NFT موسیقی؛ از وعده حق امتیاز تا آنچه واقعا ماند
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
وعده ای که در سال ۲۰۲۱ به هنرمندان داده شد این بود: آهنگت را به شکل NFT بفروش، و هر بار که بعدا دست به دست شود، درصدی به تو می رسد. برای اولین بار در تاریخ صنعت موسیقی، خالق اثر از بازار دست دوم سهم می برد.
آن وعده به شکلی که گفته شد محقق نشد. اما چیزی از آن ماند که هنوز کار می کند و کمتر درباره اش حرف زده می شود.
این نوشته درباره همان تفکیک است: NFT موسیقی چه چیزی را حل کرد، کجا شکست خورد و اگر امروز موزیسین هستید، کدام بخشش هنوز به کارتان می آید.
صنعت موسیقی سه مشکل قدیمی دارد که هیچ کدام فنی نیستند.
پول از شنونده تا هنرمند از چند دست رد می شود و هر دست سهمی برمی دارد. تسویه ماه ها طول می کشد و اغلب گزارشش هم شفاف نیست. و مالکیت حق اثر در پرونده هایی نگهداری می شود که خارج از دسترس خود هنرمند است.
حرف NFT این بود که هر سه را می شود روی زنجیره حل کرد: فروش مستقیم به شنونده، تسویه فوری، و ثبت مالکیت در جایی که همه می بینند.
دو تای اول واقعا کار کردند. سومی کار کرد اما به آن معنایی که تصور می شد نبود.
این جذاب ترین بخش وعده بود و همان بخشی است که از هم پاشید. دلیلش هم فنی است و ارزش دانستن دارد.
استانداردی که برای حق امتیاز NFT نوشته شد، فقط اطلاعات را اعلام می کند. یعنی قرارداد می گوید «اگر این توکن فروخته شد، این درصد به این آدرس برسد» و همین. در متن خود استاندارد صریح نوشته شده که پرداخت این مبلغ داوطلبانه است و اگر یک بازارگاه تصمیم بگیرد آن را اجرا نکند، هیچ پولی بابت فروش ثانویه پرداخت نمی شود.
دلیل فنی اش هم روشن است: انتقال یک توکن بین دو کیف پول لزوما به معنای فروش نیست. زنجیره نمی داند پولی رد و بدل شده یا نه، پس نمی تواند درصدی از آن بردارد.
نتیجه اش قابل پیش بینی بود. وقتی بازارگاه ها سر کارمزد به رقابت افتادند، اولین چیزی که کنار گذاشتند همین پرداخت اختیاری بود. هنرمندی که روی این درآمد حساب کرده بود، حسابش را روی چیزی باز کرده بود که هیچ وقت اجباری نبوده.
پس صریح بگوییم: حق امتیاز روی زنجیره یک قرارداد نیست، یک درخواست است. هر کسی که امروز خلافش را به شما بفروشد، یا استاندارد را نخوانده یا امیدوار است شما نخوانده باشید.
فروش اولیه. همان چیزی که کمتر درباره اش تبلیغ شد و تنها بخشی است که به وعده اش عمل کرد.
وقتی یک اثر را مستقیم به شنونده می فروشید، پول در همان تراکنش به کیف پول شما می رسد. بدون واسطه، بدون دوره تسویه، بدون گزارش سه ماهه. برای هنرمندی که مخاطب کوچک ولی وفادار دارد، این عدد می تواند از چند ماه پخش آنلاین بیشتر باشد.
انتخاب بازارگاه هم اینجا تصمیم مهمی است و همه شان یک جور کار نمی کنند؛ تفاوت ها را در راهنمای انتخاب مارکت پلیس روی اتریوم نوشته ایم.
و چیز دوم: دسترسی. NFT به عنوان بلیت، به عنوان کلید ورود به یک گروه خصوصی، به عنوان نشانه اینکه کسی از اول همراه بوده است. اینجا توکن دیگر ادعای مالکیت موسیقی نیست، یک عضویت قابل انتقال است و برای همین کار خوب جواب می دهد.
این همان الگویی است که در مالکیت آیتم در بازی ها هم دیده می شود: توکن وقتی مفید است که به یک دسترسی واقعی وصل باشد، نه وقتی که فقط یک فایل را نمایندگی می کند.
الگوی کلی تر این ماجرا، یعنی اینکه بلاکچین در صنایع محتوایی کجا واقعا چیزی را عوض کرد، در پرونده بلاکچین در صنعت رسانه باز شده است.
