سوالی که در پشتیبانی زیاد می شنویم این نیست که اتریوم خوب است یا بد. این است: «پول را بگذارم روی بیت کوین یا اتریوم؟» و جواب واقعی به چیزی بستگی دارد که کمتر کسی می پرسد؛ اینکه می خواهید با آن چه کار کنید.
اتریوم یک دارایی نیست، یک زیرساخت است که یک دارایی هم دارد. بیشتر متن هایی که در فارسی درباره مزایا و معایب اتریوم نوشته شده، این تفاوت را نادیده می گیرند و فهرستی از صفت ها می دهند: سریع، امن، غیرمتمرکز. اینجا می خواهیم مشخص بگوییم هر مزیت به درد چه کسی می خورد و هر عیب سر چه کسی خراب می شود.

اول یک نکته که متن های قدیمی را بی اعتبار می کند
اگر جایی خواندید «اتریوم استخراج می شود» یا «ماینر های اتریوم»، آن متن مال قبل از سپتامبر ۲۰۲۲ است. در آن تاریخ اتریوم با رویدادی به نام مرج از اثبات کار به اثبات سهام مهاجرت کرد و استخراج اتریوم کاملا برداشته شد. کارت گرافیک دیگر هیچ نقشی در این شبکه ندارد.
این را از اول گفتم چون نصف مزایا و معایبی که در نتایج فارسی می بینید، مربوط به شبکه ای است که دیگر وجود ندارد. سرگذشت کامل ماجرا و اینکه چه چیزی جای استخراج را گرفت، در پرونده استخراج اتریوم و پایانش آمده است.
مزایای اتریوم که واقعا وزن دارند

بزرگ ترین اکوسیستم قرارداد هوشمند، با اختلاف. این تنها مزیتی است که رقبا نتوانسته اند کپی کنند. سرمایه قفل شده در پروتکل های دیفای روی اتریوم چند برابر شبکه دوم این فهرست است؛ عدد لحظه ایش را می توانید از فهرست زنجیره های دیفای لاما بخوانید. برای شما یعنی هر ابزار جدی، اول روی اتریوم منتشر می شود و بعد شاید جای دیگر.
استانداردهایی که همه قبولشان دارند. ERC-20 برای توکن و ERC-721 برای NFT از اتریوم بیرون آمدند و امروز روی ده ها شبکه دیگر هم همان ها استفاده می شوند. این اثر شبکه ای است و با پول خریدنی نیست.
استیکینگ به جای استخراج. به جای دستگاه و برق، حالا اتر قفل می شود و پاداش می دهد. البته سقف ورود پایین نیست: اجرای ولیدیتور شخصی حداقل ۳۲ اتر لازم دارد و بقیه راه ها واسطه دارند. چهار مسیر ممکن و اینکه فقط دوتایش برای کاربر ایرانی معنی دارد را در راه های استیکینگ اتر باز کرده ایم.
لایه های دوم، که هم مزیت اند هم دردسر. آربیتروم، اپتیمیزم، بیس و پالیگان بار را از شبکه اصلی برداشته اند و انتقال روی آن ها ارزان است. مزیتش روشن است. دردسرش را در بخش بعد می گویم.
معایبی که فروشنده ها نمی گویند

