روی جعبه زعفران یک کد دوبعدی چسبانده اند. موبایل را می گیرید جلویش و صفحه ای باز می شود: نام مزرعه، تاریخ برداشت، شماره بهره برداری. همه چیز مرتب.

حالا یک سوال ساده: از کجا معلوم که این زعفران واقعا از آن مزرعه آمده؟

هر بحثی درباره بلاکچین در کشاورزی به همین سوال ختم می شود، و بیشتر مطالبی که در این باره نوشته می شود دقیقا از کنارش رد می شوند.

مشکل اصلا روی زنجیره نیست

مشکل اصلا روی زنجیره نیست

بلاکچین یک کار را خوب انجام می دهد: تضمین می کند رکوردی که ثبت شده، بعدا بی سر و صدا عوض نشود. این تضمین واقعی است و ارزش هم دارد.

ولی درباره درستی خود رکورد در لحظه ثبت، هیچ حرفی ندارد. موسسه ملی استاندارد و فناوری آمریکا این را در مرور فنی اش صریح نوشته: شبکه بلاکچین می تواند محل ثبت داده انسانی و داده حسگر باشد، اما ممکن است هیچ روشی برای تشخیص اینکه آن داده واقعا رویداد دنیای واقعی را نشان می دهد وجود نداشته باشد. حسگر می تواند خراب باشد. آدم می تواند عمدا یا سهوا اطلاعات غلط وارد کند.

در کشاورزی این ضعف از هر صنعت دیگری بزرگ تر است. چون آنچه ادعا می شود، اغلب اصلا قابل اندازه گیری با حسگر نیست: ارگانیک بودن، عدم استفاده از سم در چهل روز آخر، دستچین بودن. اینها گزاره هایی هستند که یک آدم می نویسد و یک آدم دیگر باید تاییدشان کند.

زنجیره فقط دروغ را ماندگار می کند. این را باید بی تعارف گفت، حتی در متنی که موضوعش بلاکچین است. همین منطق در کاربرد بلاکچین در مبارزه با تقلب هم تعیین کننده بود.

ردیابی یک مسئله استاندارد است، نه یک مسئله زنجیره

چیزی که در عمل زنجیره تامین غذا را قابل ردیابی کرده، سال ها قبل از بلاکچین ساخته شده بود و اسمش استاندارد است.

سازمان جهانی جی اس وان استانداردی دارد به نام ای پی سی آی اس که کارش دقیقا همین است: هر رویداد در مسیر یک محصول با یک زبان مشترک ثبت شود تا سامانه های مختلف بتوانند بخوانندش. خودشان توصیفش می کنند به «چه چیزی، چه زمانی، کجا، چرا و چگونه». نسخه دوم این استاندارد حتی داده حسگر را هم پوشش می دهد، مثل زنجیره سرد.

نکته اینجاست: وقتی چند شرکت بتوانند داده را به یک زبان رد و بدل کنند، بخش عمده مشکل ردیابی حل شده. اینکه آن داده در یک پایگاه داده مشترک بنشیند یا روی یک دفتر توزیع شده، تصمیم دوم است، نه اول.

خیلی از پروژه هایی که با نام بلاکچین معرفی شده اند، در واقع پروژه استانداردسازی داده بوده اند که بلاکچین را هم به عنوان لایه ذخیره سازی انتخاب کرده بودند. دستاورد مال بخش اول است.

کجا واقعا جواب داده است

سه دسته کاربرد از مرحله نمونه آزمایشی عبور کرده اند و منطق روشنی هم دارند.

فراخوان و جمع آوری محصول آلوده. قوی ترین مورد. وقتی یک محموله آلوده پیدا می شود، سوال این نیست که چه کسی تقلب کرده؛ سوال این است که بقیه آن دسته کجاست. اینجا داده ورودی هم قابل اعتماد است، چون شماره دسته و تاریخ را خود سیستم های موجود تولید می کنند و کسی انگیزه ای برای دستکاری شان ندارد. سرعت پیدا کردن مبدا از چند روز به چند ساعت می رسد.

محصولات گران با اصالت جغرافیایی. زعفران، پسته، عسل، قهوه تک مبدا. اینجا تفاوت قیمت آنقدر زیاد است که هزینه سامانه توجیه می شود و خریدار خارجی هم حاضر است بابت سند اصالت پول بدهد. ضعفش همان است که بالا گفتیم: زنجیره فقط سند را نگه می دارد، درستی سند به کیفیت بازرسی وابسته است.

بیمه شاخصی. قراردادی که می گوید اگر بارندگی یک منطقه در بازه مشخصی از حد معینی کمتر شد، خسارت به صورت خودکار پرداخت شود. اینجا داده ورودی از ایستگاه هواشناسی می آید، نه از اظهار کشاورز، و همین آن را نسبت به بقیه موارد مقاوم تر می کند. بحث کامل ترش در بلاکچین در صنعت بیمه آمده.

و کجا نگرفته

الگوی شکست هم قابل پیش بینی است و تقریبا همیشه یکی از این دو حالت است.

حالت اول، پروژه هایی که می خواستند کشاورز خرده پا را مستقیم وارد یک سامانه دیجیتال کنند. کشاورزی که گوشی هوشمند ندارد یا اینترنتش قطع و وصل است، کاربر یک کیف پول نمی شود. این پروژه ها معمولا تا وقتی بودجه اهدایی داشتند زنده بودند.

