نقش بلاکچین در دموکراسی و رای گیری الکترونیکی
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
ایده رای گیری با بلاکچین یک جذابیت روشن دارد: صندوقی که نمی شود بعدا دستکاری اش کرد.
مسئله این است که تقلب در انتخابات معمولا در صندوق اتفاق نمی افتد. قبل و بعد از صندوق اتفاق می افتد، و آنجا زنجیره کاری از دستش برنمی آید.
یک انتخابات را می شود به چهار مرحله شکست: احراز اینکه رای دهنده کیست، ثبت رای، شمارش، و اثبات اینکه شمارش درست بوده.
بلاکچین مرحله چهارم را عالی حل می کند. اگر آرا روی یک دفتر توزیع شده ثبت شوند و گره ها دست چند نهاد مستقل باشد، هر کسی می تواند شمارش را دوباره انجام دهد و هیچ کس نمی تواند بی سر و صدا رایی را عوض کند یا حذف کند.
این دستاورد کمی نیست و باید به رسمیت شناخته شود. در بسیاری از انتخابات ها، اختلاف اصلی دقیقا سر همین است که آیا عدد اعلام شده همان عددی است که در صندوق بوده.
حالا سه مرحله دیگر می ماند، و همان ها هستند که همیشه شکست می خورند.
زنجیره تضمین می کند رایی که وارد شده تغییر نکند. درباره اینکه چه کسی آن را وارد کرده، هیچ حرفی ندارد.
در رای گیری حضوری، یک کارمند شناسنامه را نگاه می کند و رای دهنده را در اتاقکی تنها می گذارد. این دو کار ساده، هویت و تنهایی، ستون کل ماجرا هستند.
در رای گیری از راه دور هیچ کدامشان قابل بازسازی نیست. کلید خصوصی که قرار است هویت شما باشد، فقط ثابت می کند کسی به آن کلید دسترسی دارد. اگر گوشی آلوده باشد، اگر کسی بالای سر رای دهنده ایستاده باشد، اگر کلید فروخته شده باشد، زنجیره همان رای را با کمال دقت و برای همیشه ثبت می کند.
آکادمی ملی علوم آمریکا در گزارش «تامین امنیت رای» به همین دلیل نتیجه گرفته که برگه های رای که رای دهنده علامت زده نباید از طریق اینترنت یا هر شبکه متصل به آن بازگردانده شوند، چون هیچ فناوری موجودی نمی تواند محرمانگی، امنیت و راستی آزمایی آن ها را تضمین کند. توصیه محوری آن گزارش، برگه کاغذی قابل خواندن توسط انسان است.
آن گزارش درباره بلاکچین حرفی نمی زند. ولی ایرادی که می گیرد، ایراد کانال بازگشت است و بلاکچین کانال بازگشت را عوض نمی کند. مسئله احراز هویت از راه دور را جداگانه در هویت دیجیتال و مرز توانایی زنجیره بررسی کرده ایم.
این یکی ظریف تر است و به نظر من مهم ترین بخش بحث.
می خواهیم رای دهنده بتواند مطمئن شود رایش درست ثبت شده. یعنی باید بتواند رای خودش را روی زنجیره پیدا کند و ببیند.
ولی هر روشی که به شما اجازه دهد رای خودتان را ببینید، به شما اجازه می دهد آن را به دیگری هم نشان دهید. و همین که بتوانید ثابت کنید به چه کسی رای داده اید، خرید رای ممکن می شود و اجبار هم.
رای مخفی دقیقا برای همین اختراع شد: نه برای اینکه شما ندانید به چه کسی رای داده اید، بلکه برای اینکه نتوانید به کسی ثابتش کنید.
پس قابل راستی آزمایی بودن و مخفی بودن در تضاد مستقیم اند. راه حل های رمزنگارانه ای برای نزدیک کردنشان وجود دارد، ولی هیچ کدام آنقدر ساده نیستند که رای دهنده معمولی بتواند بفهمدشان، و سامانه ای که مردم نفهمند به آن اعتماد هم نمی کنند.
کل مزیت زنجیره از این می آید که هیچ نهادی به تنهایی نتواند دفتر را عوض کند.
در عمل، سامانه های رای گیری روی شبکه های مجوزدار ساخته می شوند و گره ها را همان نهاد برگزارکننده یا پیمانکارش می گرداند. اگر همه گره ها دست یک طرف باشد، شما یک پایگاه داده گران قیمت دارید که اسمش را بلاکچین گذاشته اند.
