یک تعریف کوتاه، قبل از هر چیز: استراتژی سرمایه گذاری یعنی از قبل تصمیم گرفته باشید که چه وقت می خرید، چه وقت می فروشید و چه وقت هیچ کاری نمی کنید.
بند سوم مهم ترین است و همان است که اکثرا ندارند. کسی که استراتژی ندارد، هر خبر و هر نمودار سبز و قرمزی برایش یک دعوت به عمل است. و همین است که پول را می برد، نه بازار.
قبل از انتخاب استراتژی: سه عددی که باید بدانید
- افق زمانی: این پول را کی لازم دارید؟ اگر جوابتان «شاید هر وقت» است، شما سرمایه گذار نیستید و باید اول این را حل کنید.
- حداکثر افتی که تحمل می کنید: نه به شکل حرف، به شکل عدد. سی درصد؟ پنجاه درصد؟ جوابتان تعیین می کند چه سهمی از دارایی تان می تواند در بازار پرنوسان باشد.
- مبلغی که مرتب می توانید اضافه کنید: این عدد از مبلغ اولیه مهم تر است و تقریبا همیشه دست کم گرفته می شود.
هر استراتژی ای که بدون این سه عدد به شما پیشنهاد شود، برای شما نوشته نشده.
۱. خرید پله ای در بازه های زمانی ثابت
ساده ترین استراتژی و برای اکثر افراد بهترین. هر ماه در یک تاریخ مشخص، مبلغ ثابتی می خرید. قیمت بالا باشد یا پایین، فرقی نمی کند.
مزیت اصلی اش این نیست که ریاضی اش بهتر است. این است که تصمیم گیری را از شما می گیرد. شما دیگر لازم نیست حدس بزنید کف کجاست، و همین یک ویژگی، بزرگ ترین منبع ضرر افراد را حذف می کند.
و اگر خواستید ببینید یک دارایی در بازه های مختلف چطور حرکت کرده، به جای اتکا به بازدهی سال گذشته در یک مقاله، داده اش را از منبع بگیرید؛ برای رمزارزها کوین مارکت کپ همین داده را رایگان می دهد.
عیبش هم واقعی است: در یک بازار پیوسته صعودی، بازدهی اش از خرید یکجا در ابتدا کمتر است. اگر مطمئنید که بازار صعودی است، این استراتژی برای شما نیست. البته کسی هم مطمئن نیست.
۲. خرید و نگهداری
می خرید و سال ها دست نمی زنید. برای دارایی هایی که پشتشان چیزی هست (سهم شرکت سودده، طلا) منطق روشنی دارد.
اما یک شرط دارد که معمولا حذف می شود: نگهداری بلندمدت فقط وقتی معنی دارد که دارایی، چیزی برای رشد داشته باشد. نگه داشتن ده ساله یک توکن بی پشتوانه، استراتژی نیست؛ امید است. این تفاوت را در مقایسه بورس و بازار رمزارز باز کرده ایم.
۳. سرمایه گذاری ارزشی
دنبال چیزی می گردید که ارزانتر از ارزش واقعی اش معامله می شود و صبر می کنید تا بازار متوجه شود.
برای سهام معنی دارد، چون «ارزش واقعی» تعریف و فرمول دارد: سود، دارایی، جریان نقدی. برای بیشتر رمزارزها این کلمه بی معنی است، چون عددی وجود ندارد که قیمت را با آن بسنجید. وقتی کسی می گوید «فلان کوین زیر ارزش ذاتی است»، بپرسید ارزش ذاتی را از کجا حساب کرده. معمولا جوابی ندارد.
این استراتژی به تحقیق جدی نیاز دارد و برای کسی که وقت کافی نمی گذارد، عملا تبدیل می شود به خرید هر چیزی که افت کرده. که کاملا چیز دیگری است.
۴. نوسان گیری
حالا برسیم به آنکه بیشترین طرفدار و بیشترین بازنده را دارد.
نوسان گیری استراتژی بدی نیست؛ استراتژی سختی است که به عنوان استراتژی آسان فروخته می شود. سه چیز همزمان علیه شما کار می کنند: کارمزد و اختلاف نرخ در هر رفت و برگشت، لزوم درست بودن در هر دو سر معامله (هم ورود هم خروج)، و مهم تر از همه، فشار روانی تصمیم گیری سریع.
یک حساب ساده بکنید: اگر در هر رفت و برگشت مجموعا یک درصد بابت کارمزد و اختلاف نرخ بدهید و ماهی ده معامله کنید، سال چند درصد فقط بابت هزینه معامله رفته است. آن مقدار را باید اول جبران کنید تا تازه به نقطه صفر برسید.
