اینفلوئنسر ارز دیجیتال؛ درسی که دوج کوین داد
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
یک اسکرین شات می رسد: نمودار دوج کوین، یک کندل بلند سبز، و زیرش یک پست از حسابی با چند صد هزار دنبال کننده که سه ساعت قبل از آن کندل منتشر شده.
پیام همراهش همیشه یک شکل است: «این آدم می دانست». معمولا نمی دانست. چیزی که واقعا اتفاق افتاده ساده تر و ناخوشایندتر است، و دوج کوین بهترین جایی است که می شود آن را دید.
دارایی هایی که جریان نقدی دارند را می شود از روی چیزی غیر از توجه قیمت گذاری کرد. دوج کوین چنین چیزی ندارد و اصلا قرار هم نبوده داشته باشد.
این توهین به دوج کوین نیست، توصیف طراحی اش است. وقتی یک دارایی نه درآمد دارد و نه نقشه فنی جاه طلبانه، آنچه قیمتش را می سازد میزان توجهی است که به آن می شود. یعنی دوج کوین عملا یک ابزار اندازه گیری تبلیغات است، و به همین دلیل مکانیزم تبلیغ روی آن واضح تر از هر جای دیگری دیده می شود.
وقتی یک پست تبلیغاتی می بینید، معمولا حلقه آخر یک زنجیره چند مرحله ای هستید.
- کسی که موجودی بزرگی دارد یا پروژه ای را اداره می کند، بودجه بازاریابی تعریف می کند.
- یک واسطه، که گاهی آژانس است و گاهی فقط یک گروه تلگرامی، آن بودجه را بین چند حساب پخش می کند.
- حساب ها در بازه زمانی هماهنگی محتوا منتشر می کنند. لحن اغلب تحلیلی است، نه تبلیغاتی؛ همین نکته اصلی است.
- شما پست را می بینید و فکر می کنید به نظر شخصی یک تحلیلگر رسیده اید.
جمله «این توصیه مالی نیست» هم بخشی از همین بسته است. آن جمله در بیشتر کشورها سپر حقوقی محکمی نیست و از نظر اخلاقی که اصلا چیزی را جبران نمی کند. آنچه واقعا اهمیت دارد افشای رابطه مالی است، نه سلب مسئولیت.
سازمان تجارت فدرال آمریکا در راهنمای تبلیغات و توصیه های خود همین را مبنا گرفته: هر ارتباط مالی باید روشن و در جای دیده شدنی افشا شود، و حتی ابزار داخلی خود پلتفرم ها برای علامت زدن پست تبلیغاتی، به تنهایی افشای کافی حساب نمی شود.
هیچ کدام قطعی نیست، ولی با هم دقت خوبی دارند.
هیچ نقطه ضعفی گفته نمی شود. تحلیل واقعی همیشه یک بخش دارد که می گوید کجا این استدلال می شکند. متن تبلیغاتی این بخش را ندارد، چون هدفش اقناع است نه توصیف.
فوریت زمانی ساخته می شود. «تا آخر هفته»، «قبل از لیست شدن»، «فرصت آخر». بازار واقعی به ندرت این قدر خوش قول است. فوریت تقریبا همیشه ساخته می شود تا فرصت فکر کردن را از شما بگیرد.
سابقه قابل بررسی نیست. حسابی که پیش بینی های قبلی اش پاک شده یا فقط بردهایش مانده، سابقه ندارد. سابقه یعنی مجموعه کامل، با اشتباه ها.
و یک نکته فنی: بالا رفتن حجم گفتگو درباره یک ارز، خودش سیگنال جهت نیست. چطور باید این داده را خواند و کجا گمراه می کند را در تحلیل احساسات شبکه های اجتماعی به عنوان ترمومتر و نه قطب نما نوشته ایم.
در اروپا چارچوب مقررات مربوط به بازار دارایی های رمزنگاری شده عرضه عمومی و اطلاع رسانی به مصرف کننده را زیر قاعده برده و شفافیت را الزام کرده است. در آمریکا هم پرونده هایی علیه چهره های مشهور بابت تبلیغ بدون افشای دریافتی تشکیل شده است.
اما بی تعارف: هیچ کدام از اینها از شما محافظت نمی کند. حسابی که در فارسی برای شما تبلیغ می کند، معمولا در حوزه صلاحیت هیچ کدام از این نهادها نیست. عملا تنها فیلتری که کار می کند، خود شما هستید.
الگویی که در سفارش های ثبت شده در دیجی دلار مرتب تکرار می شود این است: حجم سفارش خرید یک میم کوین چند ساعت بعد از اوج خبری به بیشترین مقدار می رسد، نه قبلش.
معنی اش روشن است. تا وقتی خبر به فارسی و به تایم لاین شما رسیده، حرکت انجام شده و کسی که زودتر وارد شده حالا به شما می فروشد. این ذات یک بازار مبتنی بر توجه است و مکانیزم قیمتی اش را در اینکه یک خبر چطور به قیمت دوج کوین می رسد و در اینکه در یک پامپ چه کسی می برد و چه کسی می بازد جداگانه باز کرده ایم.
چرا اصلا میم ها چنین قدرتی دارند هم بحث جداگانه ای است که در مکانیزم واقعی اثر میم بر بازار آمده.
این بخش کوتاه است ولی لازم. اگر بابت معرفی یک دارایی چیزی گرفته اید، بنویسید که گرفته اید و کجای متن بنویسید مهم است: بالای پست، نه در انتهای توضیحات.
و اگر خودتان آن دارایی را دارید، آن هم یک رابطه مالی است. نگفتنش تفاوتی با گرفتن پول ندارد.
مشکل اصلی این نیست که کسی بابت تبلیغ پول می گیرد. مشکل این است که محتوای تبلیغاتی خودش را به شکل تحلیل در می آورد و شما آن را در قالبی می خوانید که برایش ساخته نشده.
یک عادت ساده بیشتر کار را می کند: قبل از هر تصمیمی که از روی یک پست گرفته اید، از خودتان بپرسید این آدم اگر اشتباه کند چه چیزی از دست می دهد. اگر جواب «هیچ چیز» است، آنچه خوانده اید تحلیل نبود.
از کجا بفهمم یک پست تبلیغ پولی است؟
نبود هرگونه اشاره به ریسک، ساختن فوریت زمانی و نداشتن سابقه قابل بررسی، سه نشانه اصلی هستند. هیچ کدام به تنهایی قطعی نیست ولی وقتی هر سه با هم باشند، تقریبا همیشه تبلیغ است.
آیا نوشتن «این توصیه مالی نیست» مسئولیت را برمی دارد؟
نه. آنچه اهمیت دارد افشای رابطه مالی است. یک جمله سلب مسئولیت در انتهای متن، جای اعلام اینکه بابت این پست پول گرفته اید را نمی گیرد.
چرا دوج کوین بیشتر از بقیه به تبلیغ واکنش نشان می دهد؟
چون معیار دیگری برای قیمت گذاری اش وجود ندارد. دارایی بدون درآمد و بدون کاربرد فنی متمایز، عملا فقط به توجه واکنش نشان می دهد و این ذات طراحی اش است، نه یک نقص موقت.
دنبال کردن اینفلوئنسرها اصلا فایده ای دارد؟
برای فهمیدن اینکه بازار درباره چه چیزی حرف می زند، بله. برای گرفتن تصمیم خرید، نه. این دو کاربرد را قاطی نکنید؛ اولی اطلاعات است و دومی تصمیم، و کسی که اطلاعات را رایگان به شما می دهد لزوما در تصمیم شما ذینفع نیست.