حالت دوم، توکن سازی محصول قبل از برداشت. روی کاغذ جذاب است و در عمل به همان مشکل ورودی می خورد: هیچ چیز روی زنجیره تضمین نمی کند که آن صد تن گندم واقعا وجود دارد. اگر برای اثبات وجودش نیاز به یک بازرس و یک انبار دارید، همان بازرس و انبار مسئله اصلی اند. مقایسه اش با تجربه توکن سازی املاک و زمین گویاست: آنجا سند ثبتی وجود دارد، اینجا ندارد.

کشاورزی ایران کجای این ماجرا ایستاده

برای یک صادرکننده ایرانی، ردیابی مسئله دوم است. مسئله اول پول است.

محصول می رود، خریدار هم راضی است، ولی مسیر برگشت وجه باز نیست. حواله بانکی مستقیم در دسترس نیست و آنچه می ماند صرافی واسط است با کارمزدی که کسی از قبل دقیق نمی داندش.

اینجا هزینه واقعی را باید تکه تکه دید، نه به صورت یک عدد مبهم به اسم «کمترین کارمزد»:

  • نرخ تبدیل و فاصله اش با نرخ مرجع بازار
  • اسپرد بین خرید و فروش
  • کارمزد خدمات پلتفرم
  • کارمزد شبکه در لحظه انتقال

سه قلم اول را می شود قبل از معامله پرسید. قلم چهارم به شبکه انتخابی بستگی دارد و روی مبالغ کوچک بیشتر از چیزی که فکر می کنید وزن دارد.

در عمل، بخشی از تسویه های ارزی که به دست ما می رسد به شکل ووچر انجام می شود، چون کد ووچر مثل یک حامل ارزش عمل می کند و به حساب بانکی وابسته نیست. مقایسه انواع ووچر ارزی و یو ووچر برای تسویه های صادراتی نقطه شروع منطقی تری است تا کیف پول شخصی. برای مبالغ بزرگ تر، استیبل کوین رایج تر است.

و یک متغیر که هیچ گزارش خارجی درباره کشاورزی و بلاکچین به آن اشاره نمی کند: اختلال اینترنت. سامانه ای که برای ثبت هر رویداد به اتصال پایدار نیاز دارد، در فصل برداشت و در یک روستا کار نمی کند. طراحی درست باید بتواند آفلاین ثبت کند و بعدا همگام سازی شود.

تترقیمت لحظه ای تتر ۲.۴۵٪
۱۹۶,۹۰۳ تومان
۱۹۱,۵۵۰ تا ۱۹۸,۳۲۰ بازه ۲۴ ساعته
تغییر ۲۴ ساعته - بروزرسانی ۰۱:۵۷ مشاهده نرخ

سوال های پرتکرار

کاربرد بلاکچین در کشاورزی دقیقا چیست؟

ثبت رویدادهای مسیر یک محصول به شکلی که بعدا قابل تغییر خاموش نباشد. کاربردی ترین نتیجه اش سرعت گرفتن فراخوان محموله آلوده و اثبات اصالت محصولات گران قیمت است. تشخیص اینکه ادعای ثبت شده درست بوده یا نه، کار زنجیره نیست.

آیا بلاکچین جلوی تقلب در محصولات کشاورزی را می گیرد؟

تقلب در ثبت را نه، تقلب در بازنویسی سوابق را بله. اگر کسی از ابتدا برچسب غلط بزند، زنجیره همان برچسب غلط را ماندگار می کند. جلوگیری از تقلب به بازرسی فیزیکی و نمونه گیری آزمایشگاهی وابسته است و این دو جایگزین ندارند.

فرق این سامانه ها با یک پایگاه داده معمولی چیست؟

وقتی چند شرکت مستقل که به هم اعتماد ندارند باید یک تاریخچه مشترک داشته باشند، دفتر توزیع شده معنا پیدا می کند. اگر همه گره ها دست یک شرکت باشد، تفاوت عملی با پایگاه داده تقریبا صفر است و فقط هزینه بالاتر رفته.

برای صادرات محصولات کشاورزی چه چیزی بیشتر به درد می خورد؟

سند اصالتی که خریدار مقصد قبولش داشته باشد، و مسیری برای برگشت وجه. اولی معمولا با استانداردهای موجود بازرسی و بسته بندی حل می شود و دومی مسئله ای مالی است، نه فنی.

جمع بندی

بلاکچین در کشاورزی یک ابزار باریک است با یک کار مشخص: نگه داشتن سابقه به شکلی که قابل انکار نباشد. هر پروژه ای که بیشتر از این وعده بدهد، دارد وعده کسی دیگر را می دهد؛ وعده بازرس، وعده استاندارد، وعده حسگر.

معیار سنجش هر طرحی که معرفی می شود سه سوال است: داده از کجا وارد می شود، چه کسی گره ها را می گرداند، و اگر این سامانه نبود چه چیزی واقعا خراب می شد. اگر جواب سوال سوم روشن نبود، طرح هنوز یک راه حل در جستجوی مسئله است.

مرجع: استاندارد ای پی سی آی اس در جی اس وان و مرور فناوری بلاکچین موسسه ملی استاندارد آمریکا