کارمزد لایه اصلی هنوز گران است و مرج آن را ارزان نکرد. این بزرگ ترین سوءتفاهم درباره اتریوم است. مرج مکانیزم اجماع را عوض کرد، نه ظرفیت شبکه را. چرا این اتفاق نیفتاد و چه چیزی واقعا کارمزد را پایین آورد، موضوع کارمزد اتریوم بعد از مرج است.
کارمزد را باید با اتر بدهید. این جمله ساده است و بیشترین تیکت پشتیبانی را همین می سازد: کیف پولی پر از تتر که هیچ کاری نمی تواند بکند، چون چند دلار اتر برای گس ندارد. اگر روی اتریوم دارایی نگه می دارید، همیشه کمی اتر جدا نگه دارید.
لایه های دوم نقدینگی و آدرس ها را تکه تکه کرده اند. یک توکن می تواند همزمان روی شبکه اصلی، آربیتروم و بیس وجود داشته باشد و اینها سه دارایی جدا هستند. انتقال به شبکه اشتباه، رایج ترین راه از دست دادن پول در این اکوسیستم است.
سقف عرضه ندارد. برخلاف بیت کوین، تعداد اتر عدد ثابتی نیست. بخشی از کارمزد سوزانده می شود و بخشی به استیک کننده ها می رسد، و برایند این دو در دوره های کم تراکنش می تواند مثبت باشد. اگر «کمیابی» دلیل خرید شماست، اتریوم آن دارایی نیست.
تمرکز استیکینگ. بخش بزرگی از اتر استیک شده از چند پروتکل و چند صرافی بزرگ عبور می کند. شبکه از نظر فنی غیرمتمرکز است، ولی توزیع ولیدیتور ها آن قدرها که تبلیغ می شود پخش نیست. این یک عیب واقعی است و کسی که اتریوم را می فروشد معمولا از آن حرف نمی زند.
آنچه از ایران فرق می کند
دو چیز که در متن های ترجمه شده اصلا نیست.
اول، هزینه واقعی خرید فقط کارمزد صرافی نیست. قیمت تمام شده شما از چند تکه ساخته می شود: نرخ مرجع، فاصله خرید و فروش، کارمزد سرویس و کارمزد شبکه. آن تکه آخر روی اتریوم بی ثبات است و در ساعت شلوغ می تواند چند برابر شود. برای مبالغ کوچک، همین یک قلم می تواند کل سود شما را بخورد.
دوم، اختلال اینترنت. اگر دارایی را روی کیف پول شخصی نگه می دارید، عبارت بازیابی باید جایی باشد که بدون اینترنت هم به آن دسترسی دارید. ما این را نمی گوییم چون قشنگ است؛ می گوییم چون هر بار قطعی طولانی می شود، تیکت هایش می آید.
خرید و فروش خود اتر با ریال، ساده ترین قسمت ماجراست و نرخ لحظه ای و ثبت سفارش در صفحه معامله اتریوم دیجی دلار است.
پس بالاخره اتریوم یا بیت کوین؟
بی تعارف: اگر تنها دلیل خریدتان «دارایی ای که کم است و زیاد نمی شود» است، بیت کوین جواب شماست و اتریوم انتخاب اشتباهی است. سقف عرضه ندارد و کل ارزشش به این وصل است که شبکه اش استفاده شود.
و برعکس، اگر می خواهید به دیفای، NFT یا هر چیزی که روی قرارداد هوشمند سوار است دسترسی داشته باشید، بیت کوین اصلا در این زمین بازی نمی کند. آن وقت اتریوم انتخاب پیش فرض است، نه بهترین انتخاب لزوما. رقبایی مثل سولانا در سرعت و هزینه جلوترند و در تعداد ابزار و سابقه عقب تر؛ این معامله را در سولانا در برابر اتریوم و چیزی که واقعا فرق می کند آورده ایم.
اگر هنوز مطمئن نیستید این شبکه دقیقا چه کار می کند، قبل از تصمیم سراغ توضیح ساده اتریوم و طرز کارش بروید.
سوال های پرتکرار
اتریوم به زبان ساده چیست؟
یک شبکه که روی آن می شود برنامه اجرا کرد، به علاوه ارزی به نام اتر که کارمزد اجرای آن برنامه ها را با آن می پردازند. بیت کوین دفتر حساب است، اتریوم دفتر حساب به علاوه یک ماشین اجرای قرارداد.
مهم ترین عیب اتریوم چیست؟
هزینه استفاده از شبکه اصلی، به خصوص برای مبالغ کوچک. راه حلش لایه های دوم است، ولی همان راه حل پیچیدگی جدیدی می سازد: باید بدانید دارایی تان روی کدام شبکه است.
شبکه ERC20 با اتریوم فرق دارد؟
نه. ERC-20 نام یک استاندارد توکن روی همان شبکه اتریوم است، نه یک شبکه جدا. وقتی صرافی می گوید «شبکه ERC20»، منظورش شبکه اصلی اتریوم است و کارمزدش هم با اتر پرداخت می شود.
آینده اتریوم به چه چیزی بستگی دارد؟
به اینکه لایه های دوم به رشدشان ادامه بدهند و ارزش آن رشد به شبکه اصلی برگردد. اگر فعالیت به لایه دوم برود ولی درآمدی برای لایه اصلی نسازد، مدل اقتصادی اتر تحت فشار می افتد. عدد و تاریخ برایش نمی دهیم، چون کسی ندارد.
جمع بندی
اتریوم بزرگ ترین زمین قرارداد هوشمند دنیاست و همین بزرگی، هم مزیت اصلی و هم منشا بیشتر معایبش است: شلوغ، گران و پیچیده. اگر کاری با این زمین ندارید و فقط دنبال یک دارایی کمیاب هستید، جای دیگری را نگاه کنید. اگر کار دارید، فعلا جایگزین هم رده ای برایش نیست.