قرارداد هوشمند در حمل و نقل؛ اتریوم کجا واقعا کار می کند
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
محموله رسیده، راننده تحویل داده، و پرداخت چهل روز بعد انجام می شود. بین این دو، چند امضا، یک اختلاف بر سر وضعیت بار و دو تماس با واحد حقوقی هست.
وعده قرارداد هوشمند حذف همین چهل روز است: به محض تحویل، پول منتقل شود. ایده خوبی است و بخشی از آن هم عملی است. اما یک مشکل وسط راه هست که کمتر کسی به آن اشاره می کند و بدون فهمیدنش هر پروژه ای در این حوزه شکست می خورد.
یک قرارداد هوشمند برنامه ای است که روی شبکه اجرا می شود و شرطش را خودش بررسی می کند. اگر شرط برقرار شد، عمل می کند و هیچ کس هم نمی تواند جلویش را بگیرد. توضیح فنی اش در مستندات قرارداد هوشمند اتریوم هست.
در حمل و نقل، شرط ها معمولا از این جنس اند:
- وقتی بار در مقصد تحویل شد، مبلغ قرارداد آزاد شود.
- اگر دمای کانتینر یخچالی از حد مشخصی بالاتر رفت، بخشی از مبلغ کسر شود.
- اگر تحویل بعد از تاریخ توافق شده انجام شد، جریمه به شکل خودکار اعمال شود.
تا اینجا همه چیز تمیز است. حالا سوال ساده ای بپرسید: قرارداد از کجا می فهمد بار تحویل شده؟
قرارداد هوشمند از دنیای بیرون خبر ندارد. نمی داند کامیون رسیده، نمی داند دمای کانتینر چند بوده، نمی داند اصلا کانتینری وجود دارد. کسی باید این را به او بگوید، و آن کس یک سامانه بیرونی است که به آن اوراکل می گویند.
مستندات اتریوم اسم این وضعیت را «مسئله اوراکل» گذاشته و دو سوالش را صریح می پرسد: از کجا مطمئن شویم داده از منبع درست آمده و دستکاری نشده، و از کجا مطمئن شویم همیشه در دسترس و به روز است. همان جا اضافه می کند که مجبور بودن به اعتماد کردن به گرداننده اوراکل، خودِ بی نیازی از اعتماد را که قرار بود مزیت قرارداد هوشمند باشد از بین می برد. شرح کامل مسئله اوراکل ارزش خواندن دارد.
حالا این را به حمل و نقل ترجمه کنید. اگر رسید تحویل را همان راننده در اپلیکیشن ثبت کند، شما یک سیستم کاغذی را با یک سیستم دیجیتال عوض کرده اید و نقطه ضعفش دقیقا سر جای قبلی مانده. زنجیره کماکان به صداقت یک آدم وابسته است، فقط حالا با هزینه بیشتر.
و همین است که بیشتر پروژه های این حوزه را متوقف کرده. راه حل هایی مثل شبکه های اوراکل غیرمتمرکز برای داده بازار خوب جواب می دهند؛ کاری که چین لینک واقعا انجام می دهد نمونه اش است. اما «آیا این پالت واقعا تحویل شد» داده ای نیست که چند منبع مستقل بتوانند تاییدش کنند.
جایی که داده از دستگاه بیاید، نه از آدم. سنسور دمای متصل، وزن باسکول، زمان عبور از دروازه بندری. اینها هم قابل دستکاری اند ولی دستکاری شان سخت تر و پرهزینه تر است، و مهم تر اینکه سابقه شان قابل بررسی می ماند.
و جایی که چند طرف با منافع متضاد به یک دفتر مشترک احتیاج دارند و هیچ کدام حاضر نیستند دفتر را دست دیگری بدهند. این تنها موقعیتی است که بلاکچین چیزی می دهد که پایگاه داده معمولی نمی دهد. اگر یک شرکت واحد صاحب کل زنجیره است، به بلاکچین نیازی ندارد و پایگاه داده ارزان تر و سریع تر جواب می دهد.
اگر همه چیز را کنار بگذاریم و فقط الگوهایی را نگه داریم که به کار عملیاتی رسیده اند، سه تا می ماند. هر سه هم کوچک ترند از آنچه در ارائه ها وعده داده می شود.
مهر زمانی روی سند. اثر انگشت رمزنگاری شده بارنامه یا گواهی بازرسی روی زنجیره ثبت می شود. خود سند جایی نمی رود. فایده اش این است که بعدا هیچ طرفی نمی تواند ادعا کند نسخه اش نسخه دیگری بوده. ساده است و دقیقا به همین دلیل کار می کند.
