بلاکچین در اینترنت اشیا؛ سرنوشت آیوتا و وی چین
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
حدود هشت سال پیش دو پروژه بلاکچینی خودشان را جواب اینترنت اشیا معرفی کردند. یکی گفت من اصلا بلاکچین نیستم و کارمزد هم ندارم، پس برای میلیاردها دستگاه کوچک مناسبم. دیگری گفت من دقیقا برای شرکت ها ساخته شده ام و کارمزدم قابل پیش بینی است.
هر دو هنوز هستند. اما امروز اگر مستندات خودشان را باز کنید، یکی از آن ها دیگر همان حرف اول را نمی زند.
این متن به جای فهرست کردن مزایای فرضی، سراغ همان مستندات می رود؛ چون در این حوزه فاصله بین آنچه سال ۲۰۱۸ وعده داده شد و آنچه امروز واقعا اجرا می شود، خودش کل داستان است.
یک حسگر دما در انبار را تصور کنید که هر چند دقیقه یک عدد می فرستد. این عدد می رود روی سرور یک شرکت و همان جا می ماند. اگر روزی اختلافی پیش بیاید که فلان محموله در دمای درست نگهداری شده یا نه، تنها مرجع، همان سروری است که یکی از طرف های دعوا مالکش است.
وعده بلاکچین این بود: عدد را جایی ثبت کن که بعدا نشود بی سر و صدا عوضش کرد. همین. نه بیشتر.
و دو مانع عملی جلوی این وعده بود که هر دو پروژه از دو سمت به آن حمله کردند. اول اینکه دستگاه های کوچک توان محاسباتی و باتری کمی دارند. دوم اینکه اگر هر ثبت کارمزد داشته باشد، ثبت میلیون ها داده کوچک از نظر اقتصادی بی معنی می شود.
آیوتا با ساختاری به نام تنگل آمد که به جای زنجیره بلوک ها، شبکه ای از تراکنش های به هم پیوسته بود. منطقش این بود که هر کس تراکنش می فرستد، خودش دو تراکنش قبلی را هم تایید کند؛ پس ماینری در کار نباشد و کارمزدی هم لازم نشود. برای دستگاه های کوچک این دقیقا همان چیزی بود که لازم داشتند و به همین دلیل هم آیوتا سال ها مترادف اینترنت اشیا بود.
حالا مستندات رسمی خودش را ببینید. آیوتا امروز خودش را «اولین پلتفرم بلاکچین برنامه پذیر در مقیاس اینترنت» معرفی می کند، بر پایه زبان قرارداد هوشمند موو، با اعتبارسنج و با گس. همان مستندات از «کارمزد گس پایین حتی در ترافیک بالا» حرف می زند.
دقت کنید چه چیزی عوض شده. کارمزد پایین با بی کارمزد یکی نیست، و پلتفرم قرارداد هوشمند با شبکه اختصاصی اینترنت اشیا هم یکی نیست. آیوتا شکست نخورده؛ تصمیم گرفته چیز دیگری باشد. اما هر مطلب فارسی که هنوز آیوتا را «شبکه بدون کارمزد مخصوص اینترنت اشیا» معرفی می کند، دارد وضعیت چند سال پیش را توصیف می کند. مزایای آیوتا در اینترنت اشیا را با همین نگاه بخوانید.
وی چین از اول ادعای انقلاب نکرد و به جایش یک مشکل بسیار خاک دار را هدف گرفت: مدیر مالی یک شرکت نمی تواند بودجه ای تصویب کند که هزینه اش هفته به هفته با قیمت یک ارز بالا و پایین برود.
راه حلش دو توکنی بود. مستندات خودش نقش ها را روشن جدا می کند: توکن اصلی وسیله انتقال ارزش است و توکن دوم نماینده هزینه استفاده از منابع شبکه. نگهدارنده توکن اول به مرور توکن دوم را تولید می کند، و همان توکن دوم است که کارمزد را می پردازد.
خود مستندات هم صریح می گوید چرا این طراحی انتخاب شده: مانع اصلی پذیرش، «غیرقابل پیش بینی بودن هزینه استفاده به دلیل نوسان ارزهای دیجیتال» بوده است. یعنی شرکتی که مقدار مشخصی توکن نگه دارد، ظرفیت تراکنش مشخصی هم دارد، مستقل از اینکه بازار آن هفته چه کرده.
این هوشمندانه است. و در عین حال محدودیت خودش را هم نشان می دهد: کل ماجرا درباره قابل پیش بینی کردن هزینه است، نه درباره اثبات اینکه داده ثبت شده درست بوده.