خریدن NFT یک آهنگ، خریدن حق آن آهنگ نیست.
مگر اینکه در قرارداد حقوقی جداگانه ای چیز دیگری نوشته شده باشد، آنچه می خرید یک توکن است که به یک فایل اشاره می کند. حق پخش، حق استفاده تجاری و حق نشر همچنان جای خودشان هستند و در نظام حقوقی معمول ثبت می شوند، نه روی زنجیره.
بخش بزرگی از سرخوردگی سال های بعد از همین سوءتفاهم آمد. کسی که فکر می کرد سهمی از یک اثر خریده، بعدا فهمید یک رسید خریده است.
ضرب کردن و فروختن هر دو کارمزد دارند و کارمزد اتریوم به قیمت اثر شما کاری ندارد. برای یک اثر ارزان، ممکن است هزینه شبکه بخش قابل توجهی از قیمت شود.
سه راه عملی وجود دارد و هر سه محدودیت خودشان را دارند: ضرب کردن در زمان خلوتی شبکه، استفاده از یک شبکه لایه دوم که پرونده کاملشان را جدا نوشته ایم، یا واگذار کردن ضرب به خریدار در لحظه خرید. آخری رایج ترین است و یعنی هزینه از جیب شما خارج نمی شود اما قیمت نهایی برای خریدار بالاتر می رود.
این بخش را در هیچ راهنمای ترجمه شده ای پیدا نمی کنید.
مشکل اصلی موزیسین ایرانی توزیع نیست، دریافت پول است. پلتفرم های بزرگ پخش، پرداخت را به حساب بانکی در کشورهای مشخصی می ریزند و این همان جایی است که مسیر بسته می شود. فروش مستقیم روی زنجیره یکی از معدود مسیرهایی است که این گلوگاه را ندارد.
اما سه محدودیت واقعی هم دارد و بی تعارف باید گفت:
- دسترسی به بسیاری از بازارگاه ها و ابزارهای ضرب از داخل ایران محدود است و راه حل هایش هر کدام ریسک خودشان را دارند.
- مخاطب شما باید کیف پول داشته باشد. برای اکثر شنونده های داخلی این یک مانع واقعی است، نه یک جزئیات فنی.
- تبدیل درآمد به تومان مرحله جداگانه ای است و کارمزد و زمان خودش را دارد.
نتیجه گیری صادقانه اش این است: NFT برای موزیسین ایرانی جایگزین درآمد اصلی نیست. برای فروش محدود به مخاطب خارج از کشور و برای پروژه های خاص جواب می دهد، و همین هم کم نیست.
برای بخش تبدیل، مسیرهای ووچری معمولا سریع تر از حواله بانکی اند و مقایسه مسیرهای ووچری برای نقد کردن درآمد ارزی تفاوت ها را توضیح می دهد.
NFT موسیقی یک انقلاب نبود و شکست کامل هم نبود. یک ابزار فروش مستقیم بود که به عنوان یک نظام حقوقی جدید فروخته شد.
اگر آن را به عنوان کانال فروش مستقیم به هواداران ببینید، ابزار خوبی است. اگر به عنوان تضمین درآمد مادام العمر از فروش مجدد ببینید، همان چیزی است که استاندارد صریحا وعده اش را نداده است.
NFT موسیقی چیست
یک توکن روی بلاکچین که به یک اثر صوتی یا محتوای مرتبط با آن اشاره می کند و می شود خرید، فروخت و منتقلش کرد. مالکیت توکن با مالکیت حقوق اثر یکی نیست.
آیا با فروش مجدد NFT به هنرمند حق امتیاز می رسد
فقط اگر بازارگاهی که فروش در آن انجام می شود این پرداخت را اجرا کند. استاندارد حق امتیاز صریحا آن را داوطلبانه تعریف کرده است و زنجیره نمی تواند اجرایش کند.
خرید NFT یک آهنگ یعنی صاحب آن آهنگ شدم
نه. مگر اینکه قرارداد حقوقی جداگانه ای همراهش باشد، شما یک توکن خریده اید که به فایل اشاره می کند. حق پخش و حق استفاده تجاری همچنان جای دیگری ثبت می شوند.
هزینه ضرب NFT موسیقی چقدر است
عدد ثابتی ندارد، چون به شلوغی شبکه بستگی دارد و نه به قیمت اثر. برای آثار ارزان، انتخاب یک شبکه لایه دوم یا واگذاری ضرب به خریدار دو راه رایج کاهش این هزینه است.