آیوتا در اینترنت اشیا؛ کدام مزیت واقعا ماند
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
روی سکه های یادگاری آیوتا یک عبارت حک شده: تنگل، تاسیس ۲۰۱۶. پشت سکه هم نموداری از گره های به هم وصل شده.

آن سکه هنوز درست است، اما شبکه ای که رویش نوشته شده دیگر آن طور کار نمی کند. و همین یک جمله، بیشتر مطالب فارسی درباره نقش آیوتا در اینترنت اشیا را از اعتبار می اندازد.
پس بیایید دو چیز را از هم جدا کنیم: وعده ای که داده شد، و چیزی که امروز واقعا وجود دارد.
ایده اولیه آیوتا برای دنیای دستگاه ها ساخته شده بود، نه برای آدم ها.
فرض کنید یک حسگر دما هر ثانیه یک عدد تولید می کند و می خواهد آن را به خریداری بفروشد که حاضر است کسری از یک سنت بابتش بپردازد. هیچ شبکه پرداختی چنین تراکنشی را قبول نمی کند، چون کارمزدش از خود مبلغ بیشتر است.

آیوتا می گفت جواب این است که اصلا ماینر و کارمزد نداشته باشیم. به جای زنجیره ای از بلاک ها، ساختاری داشته باشیم که هر تراکنش تازه دو تراکنش قبلی را تایید کند. یعنی هر کسی که می خواهد پرداختی انجام دهد، خودش بخشی از کار تایید شبکه را انجام می دهد و در ازایش چیزی نمی پردازد.
روی کاغذ زیبا بود. برای همین هم این پروژه سال ها در فهرست هر مقاله ای درباره بلاکچین و اینترنت اشیا نشست.
ساختار.
در مستندات فعلی خود پروژه، شبکه آیوتا با تاییدکننده ها، دوره ها و ایست بازرسی توصیف می شود و الگوریتم اجماعش با نام استارفیش معرفی شده که خودش جانشین الگوریتم قبلی است. لایه اجرایش هم مبتنی بر زبان مووه است.
هیچ کدام از این کلمات در توصیف اولیه تنگل نبودند. این تصویر یک شبکه لایه اولی با تاییدکننده و اجماع است؛ همان چیزی که قرار بود جایگزینش شود.
سرنوشت خود آن ساختار اولیه و اینکه چرا کنار گذاشته شد را در تنگل و ساختاری که دیگر شبکه را نمی چرخاند نوشته ایم، و تصویر کلی امروز آیوتا در آیوتا چیست و امروز چه شکلی است آمده.
پس اگر جایی خواندید آیوتا شبکه ای بدون کارمزد و بدون ماینر بر پایه تنگل است، آن متن وضعیت چند سال پیش را توصیف می کند.
حالا سوال مهم تر: حتی اگر آن ساختار اولیه دوام آورده بود، آیا مسئله حل می شد؟
احتمالا نه، و دلایلش هیچ ربطی به معماری شبکه ندارند.
دستگاه ها ضعیف اند. یک حسگر ارزان، پردازنده و باتری محدودی دارد. اگر قرار باشد خودش کار تایید انجام دهد، همان مصرف انرژی که قرار بود صرفه جویی شود، به شکل دیگری برمی گردد. در عمل بیشتر پیاده سازی ها این کار را به یک گره واسط سپردند و همان جا، وعده غیرمتمرکز بودن شکست.
کسی باید هزینه بدهد. شبکه بدون کارمزد یعنی هیچ کس بابت نگهداری زیرساخت پول نمی گیرد. آن زیرساخت بالاخره باید از جایی تامین شود و تا وقتی این سوال جواب روشنی نداشته باشد، شبکه به یک حامی مرکزی وابسته می ماند.
مسئله واقعی اعتماد است، نه ثبت. این مهم ترین نکته و کمترین گفته شده است. بلاکچین تضمین می کند عددی که ثبت شده تغییر نکند. تضمین نمی کند آن عدد از اول درست بوده باشد. اگر حسگر خراب باشد یا کسی دستکاری اش کند، شبکه یک دروغ را برای همیشه و به شکل تغییرناپذیر ثبت می کند.
و مسئله صنعت اینترنت اشیا دقیقا همین دومی است. برای همین هم بیشتر پروژه های جدی این حوزه، سراغ راه حل های دیگری رفتند.

