«همه دارند می گویند بخر.» این جمله را در پشتیبانی زیاد می شنویم و تقریبا همیشه دیر گفته می شود. تا وقتی همه دارند می گویند بخر، آن حرکت اتفاق افتاده است.
تحلیل احساسات شبکه های اجتماعی دقیقا برای همین ساخته شد: اینکه به جای حس شخصی، عددی از حال و هوای بازار داشته باشیم. ولی این ابزارها چیزی را می سنجند که بیشتر مردم فکر می کنند نمی سنجند، و دوج کوین بهترین نمونه برای نشان دادن این تفاوت است.
این ابزارها واقعا چه چیزی را اندازه می گیرند
دو چیز کاملا متفاوت، که مدام با هم قاطی می شوند.
حجم توجه. اینکه چند بار درباره یک دارایی حرف زده شده. این عدد قابل اتکاست چون شمردنی است.
جهت احساس. اینکه آن حرف ها مثبت بوده اند یا منفی. اینجا کار سخت می شود، چون تشخیص طعنه، شوخی و اغراق برای یک مدل زبانی آسان نیست. و در جامعه دوج کوین که کل فرهنگش روی شوخی بنا شده، این مشکل چند برابر است.
نتیجه عملی: به عدد حجم توجه بیشتر می شود اعتماد کرد تا به نمره مثبت و منفی. اگر ابزاری فقط یک عدد خوش بینی به شما نشان می دهد و نمی گوید روی چه حجمی حساب شده، آن عدد به تنهایی چیزی نمی گوید.
سه لایه داده، از ضعیف به قوی
همه منابع احساسات هم وزن نیستند. من به این ترتیب مرتبشان می کنم:
- حرف. پست های شبکه های اجتماعی و جستجوهای گوگل. ارزان ترین داده و همچنین بی ارزش ترین، چون حرف زدن هزینه ای ندارد. ربات هم می تواند تولیدش کند.
- شاخص های ترکیبی. مثل شاخص ترس و طمع که چند ورودی را در یک عدد جمع می کند و خروجی اش در همین سرویس عمومی در دسترس است. بهتر از حرف خام است، ولی خودش را هم عمدتا از قیمت و نوسان می سازد. اینکه دقیقا چه چیزی را نشان می دهد در تشریح شاخص ترس و طمع آمده است.
- احساساتی که پول پشتش است. نسبت حساب های خرید به فروش در بازار مشتقه. این تنها لایه ای است که در آن هر نظر، وثیقه پشتش دارد. برای دوج کوین می توانید نسبت لحظه ای را از خروجی نسبت خرید و فروش بایننس بخوانید.
و همان لایه سوم است که معمولا حرف جالبی می زند: در دوره های آرام، سهم حساب های خرید روی دوج کوین به طرز عجیبی بالا می ماند. یعنی جمعیت تقریبا همیشه امیدوار است. یک شاخصی که همیشه یک چیز می گوید، در بیشتر روزها اطلاعاتی ندارد.
چرا دوج کوین بهترین نمونه آزمایشگاهی است
بیت کوین درآمد ماینر، جریان نهادی و ده تا عامل دیگر دارد. دوج کوین تقریبا هیچ کدام را ندارد. سقف عرضه ندارد، درآمد پروتکلی ندارد و کاربرد غالبش پرداخت های کوچک و شوخی است.
یعنی وقتی قیمت دوج کوین تکان می خورد، احتمال اینکه دلیلش توجه باشد از هر دارایی دیگری بیشتر است. به همین دلیل هر ابزار تحلیل احساسات، اول روی همین دارایی تست می شود. سابقه واکنش قیمت به موج های توجه را در اثر شبکه های اجتماعی بر قیمت دوج کوین جمع کرده ایم.
مشکل اصلی: احساسات دنبال قیمت می آید
اینجا موضع می گیرم، چون بیشتر متن هایی که این ابزارها را معرفی می کنند از کنارش رد می شوند.
