پرکاربردترین شبکه اجتماعی غیرمتمرکز امروز، اصلا روی بلاکچین نیست. سازندگانش هم این را در پرسش های متداول رسمی شان نوشته اند: پروتکل ما فدرال است، بلاکچین نیست و از بلاکچین هم استفاده نمی کند.
این جمله بیشتر از هر تحلیلی وضعیت این حوزه را توضیح می دهد. چند سال پیش قرار بود اتریوم زیربنای شبکه های اجتماعی نسل بعد باشد. حالا وقت خوبی است که ببینیم واقعا چه شد.
غیرمتمرکز بودن اینجا یعنی چه
سه چیز جدا هستند که مدام با هم قاطی می شوند.
- مالکیت هویت: حساب و دنبال کننده های شما مال شماست و اگر از یک اپلیکیشن رفتید، با خودتان می بریدشان.
- مالکیت داده: پست ها کجا نگهداری می شوند و چه کسی می تواند حذفشان کند.
- حاکمیت: چه کسی قانون می گذارد و چه کسی می تواند شما را حذف کند.
یک پروژه می تواند در یکی از این ها غیرمتمرکز باشد و در دو تای دیگر کاملا متمرکز. تقریبا همه شان همین طورند و همین جاست که ادعاها از واقعیت جدا می شوند.
چرا داده اجتماعی روی اتریوم نمی نشیند
دلیل فنی ساده ای دارد و اقتصادی است، نه ایدئولوژیک.
یک شبکه اجتماعی متوسط، روزانه حجم عظیمی رویداد تولید می کند: پست، لایک، دنبال کردن، کامنت. هر کدام از این ها اگر یک تراکنش زنجیره ای باشد، باید کارمزد بدهد. نوشتن دائمی روی شبکه اصلی اتریوم گران ترین کار ممکن است و برای عملی مثل لایک کردن، به هیچ عنوان توجیه ندارد.
پس معماری ای که در عمل باقی مانده، دو لایه است: هویت و مالکیت روی زنجیره، و محتوا بیرون از زنجیره. عملا هیچ پروژه جدی ای هر لایک را روی بلاکچین ثبت نمی کند. کسی که چنین چیزی تبلیغ می کند، یا حساب کارمزد را نکرده یا امیدوار است شما نکنید. دلیل ثابت ماندن این هزینه را پرونده کارمزد اتریوم بعد از ارتقای شبکه باز کرده است.
سه مسیری که پروژه ها رفتند
مسیر اول: از اتریوم برو بیرون. پروژه ای مثل لنز که با هدف ساخت زیرساخت اجتماعی شروع کرد، امروز زنجیره اختصاصی خودش را دارد؛ یک شبکه لایه دوم که امنیتش را از اتریوم می گیرد ولی تراکنش هایش جای دیگری اجرا می شوند. یعنی جواب دادن به مسئله کارمزد، پروژه را از شبکه اصلی جدا کرد.
مسیر دوم: فقط هویت را زنجیره ای نگه دار. فارکستر تقریبا همین کار را می کند. ثبت هویت و مالکیت حساب سمت قرارداد است و انبوه داده روی یک لایه داده اختصاصی خارج از آن نگهداری می شود. نتیجه اش تجربه ای است که سرعتش به شبکه های معمولی نزدیک می شود.
مسیر سوم: اصلا بلاکچین نه. و این همان مسیری است که بیشترین کاربر را جمع کرد. پروتکل فدرال، سرورهای مستقل، هویت قابل انتقال، بدون هیچ توکنی. کاربرانی که دنبال «مالکیت حسابم دست خودم باشد» بودند، این را کافی دیدند.
پس اتریوم اینجا شکست خورد؟
نه، ولی جواب صادقانه هم «موفق شد» نیست.
چیزی که اتریوم به این حوزه داد، لایه هویت و مالکیت قابل حمل بود؛ اینکه یک آدرس بتواند بدون اجازه هیچ شرکتی صاحب نام کاربری و شبکه ارتباطی اش باشد. این ایده ماند و امروز پایه چند پروژه فعال است.
