یک خانواده آواره در اردن برای گرفتن سهمیه غذایش کارت نمی کشد و کیف پول باز نمی کند. جلوی دوربینی می ایستد و همان کافی است.

پشت این صحنه یک بلاکچین کار می کند. ولی هیچ ارز دیجیتالی در کار نیست، و این تفاوت کل ماجرا را عوض می کند.

بزرگ ترین نمونه واقعی چطور کار می کند

بزرگ ترین نمونه واقعی چطور کار می کند

برنامه جهانی غذا سامانه ای دارد به اسم بیلدینگ بلاکس که خودش آن را بزرگ ترین کاربرد بشردوستانه فناوری بلاکچین در دنیا توصیف می کند. عددهایش را هم منتشر کرده و ارزش دیدن دارند.

  • بیش از یک میلیون پناهنده در اردن و بنگلادش
  • ۵۵۵ میلیون دلار کمک نقدی پردازش شده در قالب ۲۵ میلیون تراکنش
  • ۳.۵ میلیون دلار صرفه جویی در کارمزد بانکی
  • پس از انفجار بیروت در سال ۲۰۲۰، هماهنگی ۵۹ میلیون دلار کمک برای ۱۳۰ هزار نفر از طرف ۱۷ سازمان

حالا مهم ترین جمله ای که در توصیف رسمی همین سامانه آمده: شبکه ای است با مدیریت خصوصی. یعنی گره ها دست سازمان های همکار است، ورود به آن آزاد نیست، و توکن قابل معامله ای وجود ندارد.

پس کارش چیست؟ هماهنگی. وقتی چند سازمان به یک نفر کمک می رسانند و هیچ کدام نمی دانند دیگری چه داده، بعضی دو برابر می گیرند و بعضی هیچ. زنجیره اینجا نقش دفتر مشترکی را بازی می کند که هیچ کدام از سازمان ها مالک انحصاری اش نیست. در اوکراین همین ساز و کار به ۱۸ سازمان اجازه داد همپوشانی احتمالی در صدها میلیون دلار کمک را علامت بزنند.

چرا این با تصویر رایج فرق دارد

تصویری که معمولا از این حوزه ساخته می شود این است: کسی بیت کوین اهدا می کند، پول در چند ثانیه به منطقه بحران زده می رسد، تمام.

مسئله این است که «رسیدن به منطقه» کار سختی نیست. کار سخت این است که آن ارزش تبدیل به نان و دارو شود. یک روستای زلزله زده فروشنده ای ندارد که رمزارز قبول کند؛ جایی در همان زنجیره باید یک آدم واقعی ارز را به پول محلی تبدیل کند و همان جا دوباره به بانک و صرافی و مجوز برمی خوریم.

به همین دلیل است که سامانه موفق این حوزه، سامانه هماهنگی است نه سامانه انتقال. جایی که کارمزد بانکی صرفه جویی شده، از حذف انتقال های تکراری بین سازمان ها آمده، نه از دور زدن سیستم مالی.

شفافیت یک شمشیر دو لبه است

مزیتی که همیشه اول از همه گفته می شود این است که همه تراکنش ها قابل ردیابی اند و اهداکننده می تواند ببیند پولش کجا رفته.

نیمه اولش درست است. زنجیره عمومی نشان می دهد ارزش از کدام آدرس به کدام آدرس رفته و این برای اعتماد اهداکننده واقعا مفید است. بحث کامل ترش را در بلاکچین و مبارزه با فساد آورده ایم.

نیمه دومش را کمتر می گویند. موسسه ملی استاندارد آمریکا در توضیح همین ویژگی می نویسد که کاربران در این شبکه ها مستعارند، نه ناشناس: هویت واقعی پنهان است ولی شناسه حساب نیست و همه تراکنش ها عمومی اند.

برای یک سازمان امدادی که در منطقه ای حساس کار می کند، این یعنی الگوی کمک رسانی اش روی یک دفتر عمومی و همیشگی ثبت می شود. برای گیرنده کمک هم یعنی همین. این دلیل روشنی است که چرا سامانه های جدی این حوزه روی شبکه مجوزدار ساخته می شوند و نه روی زنجیره عمومی.

نوسان قیمت، مشکلی که حل شده

ایراد قدیمی این بود که ارزش کمک بین لحظه اهدا و لحظه توزیع تغییر می کند.

این ایراد امروز عملا منتفی است، چون کمک های رمزارزی جدی تقریبا همیشه با استیبل کوین انجام می شوند. ارزش ثابت است و مسئله تمام شد.

ولی جای نگرانی عوض شد، حذف نشد. حالا سوال این است که پشتوانه آن استیبل کوین چیست و اگر ناشرش به هر دلیل حساب مقصدی را مسدود کند چه اتفاقی می افتد. مقایسه استیبل کوین ها را در تفاوت تتر با سایر استیبل کوین ها بررسی کرده ایم.

