هر دوره بازار یک سگ جدید تولید می کند. هر بار هم همان بحث تکرار می شود: این که ارزش ذاتی ندارد، پس چطور میلیاردها دلار ارزش بازار دارد؟

سوال درست تر این است: میم چه مشکلی را برای یک توکن حل می کند که تکنولوژی حلش نمی کند؟ جوابش ساده تر از چیزی است که به نظر می رسد و کل ماجرا را توضیح می دهد.

میم مشکل توزیع را حل می کند، نه مشکل فنی را

میم مشکل توزیع را حل می کند، نه مشکل فنی را

سخت ترین کار یک توکن جدید، کار فنی اش نیست. دیده شدن است. هزاران توکن با معماری بهتر وجود دارند که هیچ کس اسمشان را نشنیده.

میم دقیقا همین جا وارد می شود. یک تصویر خنده دار بدون هزینه تبلیغات پخش می شود، در چند ثانیه فهمیده می شود و برای بازنشر کردنش لازم نیست چیزی از بلاکچین بدانید. هیچ وایت پیپری این کارایی را ندارد.

پس تاثیر میم ها بر بازار ارز دیجیتال، در لایه اول، اثر بازاریابی است نه اثر فناوری. این را باید صریح گفت چون بیشتر مقاله های فارسی تلاش می کنند برای میم کوین ها یک توجیه فنی بتراشند و آن توجیه معمولا وجود ندارد.

چرا روی دوج کوین بیشتر از بقیه جواب داد

دوج کوین در دسامبر ۲۰۱۳ ساخته شد و اولین کسی بود که این کار را کرد. ولی اول بودن تنها دلیل نیست.

تفاوت واقعی این است که در این پروژه، جامعه خودش محصول است. صفحه رسمی معرفی دوج کوین این را پنهان هم نمی کند و در توصیف جامعه اش می نویسد که این آدم ها به حمایت از یکدیگر، مهربان بودن، آموزش دادن ارز دیجیتال به مردم، جمع آوری کمک مالی، تفریح کردن، ساختن میم و بی خیال بودن اهمیت می دهند.

یعنی پروژه ای که فرهنگش را به عنوان ویژگی اصلی اعلام می کند، نه سرعت تراکنش یا قرارداد هوشمند. هر میم کوین بعدی سعی کرده همین را کپی کند و تفاوت واقعی دوج کوین با بقیه میم کوین ها هم عملا به همین یک چیز برمی گردد.

دوج کویننرخ لحظه ای دوج کوین ۰.۸۴٪
۱۸,۲۹۳ تومان
$0.092987 نرخ جهانی
تغییر ۲۴ ساعته - بروزرسانی ۰۲:۰۳ خرید دوج کوین با نرخ شفاف

داستان کمیابی اینجا وجود ندارد

یک چیز را باید بدون تعارف روشن کرد. در داده های کوین گکو برای دوج کوین، مقدار حداکثر عرضه خالی است. سقفی وجود ندارد و عرضه هر سال بزرگ تر می شود.

پیامدش مستقیم است: در دارایی ای که سقف عرضه دارد، بخشی از داستان قیمت را کمیابی می سازد. اینجا آن بخش وجود ندارد. چیزی که باقی می ماند تقاضاست، و تقاضای این دسته را توجه می سازد.

به همین دلیل قیمت میم کوین با اخبار شبکه و ارتقاهای فنی حرکت نمی کند، با میزان صحبت شدن حرکت می کند. اثر شبکه های اجتماعی روی قیمت دوج کوین نمود همین قاعده است، نه یک استثنا.

چرخه ای که هر بار عین قبل تکرار می شود

ترتیب همیشه یکی است و این ترتیب مهم ترین چیزی است که از این متن باید با شما بماند:

  • یک میم در جامعه ای کوچک شکل می گیرد و قیمت آرام بالا می رود؛
  • رسانه ها و کانال ها آن را برمی دارند و موج توجه سریع بزرگ می شود؛
  • بیشترین حجم خرید دقیقا در همان نقطه اوج توجه ثبت می شود؛
  • توجه به سراغ چیز بعدی می رود و قیمت بدون هیچ خبر بدی پایین می آید.

نکته آزاردهنده در بند سوم است. چون توجه همان چیزی است که خریدار جدید می آورد، بیشترین تعداد آدم لزوما در بدترین قیمت وارد می شوند. این ویژگی طراحی است، نه بدشانسی، و پامپ و اینکه چه کسی در آن می برد همان مکانیزم را از زاویه دیگری نشان می دهد.

اثر واقعی میم ها بر کل بازار

حالا برسیم به چیزی که واقعا در سطح بازار اتفاق می افتد و کمتر گفته می شود.

