کسب درآمد از توسعه DApp؛ پول واقعا از کجا می آید
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
یک توسعه دهنده سه ماه روی یک برنامه غیرمتمرکز کار می کند، منتشرش می کند، و بعد از چند هفته چهل کاربر دارد که سی تایشان دوستانش هستند. حالا سوال واقعی شروع می شود: پول از کجا قرار بود بیاید؟
جواب صادقانه اش این است که برای اکثر توسعه دهنده ها، درآمد از برنامه خودشان نمی آید. از جای دیگری می آید و بهتر است این را قبل از سه ماه کار کردن بدانید.
کارمزد پروتکل. برنامه شما درصدی از هر تراکنش برمی دارد. این رویایی است که همه دنبالش اند و شرط تحققش یک چیز است: حجم. بدون کاربر واقعی و مستمر، این عدد صفر می ماند و هیچ ترفند فنی ای جایش را نمی گیرد.
ساختن برای دیگران. قرارداد هوشمند نوشتن، یکپارچه سازی کیف پول، ساخت داشبورد. کم هیجان تر است ولی از روز اول پول دارد و ریسکش تقریبا صفر است. برای اکثر توسعه دهنده ها این منبع اصلی درآمد است، حتی آن هایی که پروژه شخصی هم دارند.
گرنت و پاداش. بنیادهای پشت شبکه های بزرگ برای ساخته شدن ابزار روی شبکه شان بودجه می دهند. رقابتش واقعی است ولی برخلاف تصور رایج، بیشتر متقاضی ها به این دلیل رد می شوند که پیشنهادشان مبهم است، نه به این دلیل که فنی نیستند.
ابزار و زیرساخت. چیزی که خود توسعه دهنده ها لازم دارند. بازارش کوچک تر است ولی مشتری اش پولدارتر و وفادارتر.
آموزش ساخت یک برنامه ساده رایگان است و همه جا هست. آنچه گفته نمی شود هزینه های بعدش است.
- انتشار قرارداد روی شبکه اصلی کارمزد دارد، و روی شبکه های شلوغ این رقم اصلا کم نیست. انتخاب شبکه یک تصمیم اقتصادی است نه فنی؛ جایگاه شبکه های لایه دو در توسعه همین را باز کرده.
- ممیزی امنیتی گران است. اگر قرارداد شما قرار است پول مردم را نگه دارد، این هزینه اختیاری نیست. پروژه هایی که از آن گذشته اند، معمولا بعدا خیلی گران تر پرداختش کرده اند.
- زیرساخت ماهانه هزینه دارد. سرویس های اتصال به شبکه، ذخیره سازی و نمایه سازی داده، همگی اشتراک ماهانه اند.
- نگهداری تمام نمی شود. شبکه ارتقا می خورد، کتابخانه ها عوض می شوند، و برنامه ای که به روز نشود از کار می افتد.
این بخش را در هیچ آموزش ترجمه شده ای پیدا نمی کنید و عملا تعیین کننده است.
بخش بزرگی از سرویس های زیرساختی که یک برنامه غیرمتمرکز به آن ها نیاز دارد، ثبت نام از ایران را نمی پذیرند. همین برای انتشار در فروشگاه های اپلیکیشن و بعضی ابزارهای توسعه هم صادق است. یعنی مانع اصلی شما معمولا نوشتن کد نیست، دسترسی به ابزار است.
و بعد مسئله ای که همه را به هم گره می زند: گرفتن پول. کارفرمای خارجی حاضر است پروژه را به شما بدهد، ولی مسیر پرداختش را نمی داند. حساب بین المللی ندارید و سرویس های پرداخت جهانی هم کاربر ایرانی را رد می کنند.
راه عملی همان است که فریلنسرهای این حوزه سال هاست استفاده می کنند: تسویه به رمزارز یا به کد دلاری با مبلغ ثابت. کد یو ووچر برای دریافت دستمزد پروژه از این نظر ساده تر است که ارزشش تا لحظه نقد کردن تغییر نمی کند و طرف مقابل هم برای فرستادنش به حساب بانکی نیازی ندارد. این را در پیشنهاد اولیه تان روشن کنید، نه بعد از تحویل کار.
ترتیبی که کمترین وقت را هدر می دهد:
اول یک برنامه واقعا کوچک بسازید و روی شبکه آزمایشی منتشرش کنید. هدف این مرحله یاد گرفتن است نه ساختن محصول؛ آموزش ساخت یک برنامه غیرمتمرکز ساده برای همین نقطه نوشته شده. بعد نگاه کنید ببینید چه چیزی همین حالا کار می کند: نمونه های موفق روی شبکه پالیگان نشان می دهد کدام دسته ها کاربر واقعی دارند.
و بعد، قبل از اینکه ماه ها روی ایده خودتان بگذارید، یک پروژه سفارشی کوچک بگیرید. هم درآمد دارد، هم به شما نشان می دهد بازار واقعا حاضر است بابت چه چیزی پول بدهد. این دومی از هر آموزشی ارزشمندتر است.
DApp چیست؟
برنامه ای که منطق اصلی اش به جای سرور یک شرکت، روی یک بلاکچین اجرا می شود. نتیجه اش این است که هیچ کس به تنهایی نمی تواند آن را خاموش کند یا قوانینش را یک شبه عوض کند. در مقابل، تغییر دادنش هم سخت است و اشتباه در کدش معمولا قابل جبران نیست.
مرورگر DApp در تراست ولت و سیف پال چیست؟
بخشی داخل کیف پول که به شما اجازه می دهد بدون خروج از برنامه به این نوع برنامه ها وصل شوید. برای استفاده کردن است نه ساختن. اگر دنبال این بودید، حواستان باشد که هر اتصال یعنی دادن یک دسترسی؛ بعد از کار با هر سایتی، دسترسی ها را لغو کنید.
برای ساخت DApp چه چیزی باید بلد باشم؟
یک زبان قرارداد هوشمند برای سمت زنجیره و مهارت های معمول توسعه وب برای سمت کاربر. اما بخش سخت، زبان نیست؛ فهمیدن این است که کد شما با پول واقعی سر و کار دارد و برخلاف یک وب اپ معمولی، بعد از انتشار به راحتی وصله نمی شود.
درآمد این کار چقدر است؟
عدد ثابتی ندارد و هر کسی رقم قطعی بگوید دارد چیزی می فروشد. آنچه می شود گفت ساختار است: کار سفارشی از روز اول درآمد دارد، گرنت نامنظم و مقطعی است، و درآمد از برنامه خودتان تا رسیدن به حجم واقعی عملا صفر می ماند. برنامه ریزی مالی تان را روی مورد اول ببندید نه سومی.