تترقیمت لحظه ای تتر ۲.۴۵٪
۱۹۶,۹۰۳ تومان
۱۹۱,۵۵۰ تا ۱۹۸,۳۲۰ بازه ۲۴ ساعته
تغییر ۲۴ ساعته - بروزرسانی ۰۱:۵۷ مشاهده نرخ

متغیر ایران: کمک وقتی اینترنت نیست

هر گزارش خارجی درباره این موضوع یک فرض خاموش دارد: اینکه شبکه در دسترس است.

در ایران این فرض دقیقا در بدترین لحظه ممکن است برقرار نباشد. زلزله و سیل و بحران، همان زمان هایی هستند که ارتباطات هم آسیب می بیند یا محدود می شود. سامانه ای که برای هر پرداخت به اتصال زنده نیاز دارد، در همان ساعت هایی که بیشترین اهمیت را دارد از کار می افتد.

به همین دلیل، طراحی هایی که در ایران معنا دارند آن هایی هستند که تخصیص را از دسترسی جدا می کنند: سهمیه از قبل ثبت شده باشد و برداشتش نیازی به تایید لحظه ای نداشته باشد. این دقیقا همان الگویی است که سامانه های اردوگاهی دنیا هم به آن رسیده اند.

سمت پول هم واقع بینی لازم دارد. برای نهادی که می خواهد کمک ارزی دریافت کند، مسیر عملی همان مسیر همیشگی است و هزینه اش را باید تکه تکه دید: نرخ تبدیل و فاصله اش با نرخ بازار، اسپرد، کارمزد خدمات، و کارمزد شبکه. ووچر ارزی برای دریافت کمک های نقدی برای مبالغ کوچک و یو ووچر و انتقال بدون حساب بانکی دو گزینه رایج اند؛ برای مبالغ بزرگ تر استیبل کوین متداول تر است.

و یک هشدار که جایش همین جاست: در هر بحران، کمپین های جعلی جمع آوری کمک هم زیاد می شوند. آدرس کیف پولی که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود، هیچ چیزی درباره گیرنده اش ثابت نمی کند. تراکنش رمزارزی هم برگشت ناپذیر است.

سوال های پرتکرار

ارز دیجیتال واقعا در کمک های بشردوستانه استفاده می شود؟

بله، ولی نه به آن شکلی که تصور می شود. بزرگ ترین سامانه فعال دنیا از بلاکچین برای هماهنگی بین سازمان های امدادی استفاده می کند و اصلا توکنی ندارد. اهدای مستقیم رمزارز هم انجام می شود، اما در مقیاسی بسیار کوچک تر و معمولا با استیبل کوین.

مزیت اصلی این روش نسبت به انتقال بانکی چیست؟

حذف پرداخت های موازی. وقتی چند سازمان روی یک دفتر مشترک کار کنند، معلوم می شود چه کسی قبلا چه کمکی گرفته است. صرفه جویی گزارش شده در کارمزد هم عمدتا از همین جا می آید، نه از سرعت انتقال.

آیا کمک های رمزارزی قابل ردیابی هستند؟

روی زنجیره عمومی بله، و بیشتر از آنچه بیشتر مردم فکر می کنند. حساب ها مستعار هستند نه ناشناس؛ هویت پنهان است ولی خود تراکنش ها برای همیشه عمومی می مانند. برای برخی گیرندگان کمک این یک ریسک است، نه یک مزیت.

چطور بفهمم یک کمپین جمع آوری کمک واقعی است؟

آدرس کیف پول را فقط از سایت رسمی همان نهاد بردارید، نه از تصویری که در پیام رسان می چرخد. نهاد معتبر گزارش مصرف منتشر می کند و پاسخگوی سوال است. اگر کمپینی فقط یک آدرس و یک قول است، هیچ راهی برای بازگرداندن پول وجود نخواهد داشت.

جمع بندی

آنچه در این حوزه واقعا در مقیاس بزرگ کار کرده، یک شبکه مجوزدار بدون توکن است که مسئله هماهنگی بین سازمان ها را حل می کند. این کمتر از تصویر رایج هیجان انگیز است و بیشتر از آن مفید.

اهدای مستقیم رمزارز جای خودش را دارد، مخصوصا وقتی اهداکننده در کشوری دیگر است و مسیر بانکی طولانی است. ولی سنجه درست، سرعت رسیدن پول نیست؛ این است که در انتهای مسیر چه کسی آن را به غذا تبدیل می کند. سمت اهدا و خیریه را در بیت کوین و خیریه ها جداگانه بررسی کرده ایم.

مرجع: صفحه رسمی بیلدینگ بلاکس برنامه جهانی غذا و مرور فناوری بلاکچین موسسه ملی استاندارد آمریکا