چیزی که نداد، مقیاس بود. و همان نبود مقیاس، پروژه ها را یا به لایه های دوم برد یا از بلاکچین بیرون. الگویی که در حوزه های دیگر هم تکرار شده؛ تجربه قرارداد هوشمند در صنعت تبلیغات دقیقا همین مسیر را طی کرد. اگر می خواهید ببینید گزینه های مقیاس امروز کجا ایستاده اند، نقشه لایه دوم های فعال اتریوم فهرست عملی تری است.
برای کاربر ایرانی چه فرقی می کند
این بخش معمولا در ترجمه ها حذف می شود، در حالی که برای ما مهم ترین بخش است.
مقاوم بودن در برابر سانسور، در ادبیات این پروژه ها یعنی مقاومت در برابر حذف شدن توسط یک شرکت. چیزی که اینجا مسئله است اما فیلترینگ در لایه دسترسی است و هیچ کدام از این معماری ها آن را حل نمی کنند. شبکه ای که داده اش غیرمتمرکز است ولی برای دیدنش باید به سروری وصل شوید که در دسترس نیست، عملا در دسترس نیست.
چیزی که واقعا فرق می کند این است: در این مدل، حساب و مخاطبانتان به یک اپلیکیشن گره نخورده اند. اگر یک درگاه از کار افتاد، از درگاه دیگری همان هویت را برمی دارید. برای کسی که تجربه از دست دادن یک حساب و شروع دوباره از صفر را داشته، همین یک مورد ارزش دارد.
و یک هشدار عملی: بخش زیادی از توکن هایی که خودشان را «شبکه اجتماعی غیرمتمرکز» معرفی می کنند، هیچ محصول فعالی ندارند. قبل از خرید هر کدام، اول اپلیکیشنش را باز کنید و ببینید اصلا کسی آنجا هست یا نه.
برای تامین اتر لازم برای تعامل با این قراردادها، اتر مورد نیاز برای تعامل با قرارداد در دسترس است و برای شارژ سرویس های خارجی کنارش، یو ووچر بدون نیاز به کارت ارزی مسیر متعارف است.
سوال های پرتکرار
شبکه اجتماعی غیرمتمرکز یعنی چه؟
شبکه ای که در آن یک شرکت واحد مالک هویت، داده و قوانین نیست. در عمل بیشتر پروژه ها فقط بخشی از این سه را غیرمتمرکز کرده اند؛ معمولا هویت. پیش از باور کردن هر ادعایی بپرسید کدام یک از این سه، و بقیه دست کیست.
آیا این شبکه ها حتما روی بلاکچین هستند؟
نه. بزرگ ترینشان روی یک پروتکل فدرال کار می کند و سازندگانش صراحتا گفته اند از بلاکچین استفاده نمی کنند. بلاکچین یکی از راه های غیرمتمرکز کردن است، نه تعریف آن.
چرا پست ها روی خود اتریوم ذخیره نمی شوند؟
چون هزینه اش با حجم داده اجتماعی جور درنمی آید. ثبت دائمی روی شبکه اصلی گران ترین عملیات ممکن است و برای هر لایک و کامنت اقتصادی نیست. معماری رایج، هویت را روی زنجیره و محتوا را بیرون از آن نگه می دارد.
خرید توکن این پروژه ها منطقی است؟
فقط اگر محصولی پشتش باشد که واقعا استفاده می شود. در این حوزه فاصله بین اعلام پروژه و داشتن کاربر فعال معمولا زیاد است و توکن های زیادی وجود دارند که هیچ وقت اپلیکیشن قابل استفاده ای نداشتند. تعداد کاربر فعال روزانه را ببینید، نه نقشه راه را.
حرف آخر
وعده اولیه این بود که شبکه اجتماعی بعدی روی اتریوم ساخته می شود. چیزی که ساخته شد، لایه هویتی روی اتریوم و همه چیز دیگر جای دیگر بود. این شکست نیست، ولی آن چیزی هم که تبلیغ می شد نیست. اگر امروز دنبال شبکه ای هستید که حسابتان را از شما نگیرد، گزینه ای که بیشترین کاربر را دارد اصلا توکن ندارد؛ و این خودش گویاترین نتیجه این چند سال است.