برگردیم به همان حسگر دما.
فرض کنید عددش را روی زنجیره ثبت می کنیم. حالا مطمئنیم بعدا کسی نمی تواند تغییرش دهد. اما اگر همان حسگر خراب باشد، یا کسی جای نصبش را عوض کند، یا اصلا دستگاهی وسط راه عدد جعلی بفرستد، زنجیره با کمال دقت و برای همیشه یک عدد غلط را نگه می دارد.
این محدودیت ذاتی است و ربطی به انتخاب شبکه ندارد. بلاکچین سابقه را تضمین می کند، نه صحت را. هر جا کسی این دو را به هم می چسباند و از «داده غیرقابل جعل» حرف می زند، دارد یک حلقه از زنجیره را جا می اندازد؛ همان حلقه ای که اوراکل در بلاکچین درباره اش است. در زنجیره تامین هم دقیقا همین بحث تکرار می شود، چون آنجا هم ورودی ها را آدم ها و دستگاه ها می سازند.
چیزی که واقعی است، سمت دارایی ماجراست. توکن های این پروژه ها در بازار معامله می شوند و کسی که به این حوزه علاقه دارد، عملا از همان در وارد می شود. اگر مسیرتان این است، دو نکته را جدی بگیرید. اول اینکه روایت پروژه ممکن است چند سال قبل عوض شده باشد و شما داشته باشید روی داستان قدیمی حساب می کنید. دوم اینکه نقدشوندگی این توکن ها با دارایی های بزرگ بازار فرق دارد و فروش در روز شلوغ همیشه به سادگی خرید نیست.
برای بخش تومانی هم عدد ثابت در متن به درد نمی خورد؛ نرخ لحظه ای تنها چیز قابل اتکاست.
کاربرد بلاکچین در اینترنت اشیا چیست؟
ثبت داده دستگاه ها به شکلی که بعدا هیچ یک از طرف ها نتواند بی سر و صدا تغییرش دهد. بیشترین ارزشش جایی است که چند سازمان مستقل باید به یک سابقه مشترک استناد کنند، مثل انتقال محموله بین چند شرکت. برای داده ای که فقط درون یک سازمان می ماند، پایگاه داده معمولی هم همان کار را ارزان تر انجام می دهد.
بلاکچین چگونه اینترنت اشیا را امن می کند؟
دقیق تر بگوییم: امن نمی کند، غیرقابل انکار می کند. جلوی هک شدن یک دستگاه یا ارسال داده غلط را نمی گیرد. کاری که می کند این است که پس از ثبت، تغییر دادن سابقه بدون دیده شدن ممکن نباشد. امنیت خود دستگاه ها همچنان کار رمزنگاری، به روزرسانی و مدیریت کلید است.
نمونه هایی از اینترنت اشیا چیست؟
هر دستگاهی که بدون دخالت انسان داده می فرستد یا فرمان می گیرد: کنتور هوشمند، حسگر دما و رطوبت در انبار و گلخانه، ردیاب موقعیت روی ناوگان حمل، دوربین و قفل هوشمند. در بحث بلاکچین معمولا سراغ همان هایی می روند که خروجی شان مبنای یک تعهد مالی یا قراردادی است.
آینده اینترنت اشیا چگونه خواهد بود؟
پیش بینی نمی کنیم، ولی یک روند قابل مشاهده هست: پروژه هایی که خودشان را شبکه اختصاصی اینترنت اشیا معرفی کرده بودند، به سمت پلتفرم عمومی قرارداد هوشمند حرکت کرده اند. یعنی ارزش نهایی احتمالا نه از یک زنجیره مخصوص دستگاه ها، که از لایه ای می آید که روی زیرساخت های موجود می نشیند.
از دو مسیری که هشت سال پیش باز شد، آن که وعده بزرگ تری داده بود امروز چیز دیگری شده و آن که ادعای کمتری داشت هنوز همان کار محدود را می کند. این خودش نتیجه گیری کوچکی نیست.
و قاعده ای که از این حوزه بیرون می آید فراتر از اینترنت اشیاست. هر بار شنیدید فلان فناوری داده را «غیرقابل جعل» می کند، یک سوال بپرسید: آن داده اول بار چطور وارد شد؟ جواب همین سوال معمولا نشان می دهد چقدر از آن وعده واقعی است. اگر مسیر شما به خرید و فروش این دارایی ها می رسد، نرخ روز ووچر و نرخ لحظه ای بازار جای بهتری برای شروع است تا روایت های چند سال پیش.