تحلیل تکنیکال بیت کوین؛ چه چیزی این نمودار را متفاوت می کند
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
«تحلیل امروز بیت کوین چیست؟» را روزی چند بار می پرسند و ما هیچ وقت جوابش را نمی دهیم.
نه به این دلیل که نمی دانیم؛ به این دلیل که هیچ کس نمی داند و کسی که عدد می دهد، دارد چیز دیگری می فروشد. اما این به معنای بی فایده بودن تحلیل تکنیکال بیت کوین نیست. این نمودار ویژگی هایی دارد که نمودار هیچ دارایی دیگری ندارد و اگر آنها را بشناسید، دست کم می دانید چه چیزی را دارید نگاه می کنید.
عمق بازار. بیت کوین نقدشونده ترین دارایی این بازار است. یعنی سطوحی که روی نمودارش شکل می گیرد حاصل حجم واقعی معاملات است، نه حاصل چند سفارش پراکنده. اگر قرار باشد تحلیل تکنیکال جایی بهترین شانس خودش را داشته باشد، همین جاست.
معیار بودن. بقیه بازار نسبت به بیت کوین قیمت گذاری می شود. وقتی بیت کوین حرکت می کند، آلت کوین ها معمولا شدیدتر همان حرکت را تکرار می کنند. برای همین تحلیل بیت کوین، حتی اگر بیت کوین نداشته باشید، به کارتان می آید.
بازار همیشه باز. اینجا تعطیلی و بازگشایی وجود ندارد، پس شکاف قیمتی هم تقریبا وجود ندارد. در عوض یک ویژگی نامحسوس هست: در ساعت هایی که بازارهای اصلی خوابند، حجم کم می شود و همان حجم کم، حرکت های تندی می سازد که فردا معنایشان را از دست می دهند.
تاریخچه کوتاه. این دارایی به اندازه سهام و طلا سابقه ندارد. هر الگویی که روی داده چند ساله ساخته شده، تعداد نمونه های کمی پشتش دارد و آماری که با نمونه کم به دست بیاید، بیشتر از آنکه قاعده باشد تصادف است.
ابزارهای پایه ای که برای خواندن هر نموداری لازم دارید، جای دیگری جمع شده اند؛ ابزارهای تحلیل تکنیکال و جایی که کار نمی کنند همان بحث عمومی است و اینجا فقط درباره چیزهایی حرف می زنیم که مخصوص بیت کوین است.
هر چند سال یک بار پاداش استخراج نصف می شود و از آن به بعد، هر تحلیلی که می خوانید یک خط درباره چرخه چهارساله دارد.
مسئله این است که هاوینگ یک رویداد بنیادی است، نه یک الگوی نموداری. تاریخش از پیش مشخص است و همه هم آن را می دانند؛ چیزی که همه از قبل می دانند، معمولا تا حد زیادی در قیمت لحاظ شده است. کشیدن خط روی نمودار و نسبت دادن یک حرکت به هاوینگ، ترکیب کردن دو زبان متفاوت است و نتیجه اش تحلیل نیست، روایت است.
اگر می خواهید این رویداد را جدی بگیرید، آن را جایی که هست بررسی کنید: در سمت عرضه. هاوینگ بعدی و اثر واقعی اش را جداگانه توضیح داده ایم.
ساده ترین معیاری که می شناسم و در عمل هم کار می کند: سطحی معتبر است که قیمت مدت زیادی را نزدیک آن با حجم بالا گذرانده باشد.
دلیلش هم روانشناسی نیست، ساختار است. جایی که حجم زیادی معامله شده، تعداد زیادی موقعیت باز وجود دارد و رفتار همان معامله گرها هنگام بازگشت قیمت، سطح را نگه می دارد یا می شکند. در مقابل، خطی که از دو نقطه در نمودار رد شده و هیچ حجمی پشتش نیست، فقط یک خط است.
و یک آزمون ساده برای هر تحلیلی که می خوانید: اگر نویسنده نگفته باشد در کدام حالت نظرش باطل می شود، تحلیل نکرده. تحلیل بدون نقطه ابطال، فقط یک پیش بینی است با ظاهر فنی.
پرجستجوترین عبارت های این حوزه، نام کانال ها و تحلیلگرهاست. بگذارید بی تعارف بگویم چرا این مسیر بن بست است.
اول اینکه تحلیل بدون افق زمانی و بدون اندازه موقعیت، قابل استفاده نیست. همان جمله برای کسی که یک ماه صبر می کند درست است و برای کسی که فردا لازم دارد غلط. دوم اینکه تحلیل درست هم اگر شما نتوانید در لحظه مناسب اجرایش کنید، ارزشی ندارد؛ و سوم اینکه هیچ کانالی سابقه پیش بینی های غلطش را منتشر نمی کند. شما فقط نیمه درست کارنامه را می بینید.