میم کوین ها قیف ورود این بازارند. برای بخش بزرگی از مردم، اولین ارز دیجیتالی که می خرند یک میم کوین است، نه بیت کوین؛ چون اسمش را شنیده اند، قیمت واحدش کوچک به نظر می رسد و برای خریدنش لازم نیست چیزی بفهمند.

بر اساس سفارش های ثبت شده در پلتفرم دیجی دلار، در روزهای اوج توجه به یک میم کوین، سهم سفارش های کوچک و سهم کاربران تازه به شکل محسوسی بالاتر از روزهای عادی است. یعنی این دارایی ها بیشترین تعداد آدم جدید را وارد بازار می کنند و بیشترین تعداد تجربه بد اول را هم می سازند.

و همین اثر دوم است که به کل بازار سرایت می کند: نسلی از خریداران که تجربه اولشان یک ریزش سنگین بوده، رفتار متفاوتی با کل بازار دارد. ابزارهایی که احساسات بازار را اندازه می گیرند این را به عدد تبدیل می کنند، ولی خود پدیده قبل از هر عددی قابل مشاهده است.

از ایران، یک تاخیر ساختاری دارید

این بخش را جایی نمی خوانید و مهم ترین قسمت این متن است.

موج توجه به یک میم کوین اول انگلیسی زبان است. تا وقتی همان موج ترجمه شود، به کانال های فارسی برسد و در اینستاگرام و تلگرام تکثیر شود، معمولا چند روز گذشته است. یعنی خریدار فارسی زبان نه از سر بی تجربگی، بلکه به دلیل ساختار انتشار، سیستماتیک تر از دیگران دیرتر وارد می شود.

اگر یک قاعده عملی از این متن بردارید همین باشد: وقتی یک میم کوین به کانال های فارسی رسید، شما در نیمه دوم چرخه توجه هستید، نه در ابتدای آن. این جمله ای نیست که فروشنده بگوید، ولی درست است.

ترکیبش با دام نمودار تومانی هم بدتر می شود، چون در روزهایی که ریال ضعیف می شود، نمودار تومانی یک میم کوین در حال ریزش دلاری می تواند صعودی به نظر برسد.

سوال های پرتکرار

این ها را از جستجوهای مرتبطی برداشته ام که گوگل کنار همین موضوع نشان می دهد.

چه ویژگی اصلی میم کوین ها باعث جذب سرمایه گذاران می شود؟

قابل فهم بودن. برای خریدن یک میم کوین لازم نیست بدانید لایه دوم چیست یا اجماع چطور کار می کند. همین سادگی سد ورود را برمی دارد و در ترکیب با قیمت واحد کوچک، حس ارزان بودن ایجاد می کند، حتی وقتی ارزش بازار بزرگ است.

فرق میم کوین و شت کوین چیست؟

میم کوین صادق است درباره اینکه چیست: توکنی حول یک شوخی یا یک فرهنگ، بدون ادعای فنی. شت کوین معمولا ادعای فنی و کاربرد دارد و آن ادعا پوچ است. از این نظر، میم کوینی که خودش را میم کوین می نامد از پروژه ای که وعده انقلاب فناوری می دهد و چیزی ندارد، صادق تر است.

آینده میم کوین ها چه می شود؟

پیش بینی قیمت نمی دهیم. ولی یک نکته ساختاری قابل گفتن است: چون موتور این دسته توجه است و توجه بازتولید می شود، خود دسته احتمالا باقی می ماند. آنچه باقی نمی ماند، تک تک اسم هاست؛ فهرست میم کوین های هر دوره با دوره قبل تفاوت زیادی دارد.

میم کوین انفجاری را چطور پیدا کنم؟

هیچ کس نمی تواند از قبل بگوید کدام میم منتشر می شود، چون این یک پدیده اجتماعی است نه یک متغیر قابل اندازه گیری. هر فهرستی با عنوان «میم کوین های انفجاری» در واقع فهرست چیزهایی است که قبلا منتشر شده اند، و همین آن ها را دیر می کند.

پس با این دسته چه کنیم

موضع من روشن است: میم کوین یک شرط بندی روی توجه است و اگر کسی این را بداند و با پولی که از دست دادنش زندگی اش را عوض نمی کند وارد شود، اشکالی ندارد.

مشکل جای دیگری است. مشکل آن جایی شروع می شود که کسی به خودش می گوید این سرمایه گذاری بلندمدت است. برای بلندمدت به چیزی نیاز دارید که ارزشش را از جای دیگری غیر از حرف زدن مردم بگیرد، و این دسته از توکن ها بنا به تعریف چنین چیزی ندارند.