود که قیمت چند روز پشت سر هم قرمز بوده، و حجم سفارش های خرید درست وقتی بالا می رود که چند روز سبز بوده. یعنی همان کاری که نباید بشود.
روانشناسی بازار بیت کوین اسم فانتزی برای یک واقعیت ساده است: قیمت را آدم ها می سازند و آدم ها در ترس و طمع رفتار قابل پیش بینی دارند. اگر این رفتار را بشناسید، لااقل می دانید خودتان کجای آن ایستاده اید.
بازار در کف خالی می شود، نه در سقف
تصور رایج این است که ریزش ها را فروش نهنگ ها می سازد. اغلب برعکس است. ریزش بزرگ با یک خبر شروع می شود، اما چیزی که آن را عمیق می کند فروش پله ای هزاران نفر است که هر کدام جداگانه تصمیم گرفته اند «فعلا بروم بیرون تا آرام شود».
این تصمیم در لحظه کاملا منطقی به نظر می رسد. مشکل جای دیگری است: همان آدم برای برگشتن منتظر «تایید» می ماند و تایید همیشه بعد از یک رشد معنادار می آید. پس با ضرر بیرون می رود و با قیمت بالاتر برمی گردد. این چرخه، نه تحلیل غلط، بزرگ ترین دلیل ضرر معامله گر خرد است.
بی تعارف: اگر در سال گذشته بیش از دو بار کل موجودی تان را نقد کرده اید، مشکل شما استراتژی نیست.
چهار سوگیری که بیشتر از هر تحلیل غلطی پول می برد
اینها اصطلاحات آکادمیک اند، ولی هر کدام یک رفتار خیلی مشخص در حساب شما دارند.
- زیان گریزی: درد از دست دادن صد دلار بیشتر از لذت به دست آوردن صد دلار است. نتیجه اش در عمل این می شود که سود کوچک را زود می بندید و ضرر بزرگ را نگه می دارید تا «سر به سر شود».
- لنگر انداختن: قیمتی که اولین بار خریدید در ذهنتان تبدیل به قیمت واقعی می شود. بازار آن عدد را نمی شناسد و هیچ تعهدی به برگرداندنش ندارد.
- سوگیری تازگی: اتفاق سه روز گذشته در ذهن بزرگ تر از اتفاق سه سال گذشته است. به همین دلیل بعد از یک هفته سبز، همه پیش بینی ها صعودی می شود.
- سوگیری تاییدی: بعد از خرید، دنبال تحلیلی می گردید که خریدتان را تایید کند. الگوریتم شبکه اجتماعی هم دقیقا همان را به شما نشان می دهد.
این چهارتا با اطلاعات بیشتر درست نمی شوند. تنها چیزی که در عمل جلویشان را می گیرد، تصمیمی است که از قبل نوشته باشید.
نهنگ ها؛ چه کاری از آنها برمی آید و چه کاری نه
هولدرهای بزرگ واقعی اند و اثرشان هم واقعی است، ولی نه به شکلی که در کانال ها گفته می شود. یک سفارش بزرگ می تواند در یک ساعت شمع بلندی بسازد و حد ضررهای انبوهی را فعال کند. همین. جهت چند ماهه بازار را حرکت نقدینگی و انتظارات نرخ بهره جهانی می سازد، نه یک کیف پول.
پس وقتی می بینید کسی می گوید «نهنگ ها دارند جمع می کنند»، سوال درست این است که از کجا؟ جابه جایی بین دو آدرس ناشناس هیچ چیز را اثبات نمی کند، چون خروجی صرافی ها هم دقیقا همین شکلی است.
احساسات را چطور اندازه بگیریم بدون اینکه گولش را بخوریم
چند ابزار هست که وضعیت روانی بازار را عددی می کنند. مشهورترینشان شاخص ترس و طمع است که از نوسان، حجم، شبکه های اجتماعی و سهم بازار بیت کوین ساخته می شود. مفصلش را در توضیح شاخص ترس و طمع و آنچه واقعا می سنجد نوشته ایم.
نکته ای که معمولا گفته نمی شود: این شاخص ها تاخیری اند. عدد ترس شدید بعد از ریزش می آید، نه قبلش. کاربردشان این نیست که به شما بگویند فردا چه می شود؛ کاربردشان این است که به شما نشان بدهند الان دارید با اکثریت هم جهت فکر می کنید یا نه.
الگوهای نموداری هم بخش زیادی از اثرشان روانشناختی است: سطحی که همه به آن نگاه می کنند، چون همه به آن نگاه می کنند سطح می شود. این را کنار چیزی که نمودار بیت کوین واقعا نشان می دهد بگذارید تا معلوم شود کجا خط واقعی است و کجا خط جمعی.
