مقایسه سولانا و آوالانچ تقریبا همیشه با یک عدد شروع می شود و همان جا هم تمام می شود: تراکنش بر ثانیه.
آن عدد کم فایده ترین چیزی است که می شود درباره این دو شبکه گفت. نه به این دلیل که غلط است، به این دلیل که دو معماری کاملا متفاوت را با یک واحد اندازه گیری مقایسه می کند و تفاوتی که واقعا به کار شما می آید جای دیگری است.
تفاوت اصلی: یک زنجیره یا چند زنجیره
این مهم ترین جمله این نوشته است.
سولانا یک زنجیره واحد است. همه برنامه ها، از یک صرافی غیرمتمرکز تا یک بازی تا یک پروژه NFT، در همان یک فضای مشترک اجرا می شوند و برای همان ظرفیت با هم رقابت می کنند. نتیجه اش سادگی است: یک وضعیت سراسری، بدون پل، بدون تقسیم نقدینگی.
آوالانچ برعکس طراحی شده. طبق مستندات رسمی خودش، این یک شبکه ناهمگن از چند بلاکچین است: یک شبکه اصلی که خودش سه زنجیره دارد، به علاوه زنجیره های مستقلی که هر پروژه می تواند برای خودش راه بیندازد. زنجیره قراردادهای هوشمندش هم پیاده سازی ماشین مجازی اتریوم است، یعنی قرارداد سالیدیتی روی آن اجرا می شود.
پس سوال درست این نیست که کدام سریع تر است. این است: می خواهید در یک فضای شلوغ و یکپارچه باشید یا در فضای اختصاصی خودتان؟
چرا عدد تراکنش بر ثانیه گمراه کننده است
سه دلیل، و هر سه ساده اند.
عدد تئوری با عدد واقعی یکی نیست. ظرفیت اسمی یک شبکه در شرایط آزمایشگاهی به دست می آید. آنچه در عمل جابه جا می شود همیشه کمتر است.
تعریف تراکنش یکسان نیست. بخشی از تراکنش های شمرده شده روی سولانا، پیام های داخلی اعتبارسنج ها برای رای دادن به بلاک هاست، نه فعالیت کاربر. هر کس این دو را جدا نکند، عدد بزرگ تری به دست می آورد.
در شبکه چندزنجیره ای، جمع بستن معنا ندارد. اگر ده زنجیره مستقل هر کدام ظرفیتی داشته باشند، جمعشان یک عدد بازاریابی است. آن ظرفیت ها با هم قابل تبادل نیستند.
هزینه: دو مدل کاملا متفاوت
روی سولانا، کارمزد از دو بخش ساخته می شود. یک کارمزد پایه که به ازای هر امضا محاسبه می شود، و یک کارمزد اختیاری اولویت که وقتی شبکه شلوغ است تراکنش شما را جلوتر می اندازد. مستندات خود سولانا این ساختار را توضیح می دهد و می گوید نیمی از کارمزد پایه سوزانده می شود.
نکته ای که تازه واردها را غافلگیر می کند این است که کارمزد پایه ثابت است و به ارزش تراکنش کاری ندارد، اما هزینه واقعی استفاده از سولانا فقط کارمزد نیست: باز کردن حساب برای نگهداری یک توکن روی این شبکه، ودیعه ای می خواهد که تا وقتی حساب باز است قفل می ماند.
روی زنجیره قراردادهای آوالانچ، مدل همان مدل آشنای اتریوم است: گس، با قیمتی که با تقاضا بالا و پایین می رود.
در عمل هر دو برای کاربر عادی ارزان اند و اختلافشان در سطحی است که در تصمیم روزمره اثر نمی گذارد. اگر دنبال تفاوت هزینه های واقعی هستید، آن را در پرونده مزایا و معایب سولانا با جزئیات بیشتری نوشته ایم.
قابلیت اطمینان، جایی که تفاوت واقعا دیده شده است
اینجا باید صریح بود.
سولانا سابقه قطعی شبکه دارد. چند بار در تاریخش، شبکه از کار افتاده و لازم شده اعتبارسنج ها هماهنگ شوند و آن را دوباره راه بیندازند. دلیل ساختاری اش هم همان یکپارچگی است: وقتی همه چیز در یک فضا اجرا می شود، فشار روی یک برنامه به کل شبکه سرایت می کند. جزئیاتش را در پرونده قطعی شبکه سولانا نوشته ایم.
مدل چندزنجیره ای این ریسک را تقسیم می کند. اگر یک زنجیره اختصاصی دچار مشکل شود، بقیه شبکه کار می کند.