معیار سنجش هر طرحی که معرفی می شود همین است: چند نهاد مستقل گره دارند، و آیا نهادهایی که به هم اعتماد ندارند بینشان هستند یا نه. اگر جواب مبهم بود، بقیه بحث بی معناست. همین معیار در بلاکچین و شفافیت دولتی هم تعیین کننده بود.
نتیجه گیری منفی درباره انتخابات ملی، به معنای بی فایده بودن این ابزار نیست. فقط جایش عوض می شود.
هر جا که خرید رای فاجعه نیست و مشارکت کننده ها از قبل شناخته شده اند، این روش خوب کار می کند: رای گیری سهامداران یک شرکت، انتخابات هیئت مدیره یک تشکل، تصمیم گیری در یک تعاونی. اینجا هویت ها ثبت شده اند، تعداد محدود است، و اصلا در بسیاری موارد رای علنی مشکلی ندارد.
نمونه کامل تر و بالغ ترش، حاکمیت پروژه های غیرمتمرکز است که در مشارکت در دائو و نقش توکن ها در توکن های حاکمیتی بررسی شده. آنجا رای علنی است و کسی هم مشکلی با آن ندارد، چون قدرت رای از دارایی می آید نه از شهروندی.
و همین تفاوت، تمام ماجراست. در انتخابات عمومی، برابری و مخفی بودن شرط اند. در حاکمیت شرکتی، هیچ کدام نیستند.
فرض خاموش همه این طرح ها این است که شبکه در دسترس است.
سامانه ای که رای را از راه دور می گیرد، در یک روز با اختلال اینترنت نه فقط کند می شود، بلکه بخشی از رای دهندگان را حذف می کند. و برخلاف صف طولانی که همه می بینند، این حذف نامرئی است و بعدا هم قابل اثبات نیست.
هر طرحی که برای اینجا نوشته شود باید اول به این سوال جواب بدهد، نه در انتها.
رای گیری با بلاکچین چطور کار می کند؟
رای به شکل یک تراکنش روی دفتری توزیع شده ثبت می شود که چند نهاد نسخه ای از آن دارند. چون تغییر یک رکورد نیازمند توافق همه آن هاست، دستکاری بعدی نتایج عملا ناممکن می شود. مرحله شمارش و اثبات آن، بخشی است که واقعا حل می شود.
آیا این روش امن تر از رای گیری کاغذی است؟
در برابر دستکاری نتیجه بله، در برابر مشکلات دیگر نه. برگه کاغذی مزیتی دارد که هیچ سامانه دیجیتالی ندارد: اگر همه چیز خراب شود، چیزی فیزیکی باقی می ماند که می شود دوباره شمردش. توصیه گزارش های تخصصی هم به همین دلیل هنوز برگه کاغذی است.
چرا کشورها از رای گیری اینترنتی استفاده نمی کنند؟
چون دو مشکل حل نشده دارد: نمی توان مطمئن شد چه کسی پشت دستگاه نشسته، و نمی توان همزمان هم رای را قابل بررسی کرد و هم مخفی نگه داشت. این دو به رمزنگاری ربطی ندارند و با عوض کردن فناوری هم از بین نمی روند.
پس این فناوری در رای گیری اصلا به درد نمی خورد؟
در انتخابات عمومی و از راه دور، خیر. در رای گیری هایی که شرکت کنندگانشان از قبل شناخته شده اند و مخفی بودن رای شرط نیست، مثل مجامع شرکتی و حاکمیت پروژه ها، کاملا کاربردی است و همین حالا هم استفاده می شود.
بلاکچین برای رای گیری یک ابزار دقیق است که به مسئله اشتباهی وصل شده. چیزی که حل می کند، اعتماد به شمارش است؛ چیزی که انتخابات ها را زمین می زند، اعتماد به فرآیند قبل از شمارش است.
پس هر بار طرحی از این دست دیدید، سه سوال بپرسید: چه کسی هویت رای دهنده را تایید می کند، رای دهنده چطور می تواند رایش را بررسی کند بدون اینکه بتواند به دیگری ثابتش کند، و گره ها دست کیست. طرحی که به هر سه جواب روشن ندهد، هنوز یک نمونه آزمایشی است، هر چقدر هم که خوب معرفی شده باشد.