مشارکت در دائو (DAO)؛ رای شما چه چیزی را عوض می کند
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
یک پیشنهاد حاکمیتی در یک پروژه بزرگ باز می شود. چند هزار نفر توکن دارند. رای گیری تمام می شود و معلوم می شود نتیجه را عملا سه کیف پول تعیین کرده اند.
این استثنا نیست؛ حالت متداول است. و اگر می خواهید در دائو مشارکت کنید، بهتر است از همین جا شروع کنیم تا از تعریف های خوش بینانه.
دائو یا سازمان خودگردان غیرمتمرکز، ساختاری است که در آن تصمیم های یک پروژه به جای هیئت مدیره، با رای دارندگان توکن گرفته می شود و اجرای آن تصمیم ها روی قرارداد هوشمند خودکار انجام می شود.
تبصره اش این است که وزن رای معمولا به تعداد توکن است، نه به تعداد نفر. یعنی این یک دموکراسی نیست، یک شرکت سهامی است که سهامدارانش را نمی شناسید. هر انتظاری فراتر از این، از همان اول اشتباه است.
و یک ابهام اسمی که بد نیست بدانید: کلمه دائو در فارسی به آیین چینی و چند مفهوم بی ربط دیگر هم اشاره دارد. آنچه اینجا درباره اش حرف می زنیم فقط ساختار حاکمیتی پروژه های بلاکچینی است.
فرآیندش در بیشتر پروژه ها یکسان است و ساده تر از چیزی است که به نظر می رسد:
- توکن حاکمیتی پروژه را در کیف پول خودتان نگه دارید. توکنی که در صرافی مانده معمولا حق رای نمی دهد.
- کیف پول را به سامانه رای گیری پروژه وصل کنید. اتصال کیف پول به معنای اجازه خرج کردن دارایی نیست، ولی به هر سایتی وصل نشوید.
- متن پیشنهاد را بخوانید، نه خلاصه توییتری اش را. تفاوت این دو در پیشنهادهای مالی معمولا زیاد است.
- رای بدهید. در بیشتر پروژه ها رای دادن روی زنجیره نیست و کارمزدی هم ندارد؛ فقط امضای پیام است.
همین آخری نکته مهمی دارد. اگر رای گیری روی زنجیره باشد، هر رای کارمزد شبکه دارد و برای دارنده کوچک، هزینه رای دادن می تواند از ارزش اثرش بیشتر شود. این تنها دلیلی است که بیشتر پروژه ها رای گیری خارج از زنجیره را انتخاب کرده اند.
در رای گیری وزنی، سرمایه گذاران اولیه و صندوق ها بخش بزرگی از عرضه را دارند و در پیشنهادهای مهم حاضر می شوند. بسیاری از پیشنهادها هم اصلا به حد نصاب نمی رسند و همین باعث می شود مشارکت پایین، خودش به یک ابزار قدرت تبدیل شود: هر که سازمان یافته تر باشد برنده است، نه هر که حق با اوست.
پس چرا شرکت کنید؟ به سه دلیل که هیچ کدام «تغییر دادن نتیجه» نیست:
- اطلاعات. بحث های حاکمیتی زودتر از هر کانال خبری نشان می دهند پروژه به کدام سمت می رود و خزانه اش چطور خرج می شود.
- سنجش سلامت پروژه. نسبت مشارکت و کیفیت بحث ها، بهترین شاخصی است که برای زنده بودن یک پروژه سراغ دارم؛ خیلی گویاتر از تعداد دنبال کننده.
- سابقه فعالیت. در برخی پروژه ها سابقه رای دادن در توزیع های بعدی به حساب می آید. این را به عنوان انگیزه اصلی حساب نکنید، ولی هست.
ساختار انگیزه های این توکن ها را در کارکرد توکن های حاکمیتی جداگانه باز کرده ایم.
تاریخچه این ساختار یک هشدار بزرگ دارد که ارزش یادآوری همیشگی را دارد.
وقتی قرارداد هوشمند خودش مجری تصمیم است، خطای همان قرارداد هم بی واسطه اجرا می شود. مشهورترین نمونه اش در تاریخ اتریوم، به دو نیم شدن خود شبکه انجامید؛ ماجرایی که هنوز مرجع بحث درباره حدود «کد قانون است» به شمار می رود و آن را در ماجرای هک دائو در اتریوم نوشته ایم.
الگوی دوم شکست، تصاحب حاکمیتی است: کسی توکن کافی می خرد یا قرض می گیرد، پیشنهادی برای انتقال خزانه می گذارد و با رای خودش تصویبش می کند. دفاع در برابر این کار طراحی است، نه حسن نیت؛ تاخیر زمانی میان تصویب و اجرا، حد نصاب معنادار و اختیار وتوی اضطراری.
قبل از هر مشارکتی، دنبال همین سه چیز بگردید. اگر یک دائو تاخیر اجرایی ندارد، خزانه اش یک رای گیری با شما فاصله دارد.