در بیشتر مواقع، جهت رابطه برعکس چیزی است که فروشنده ابزار می گوید. قیمت بالا می رود، بعد مردم درباره اش حرف می زنند، بعد شاخص احساسات مثبت می شود. شاخص، حرکتی را گزارش می کند که قبلا اتفاق افتاده. این پیش بین نیست، آینه است.
تنها جایی که این آینه ارزش دارد، لبه هاست. وقتی حجم توجه به سطحی می رسد که ماه ها ندیده بودید، معمولا نشانه این است که آخرین خریدارها هم وارد شده اند. استفاده درست از احساسات، خلاف جهت جمعیت در نقاط افراطی است؛ نه همراه شدن با آن در روزهای عادی.
و یک استثنای مهم: اثر یک شخص. وقتی حساب هایی با میلیون ها دنبال کننده وارد ماجرا می شوند، توجه به معنی واقعی کلمه ساخته می شود و رابطه علت و معلولی برعکس نیست. نمونه های مستندش را در ماجرای ایلان ماسک و دوج کوین نگاه کنید.
دو نکته که فقط برای بازار ما صدق می کند
اول، هیچ کدام از این ابزارها فارسی را نمی خوانند. تمام سنجش ها روی محتوای انگلیسی و چند زبان پرکاربرد انجام می شود. یعنی موج توجهی که در کانال های فارسی راه می افتد، در هیچ شاخص جهانی دیده نمی شود و شما می توانید در بازار داخلی هیجانی را ببینید که هیچ ابزاری تاییدش نمی کند.
دوم، در دوره های اختلال اینترنت، داده ورودی این ابزارها از ایران عملا قطع می شود. این خودش سوگیری می سازد و بدتر از آن، همان روزها معمولا روزهایی است که تصمیم گیری برای کاربر ایرانی سخت تر است.
نتیجه عملی: شاخص جهانی را برای فهمیدن حال و هوای کلی بازار بخوانید، نه برای تصمیم گیری درباره قیمت تومانی. آن قیمت یک متغیر دوم هم دارد که هیچ ابزار احساسات سنجی آن را نمی بیند. نرخ لحظه ای و شرایط سفارش در صفحه معامله دوج کوین قابل دیدن است.
سوال های پرتکرار
تحلیل احساسات شبکه های اجتماعی یعنی چه؟
سنجش حال و هوای عمومی بازار با داده، به جای حس شخصی. ورودی اش می تواند پست های شبکه های اجتماعی، حجم جستجو، نوسان قیمت یا نسبت موقعیت های خرید و فروش باشد. خروجی معمولا یک عدد است که باید بدانید از کدام ورودی ساخته شده.
می شود با تحلیل احساسات سود گرفت؟
به تنهایی نه. این داده در بیشتر روزها فقط گزارش گذشته است. جایی که کمک می کند نقاط افراطی است و آنجا هم به عنوان تاییدکننده کار می کند، نه به عنوان سیگنال ورود.
بهترین ابزار تحلیل احساسات کدام است؟
ابزاری که ورودی هایش را شفاف اعلام کند. اگر سرویسی نمی گوید عددش از کجا آمده، بی فایده است. به جای پرداخت اشتراک، از داده های عمومی مثل نسبت خرید و فروش بازار مشتقه شروع کنید که رایگان اند و دستکاری شان سخت تر است.
احساسات بازار دوج کوین را از کجا ببینم؟
ترکیب نسبت خرید و فروش در بازار مشتقه با حجم معاملات، عملی ترین راه رایگان است. تفکیک اینکه کدام عدد واقعا معنی دارد را در کدام عدد در احساسات دوج کوین واقعا معنی دارد نوشته ایم.
حرف آخر
تحلیل احساسات یک ترمومتر است، نه یک قطب نما. دمای بازار را می گوید و جهتش را نه.
و اگر قرار است از آن یک عادت بردارید، این باشد: هر وقت شاخصی به شما گفت همه خوش بین اند، اول از خودتان بپرسید چه کسی مانده که هنوز نخریده باشد.