اما این معامله دو طرف دارد و طرف دیگرش کمتر گفته می شود: زنجیره اختصاصی یعنی نقدینگی و کاربر شما آنجا حبس است، مگر با پل. و پل ها همان جایی هستند که بیشترین سرقت های تاریخ این صنعت اتفاق افتاده است.
برای مقایسه سولانا با آن شبکه ای که بیشتر از همه با آن مقایسه می شود، پرونده سولانا یا اتریوم جواب جداگانه ای دارد و آنجا هم نتیجه گیری بر سر سرعت نیست.
و پولکادات، که سوال دیگری می پرسد
پولکادات به همان خانواده چندزنجیره ای تعلق دارد اما با یک تفاوت مهم: زنجیره های آن امنیت را از یک لایه مشترک می گیرند، به جای اینکه هر کدام اعتبارسنج های خودشان را جمع کنند.
مزیتش این است که یک پروژه کوچک هم از امنیت کل شبکه بهره می برد. هزینه اش این است که جای این زنجیره ها محدود است و باید برایش رقابت کرد.
برای خواننده ای که دنبال خرید است، این تفاوت معماری تقریبا هیچ اثری روی تصمیم ندارد. برای کسی که می خواهد چیزی بسازد، تعیین کننده است.
پس کدام؟ جواب به سوال شما بستگی دارد
بی تعارف، سه حالت:
اگر کاربر هستید و می خواهید چیزی بخرید یا منتقل کنید: سولانا اکوسیستم مصرفی بزرگ تری دارد، کیف پول هایش در دسترس ترند و بازارهایش عمیق تر. برای این کاربرد انتخاب ساده تری است.
اگر می خواهید یک برنامه بسازید که کاربر عمومی دارد: باز هم سولانا، به خاطر همان یکپارچگی. کاربر شما لازم نیست بفهمد روی کدام زنجیره است.
اگر می خواهید سامانه ای بسازید که قوانین خودش را می خواهد: مدل زنجیره اختصاصی آوالانچ برای همین ساخته شده و سولانا چنین چیزی ندارد.
و اگر سوال سرمایه گذاری است، این مقایسه فنی جوابش را نمی دهد. آنچه جواب می دهد اندازه اکوسیستم و فعالیت واقعی است، که در تحلیل فاندامنتال سولانا باز شده. این مطلب تحلیل بازار است و توصیه سرمایه گذاری تلقی نمی شود.
متغیر ایران
سه چیز اینجا فرق می کند و در هیچ مقایسه ترجمه شده ای نیست.
عمق بازار داخلی. اختلاف نقدینگی سولانا و آوالانچ در بازارهای ایرانی بیشتر از اختلاف فنی شان است. روی دارایی کم عمق تر، اسپرد بازتر است و همین اختلاف، هر مزیت فنی را در عمل خنثی می کند.
دسترسی به ابزارها. بخشی از کیف پول ها و رابط های وب هر دو اکوسیستم از داخل ایران محدودند و راه حل هایشان ریسک خودشان را دارند.
نمودار تومانی. وقتی قیمت این دو را به تومان مقایسه می کنید، بخشی از حرکتی که می بینید مربوط به نرخ ارز است و نه به عملکرد شبکه. مقایسه را روی نمودار دلاری انجام دهید.
برای شارژ سریع حساب بدون وابستگی به ساعت بانک، ووچر یوتوپیا برای شارژ خارج از ساعت بانکی یکی از مسیرهای رایج است.
سوال های پرتکرار
سولانا سریع تر است یا آوالانچ
مقایسه مستقیم ممکن نیست چون معماری شان فرق دارد. سولانا یک زنجیره واحد است و آوالانچ شبکه ای از چند زنجیره، پس عدد تراکنش بر ثانیه دو چیز متفاوت را اندازه می گیرد.
کدام یک کارمزد کمتری دارد
هر دو برای کاربر عادی ارزان اند. تفاوت مهم تر در مدل است: سولانا کارمزد پایه به ازای امضا دارد به علاوه ودیعه حساب، و آوالانچ مدل گس اتریوم را دارد.
قطعی شبکه سولانا هنوز خطر دارد
سابقه اش وجود دارد و ریشه اش در همان طراحی تک زنجیره ای است. مدل چندزنجیره ای این ریسک را تقسیم می کند، اما در عوض نقدینگی را تکه تکه می کند و پل لازم می آورد.
برای خرید و نگهداری کدام مناسب تر است
این سوال فنی نیست، سوال نقدینگی و دسترسی است. در بازارهای ایرانی سولانا عمق بیشتری دارد و همین اجرای سفارش را ارزان تر می کند.