یک اسم روی چهار چیز نسبتا متفاوت گذاشته شده و انتظارتان باید در هر کدام فرق کند.
دائوی پروتکل. پارامترهای یک سامانه مالی را تنظیم می کند: نرخ ها، وثیقه ها، دارایی های پذیرفته شده. جدی ترین نوع است، چون رای گیری هایش مستقیم روی پول کاربران اثر می گذارد و همان جا هم بیشترین تلاش برای نفوذ انجام می شود.
دائوی خزانه یا سرمایه گذاری. جمعی سرمایه جمع می کنند و درباره خرج کردنش رای می دهند. اینجا بیش از هر جای دیگر باید بپرسید کلید خزانه دست کیست، چون تفاوت میان حاکمیت واقعی و یک صندوق با ظاهر غیرمتمرکز همان جاست.
دائوی اجتماعی. باشگاهی که عضویتش با توکن است. رای گیری هایش بیشتر درباره فعالیت ها و محتواست و انتظار مالی از آن داشتن، اشتباه رایجی است.
دائوی اسمی. پروژه ای که تیمش همه تصمیم ها را می گیرد و رای گیری فقط برای تایید بعدی برگزار می شود. تشخیصش ساده است: نگاه کنید آیا تا حالا پیشنهادی خلاف نظر تیم تصویب شده یا نه. اگر نه، آنجا حاکمیتی در کار نیست.
سه تفاوت عملی که در هیچ راهنمای ترجمه شده ای نیست.
اول، دسترسی. بخشی از سامانه های رای گیری و رابط های وب سه از این محدوده در دسترس نیستند و کاربر ناچار می شود از ابزار میانی استفاده کند؛ همان ابزارهایی که بیشترین موارد اتصال کیف پول به سایت جعلی از آن ها گزارش شده. آدرس سامانه رای گیری را همیشه از حساب رسمی خود پروژه بردارید.
دوم، کارمزد. اگر رای گیری روی زنجیره باشد، برای شرکت در آن باید توکن شبکه داشته باشید. تامین همان مقدار کوچک از داخل، خودش یک مسیر جداست و ووچرهای ارزی موجود در دیجی دلار یکی از راه های رایج شارژ حساب های بین المللی برای همین کارهاست.
سوم، زمان بندی. پنجره رای گیری معمولا چند روزه است و در روزهای اختلال اینترنت، از دست دادن آن پنجره کاملا محتمل است. اگر روی سابقه فعالیت حساب باز کرده اید، این ریسک را جدی بگیرید.
و برای تامین توکن شبکه، نرخ اتریوم در دیجی دلار پیش از انتقال قابل بررسی است.
برای مشارکت در دائو چقدر توکن لازم است؟
برای رای دادن معمولا هیچ حداقلی وجود ندارد و با کمترین مقدار هم می توانید رای بدهید. برای ثبت یک پیشنهاد اما بیشتر پروژه ها حد نصاب دارند تا جلوی پیشنهادهای بی شمار گرفته شود، و آن حد نصاب از پروژه ای به پروژه دیگر کاملا فرق می کند.
آیا رای دادن دارایی من را قفل می کند؟
در رای گیری خارج از زنجیره نه؛ فقط موجودی شما در یک لحظه مشخص خوانده می شود. بعضی پروژه ها اما مدل قفل زمانی دارند و در آن ها هرچه بیشتر قفل کنید وزن رای بیشتری می گیرید. شرایط را قبل از هر قفلی بخوانید.
تفاوت دائو با شرکت معمولی چیست؟
در شرکت، تصمیم را مدیران می گیرند و اجرایش وابسته به اراده افراد است. در دائو، تصمیم با رای گرفته می شود و اجرایش را قرارداد هوشمند خودکار انجام می دهد. تفاوت واقعی همین اجرای خودکار است؛ ساختار مالکیت هر دو کم و بیش شبیه هم است.
مشارکت در دائو درآمدزاست؟
رای دادن به خودی خود درآمدی ندارد. برخی پروژه ها به مشارکت کنندگان فعال توزیع هایی داده اند، ولی این را یک احتمال بدانید نه یک برنامه درآمدی؛ کسانی هم که فقط برای همین رای می دهند، معمولا بدون خواندن پیشنهاد رای می دهند و همان چیزی می شوند که مشکل حاکمیت است. الگوی این توزیع ها را در دریافت توکن رایگان از ایردراپ بررسی کرده ایم.
اگر انتظارتان اثر گذاشتن بر نتیجه است، نه. اگر انتظارتان فهمیدن اینکه پروژه ای که در آن سرمایه دارید واقعا چطور اداره می شود، بله و ارزان ترین راهی است که سراغ دارم.
و آزمون ساده قبل از هر مشارکتی: خزانه چقدر است، چه کسی می تواند آن را جابجا کند، و بین تصویب تا اجرا چقدر فاصله هست. سه پروژه ای که این سه را شفاف جواب بدهند از سی پروژه ای که شعار غیرمتمرکز بودن می دهند بیشتر می ارزند.