ثبت رویدادهای دستگاهی. عبور از دروازه، وزن باسکول، دمای کانتینر. چون داده از سنسور می آید و نه از فرم دستی، ورودی قابل اتکاتر است و همان مشکل اوراکل کم رنگ تر می شود.
امانی نگه داشتن وجه. مبلغ در قرارداد قفل می شود و با تایید چند طرف آزاد می گردد. توجه کنید که اینجا قرارداد چیزی را نمی داند؛ فقط شمارش تاییدها را انجام می دهد و همین کار درستی است که از یک قرارداد هوشمند برمی آید.
و الگویی که مدام وعده اش داده می شود و جایی به نتیجه نرسیده: ردیابی کامل و لحظه ای یک کالا از خط تولید تا قفسه فروشگاه، با همه واسطه ها روی یک زنجیره. مشکلش فنی نیست؛ هیچ کدام از آن واسطه ها حاضر نیستند داده شان را در معرض دید بقیه بگذارند.
هر بار که قرارداد روی زنجیره عمومی چیزی می نویسد، کارمزد شبکه پرداخت می شود. برای یک شرکت حمل و نقل که روزانه صدها رویداد ثبت می کند، این یعنی یک هزینه عملیاتی جدید که به ارز خارجی است و مقدارش هم ثابت نیست.
راه معمول کنار آمدن با این هزینه، بردن ثبت رویدادها روی شبکه های ارزان تر و نگه داشتن فقط خلاصه دوره ای روی اتریوم است. کار می کند، ولی توجه کنید چه اتفاقی افتاده: بخش زیادی از آن تضمینی که کل پروژه به خاطرش شروع شده بود، حالا به امنیت آن شبکه ارزان تر وابسته است.
ما وکیل نیستیم و این متن نظر حقوقی نیست، اما سه نکته ساختاری هست که قبل از هر تصمیم فنی باید بدانید.
اول، اسناد حمل و اطلاعات مبدا و مقصد داده تجاری حساس اند و ثبتشان روی یک زنجیره عمومی یعنی در دسترس همه. هر طراحی ای که این را در نظر نگیرد، از همان روز اول قابل اجرا نیست.
دوم، سامانه ای که برای ثبت هر رویداد باید با شبکه ای بیرون از کشور تبادل کند، در روزهای اختلال اینترنت متوقف می شود. برای یک سامانه لجستیکی این یعنی حالت آفلاین باید از ابتدا در طراحی باشد، نه اینکه بعدا اضافه شود.
سوم، کارمزد شبکه و هزینه ابزارهای توسعه به ارز پرداخت می شوند. برای اتر مصرفی، خرید اتریوم با نرخ لحظه ای در دسترس است و برای اشتراک سرویس های ابری و ابزارهای خارجی، مسیر معمول تهیه یو ووچر برای پرداخت سرویس های ابری است.
قرارداد هوشمند در حمل و نقل یعنی چه؟
یعنی شرایط قرارداد حمل به شکل کد نوشته شود و اجرایش خودکار انجام شود: تحویل بار، آزاد شدن پرداخت، اعمال جریمه تاخیر. مزیتش حذف مرحله های دستی است و شرطش این است که داده ورودی قابل اعتماد باشد.
چطور قرارداد می فهمد بار تحویل شده؟
خودش نمی فهمد. یک سامانه بیرونی به نام اوراکل باید این را به قرارداد گزارش کند. کیفیت کل سیستم به کیفیت همان گزارش وابسته است، و اگر منبعش یک ورودی دستی باشد، مزیت اصلی از بین می رود.
آیا شرکت کوچک هم به این نیاز دارد؟
معمولا نه. بلاکچین وقتی صرف می کند که چند طرف با منافع متضاد به یک دفتر مشترک نیاز داشته باشند و به هم اعتماد نکنند. برای یک شرکت واحد یا دو شریک قدیمی، پایگاه داده معمولی هم ارزان تر است و هم سریع تر.
اگر قرارداد اشتباه اجرا شود چه می شود؟
همان اتفاقی که قرار بود مزیت باشد، اینجا مشکل می شود: اجرا برگشت پذیر نیست. به همین دلیل قراردادهای عملیاتی معمولا مکانیزم توقف اضطراری و مسیر حل اختلاف انسانی دارند. اگر پروژه ای این دو را ندارد، هنوز آماده استفاده واقعی نیست.
قرارداد هوشمند در حمل و نقل مشکل اجرای توافق را حل می کند، نه مشکل دانستن واقعیت. و مشکل واقعی این صنعت همیشه دومی بوده.
پس اگر کسی این فناوری را به شما پیشنهاد داد، فقط یک چیز بپرسید: داده از کجا می آید و چه کسی می تواند دستکاری اش کند. جواب همین سوال تعیین می کند پروژه به جایی می رسد یا نه.