باید منصف بود: همه چیز شکست نخورد.
آنچه ماند، بیشتر در حوزه ثبت هویت و اسناد است تا پرداخت ماشین به ماشین. زنجیره تامین، گواهی مبدا کالا، و ثبت داده هایی که ارزششان در قابل ممیزی بودنشان است. اینها کاربردهای واقعی اند و اتفاقا نیازی به تراکنش های میکروسکوپی هم ندارند.
کارنامه واقعی پروژه ها را در پروژه های آیوتا و کارنامه واقعی شان جمع کرده ایم، و نمونه صنعتی ترش را در آیوتا در صنعت خودرو.
دو نکته عملی.
اول، هر ادعایی درباره یک شبکه را از مستندات خودش بررسی کنید. مطالب فارسی این حوزه اغلب ترجمه متن های چند سال پیش اند و تغییرات بنیادی شبکه ها را منعکس نمی کنند. مورد آیوتا نمونه کامل همین است.
دوم، اگر آیوتا را به عنوان دارایی نگاه می کنید، بدانید که قیمتش به سرنوشت این وعده گره خورده نه به تعداد خبرهای همکاری. نرخ روز در نرخ و مسیر خرید آیوتا هست و توکن هایی از این جنس، معمولا نقدشوندگی کمتری از ارزهای بزرگ دارند؛ این را قبل از ورود در نظر بگیرید، نه موقع خروج.
و اگر هدفتان از ورود به این بازار اصلا نگهداری دارایی نیست بلکه پرداخت هزینه یک سرویس خارجی است، یو ووچر به جای نگه داشتن آلت کوین کوچک مسیر مستقیم تر و کم ریسک تری است.
الگوی این پروژه ارزش دارد چون تکرار می شود.
یک ایده فنی تازه می آید، یک کاربرد بزرگ و ملموس برایش تعریف می شود، و بازار روی همان کاربرد قیمت گذاری می کند. بعد معلوم می شود مانع اصلی آن کاربرد اصلا فنی نبوده. آن وقت پروژه یا می میرد یا معماری اش را عوض می کند و به چیز دیگری تبدیل می شود.
آیوتا راه دوم را رفت. این تصمیم درستی بوده یا نه، بحث دیگری است؛ اما برای کسی که دارایی خریده بود، نتیجه یک چیز است: چیزی که امروز در دست دارد، همان چیزی نیست که برایش خرید.
قاعده ای که از این ماجرا می شود برداشت: وقتی یک پروژه معماری بنیادی اش را عوض می کند، فرضیه سرمایه گذاری تان هم باید از اول نوشته شود. ادامه دادن با فرضیه قبلی، رایج ترین اشتباه در این حالت است.
آیوتا هنوز بدون کارمزد است؟
شبکه امروز آیوتا با تاییدکننده و الگوریتم اجماع کار می کند و ساختار اقتصادی اش با توصیف اولیه بدون کارمزد فرق دارد. برای وضعیت دقیق و به روز، به مستندات رسمی خود پروژه مراجعه کنید نه به مقالات قدیمی.
تنگل و بلاکچین چه فرقی داشتند؟
در بلاکچین تراکنش ها در بلاک های پشت سر هم قرار می گیرند و یک زنجیره واحد می سازند. در ساختار تنگل هر تراکنش مستقیما چند تراکنش قبلی را تایید می کرد و شکل کلی به جای زنجیره، یک گراف بود. آیوتا امروز از این ساختار برای اجماع استفاده نمی کند.
آیا بلاکچین واقعا مشکل اینترنت اشیا را حل می کند؟
بخشی از آن را. تضمین می کند داده ثبت شده بعدا تغییر نکند و این برای ممیزی ارزش دارد. اما تضمین نمی کند داده ای که حسگر فرستاده درست باشد، و مسئله اصلی این حوزه معمولا همین دومی است.
آیوتا رقیب چه شبکه هایی است؟
با تغییر معماری، آیوتا عملا وارد رقابت شبکه های لایه اول عمومی شده و دیگر یک پروژه تک منظوره اینترنت اشیا نیست. یعنی رقبایش امروز همان شبکه های قرارداد هوشمند بزرگ اند، با این تفاوت که سهم بازار و اکوسیستم بسیار کوچک تری دارد.