عادت جایگزین ساده است: به جای پرسیدن «نظرت چیست»، بپرسید «در چه حالتی اشتباه از آب درمی آید». اینکه چرا تقریبا همه پیش بینی های قیمت بیت کوین غلط از آب درمی آید همین موضوع را با نمونه های واقعی نشان می دهد.
دو نکته که در هیچ منبع خارجی نیست و برای شما از هر اندیکاتوری مهم تر است.
اول، نمودار تومانی. وقتی بیت کوین را به تومان نگاه می کنید، دو چیز همزمان حرکت می کنند: خود دارایی و ریال. حرکتی که به یک الگوی تکنیکال نسبت می دهید ممکن است اصلا از سمت ارز آمده باشد. برای تحلیل، نمودار دلاری مرجع است و نمودار تومانی فقط برای محاسبه مبلغ نهایی به کار می آید.
نتیجه عملی اش هم این است که برای بیشتر کاربران، تصمیم واقعی «چه وقت بخرم» است نه «کی وارد و کی خارج شوم»؛ و برای آن تصمیم، دیدن نرخ روز بیت کوین و شرایط خرید از هر اندیکاتوری کاربردی تر است.
دوم، اجرا. استراتژی ای که به واکنش سریع در لحظه وابسته است، در شرایطی که ممکن است اینترنت بین المللی مختل باشد، عملا اجرا نشدنی است. یعنی برای کاربر ایرانی، افق های زمانی بلندتر فقط یک ترجیح سبک معاملاتی نیست؛ یک ضرورت عملی است. تحلیلی که در تایم فریم دقیقه ای معنا پیدا می کند، برای شما تحلیل کسی دیگر است.
و اگر می خواهید بدانید چه خبری واقعا روی این نمودار اثر می گذارد و چه خبری فقط سر و صداست، اثر اخبار بر قیمت بیت کوین همان تفکیک را انجام داده است.
تحلیل تکنیکال بیت کوین را از کجا شروع کنم؟
از نمودار دلاری و از تایم فریم های بلند، یعنی روزانه و هفتگی. اول محدوده ای که قیمت مدت هاست در آن معامله می شود را مشخص کنید و بعد ببینید قیمت کجای این محدوده ایستاده. تا وقتی این تصویر کلی روشن نشده، اضافه کردن اندیکاتور فقط شلوغی است.
بهترین کانال تحلیل بیت کوین کدام است؟
ما هیچ کانالی را معرفی نمی کنیم و توصیه می کنیم به هیچ کدام هم به عنوان منبع تصمیم نگاه نکنید. معیار سنجش یک منبع این است که آیا تحلیل های گذشته اش، از جمله غلط ها، در دسترس است یا نه. منبعی که فقط پیش بینی های درستش را نگه داشته، کارنامه ندارد.
تحلیل بیت کوین با هوش مصنوعی دقیق تر است؟
نه به شکلی که تبلیغ می شود. یک مدل می تواند الگوهای گذشته را سریع تر پیدا کند، اما همان محدودیت داده کم که برای انسان وجود دارد برای مدل هم هست و مدل هم نمی داند فردا چه خبری منتشر می شود. ابزارهایی که «سیگنال هوش مصنوعی با دقت بالا» می فروشند، معمولا محصولشان بازاریابی است نه مدل.
قیمت لحظه ای و داده های بیت کوین را از کجا ببینم؟
برای قیمت جهانی و حجم معاملات، مرجع های داده بازار مثل صفحه بیت کوین در کوین مارکت کپ کافی است. برای قیمت تومانی، همان نرخی که در صفحه خرید می بینید. عددها را از یک منبع بخوانید و همه محاسباتتان را هم روی همان یک منبع انجام دهید؛ مقایسه ارقام دو منبع مختلف، بیشتر از آنکه دقت بیاورد سردرگمی می آورد.
تحلیل تکنیکال به شما نمی گوید فردا چه می شود. به شما می گوید اگر فرضتان غلط بود، کجا باید قبول کنید که غلط بوده. همین و بس، و همین هم کم نیست.
پس دفعه بعد که نموداری را باز کردید، به جای پیدا کردن الگو، نقطه ابطال فرضتان را پیدا کنید. اگر چنین نقطه ای وجود نداشت، شما در حال تحلیل نیستید؛ در حال امیدواری هستید.