موضع ما روشن است: اگر شغل اصلی تان چیز دیگری است، نوسان گیری برایتان کار نمی کند. نه چون باهوش نیستید؛ چون این کار تمام وقت است و شما تمام وقت ندارید.
مدیریت سرمایه: قسمتی که استراتژی نیست ولی مهم تر است
استراتژی می گوید چه بخرید. مدیریت سرمایه می گوید چقدر. و دومی بیشتر از اولی سرنوشت حسابتان را تعیین می کند.
دو قاعده که ساده اند و رعایت نمی شوند: هیچ دارایی پرنوسانی نباید سهمی داشته باشد که نصف شدنش شما را مجبور به فروش کند، و پول قرضی هیچ وقت وارد بازار پرنوسان نمی شود. قاعده دوم استثنا ندارد.
نکته ای که فقط در ایران معنی دارد
در اقتصادی با تورم بالا، «نقد ماندن» خودش یک موضع است، نه بی موضعی. کسی که پولش را در حساب جاری نگه داشته، در حال شرط بندی روی تثبیت ریال است، چه بداند چه نداند.
پس استراتژی شما باید مشخص کند چه سهمی از دارایی تان ریالی می ماند و چه سهمی نه. برای بخش غیرریالی، ساده ترین ابزار دارایی دلاری کم نوسان است و نرخ لحظه ای اش را همین جا می بینید.
و یک محدودیت که در استراتژی باید دیده شود: قطعی و کندی اینترنت. اگر برنامه شما به دسترسی روزانه به بازار وابسته است، آن برنامه در ایران یک نقطه شکست دارد. استراتژی هایی که کمتر به معامله نیاز دارند، از این نظر هم مقاوم ترند. کسانی که به همین دلیل بخشی از دارایی را به شکل کد دلاری نگه می دارند کم نیستند؛ گزینه هایشان در مقایسه کدهای ووچر دلاری آمده و کد یو ووچر برای پرداخت ارزی پرکاربردترین شان است.
پس کدام را انتخاب کنم
اگر تازه کارید یا وقت رصد ندارید: خرید پله ای ماهانه روی یکی دو دارایی بزرگ. بی هیجان و موثر.
اگر وقت تحقیق دارید و افق چند ساله: ترکیب خرید و نگهداری با رویکرد ارزشی، روی دارایی هایی که واقعا می شود ارزش گذاری شان کرد.
و اگر سرمایه تان کوچک است، اول راهنمای شروع با سرمایه کم را بخوانید؛ آنجا حساب کارمزد نسبت به مبلغ را باز کرده ایم که برای شما تعیین کننده تر از انتخاب استراتژی است. برای مقایسه خود بازارها هم انتخاب بازار سرمایه گذاری در ایران نقطه شروع بهتری است.
سوال های پرتکرار
بهترین استراتژی سرمایه گذاری کدام است؟
آنکه بتوانید سه سال به آن پایبند بمانید. یک استراتژی متوسط که اجرا شود، از یک استراتژی عالی که وسط راه رها شود بهتر است. برای اکثر افراد، خرید پله ای منظم بیشترین شانس پایبند ماندن را دارد.
هر چند وقت یک بار سبدم را بررسی کنم؟
کمتر از آنچه فکر می کنید. برای سرمایه گذاری بلندمدت، ماهی یک بار برای خرید برنامه ریزی شده و شش ماه یک بار برای بازبینی نسبت ها کافی است. چک کردن روزانه قیمت، فقط احتمال یک تصمیم عجولانه را بالا می برد.
می شود چند استراتژی را با هم استفاده کرد؟
بله، به شرطی که برای هر بخش از سرمایه از قبل مشخص کرده باشید کدام استراتژی حاکم است. چیزی که خطرناک است، جابه جا کردن استراتژی وسط راه برای توجیه یک تصمیم احساسی است؛ مثلا نوسان گیری ای که چون ضرر داده ناگهان تبدیل به «سرمایه گذاری بلندمدت» می شود.
برای رمزارز هم همین استراتژی ها جواب می دهد؟
خرید پله ای و نگهداری بله، ولی با سهم کوچک تر، چون نوسان بیشتر است. سرمایه گذاری ارزشی برای بیشتر رمزارزها معنی ندارد، چون معیاری برای محاسبه ارزش ذاتی وجود ندارد.
حرف آخر
استراتژی برای پیش بینی بازار نیست. برای این است که وقتی بازار کاری کرد که پیش بینی نکرده بودید، از قبل بدانید چه می کنید.
یکی را انتخاب کنید، بنویسیدش، و سه ماه به آن دست نزنید. اگر همین یک کار را بکنید، از اکثر کسانی که دنبال بهترین استراتژی می گردند جلوترید.