نمودار تومانی یک تله روانی جداگانه دارد
این بخشی است که تحلیل های ترجمه شده هیچ وقت ندارند. وقتی نمودار بیت کوین را به تومان نگاه می کنید، دو متغیر همزمان در آن حرکت می کنند: قیمت دلاری بیت کوین و نرخ دلار. سبز بودن نمودار تومانی لزوما یعنی بیت کوین بالا رفته نیست؛ گاهی یعنی ریال پایین آمده.
اثر روانی اش جدی است. کاربری که فقط نمودار تومانی می بیند، در دوره ای که دلار می دود احساس می کند تحلیلش درست بوده و ریسکش را بالا می برد؛ بعد در دوره ای که دلار آرام است، همان دارایی به نظرش خراب می رسد در حالی که دلاری تغییری نکرده. قبل از هر تصمیمی یک بار نمودار دلاری را هم نگاه کنید.
متغیر دوم تقویم و اینترنت است. شب هایی که دسترسی مختل می شود، عمق سفارش ها در بازار داخلی نازک می شود و همان حجمی که در روز عادی قیمت را یک درصد تکان می داد، چند برابر تکان می دهد. آن شمع، اتفاق بازار جهانی نیست.
چه چیزی در عمل جواب می دهد
هیچ کدام از اینها جذاب نیست، ولی روی سفارش های واقعی جواب داده اند:
- قبل از خرید بنویسید در چه قیمتی و به چه دلیلی می فروشید. نوشتن، نه فکر کردن.
- اندازه پوزیشن را طوری انتخاب کنید که یک ریزش سی درصدی خوابتان را خراب نکند. اگر خراب می کند، مبلغ اشتباه است نه بازار.
- خرید پله ای در بازه های زمانی ثابت، تصمیم را از دست احساسات لحظه ای درمی آورد. شرط های واقعی نگه داشتن بلندمدت را در سه شرط هولد کردن بیت کوین جمع کرده ایم.
و یک محدودیت که باید صادقانه گفته شود: هیچ کدام از این کارها جلوی ضرر را نمی گیرد. کاری که می کنند این است که ضرر را از جنس «تصمیم بد» به جنس «ریسک پذیرفته شده» تبدیل می کنند. تفاوتش را وقتی می فهمید که بازار برگردد.
اگر هم هدفتان اصلا سرمایه گذاری نیست و فقط می خواهید یک سرویس خارجی را تسویه کنید، درگیر کردن خودتان با نوسان بیت کوین بی دلیل است. خرید ووچر با نرخ مشخص برای این کار ابزار سرراست تری است و هزینه اش از قبل معلوم است.
سوال های پرتکرار
روانشناسی بازار بیت کوین یعنی چه؟
یعنی مجموعه رفتارهای جمعی معامله گران که قیمت را فراتر از عوامل بنیادی جابه جا می کند. ترس، طمع، دنباله روی از جمع و سوگیری های شناختی، همگی در همین دسته اند و اثرشان روی بازاری با عمق کم بیشتر هم هست.
آیا با شاخص ترس و طمع می شود کف و سقف را پیدا کرد؟
نه به تنهایی. این شاخص وضعیت فعلی را توصیف می کند و تاخیر دارد. مقادیر خیلی پایین به طور تاریخی با نواحی کف همراه بوده اند، اما «همراه بوده» با «پیش بینی می کند» فرق دارد و چند بار هم ترس شدید ادامه پیدا کرده است.
چرا وقتی همه خوش بین اند قیمت می ریزد؟
چون خوش بینی همگانی یعنی بیشتر کسانی که می خواستند بخرند خریده اند. وقتی خریدار تازه ای نمانده باشد، برای پایین آمدن قیمت به خبر بد هم نیاز نیست؛ نبود تقاضای جدید کافی است.
جلوی فومو را چطور بگیرم؟
با قانون از پیش نوشته شده. مبلغ ماهانه ثابت، تاریخ مشخص، و ممنوعیت خرید خارج از آن برنامه. تنها چیزی که در لحظه هیجان کار می کند، تصمیمی است که در لحظه گرفته نشده باشد.
جمع بندی
روانشناسی بازار ابزار پیش بینی نیست، ابزار خودشناسی است. بازار را نمی توانید مدیریت کنید؛ رفتار خودتان در برابر آن را می توانید.
سه سوال قبل از هر سفارش: الان دارم مثل اکثریت فکر می کنم؟ این تصمیم را از قبل نوشته بودم؟ اگر همین حالا سی درصد پایین بیاید، چه کار می کنم؟ اگر جواب سومی «نمی دانم» است، هنوز وقت سفارش نیست.