دو نفر یک سوال می پرسند: «چطور وارد حوزه بلاکچین شوم؟» یکی دنبال شغل است. آن یکی دنبال درآمد است. جواب این دو هیچ ربطی به هم ندارد و قاطی کردنشان دلیل اصلی وقت هدر رفته در این حوزه است.
این متن درباره اولی است. شغل واقعی، با کارفرمای واقعی و دستمزد ماهانه.
این بازار کار از چه چیزی تشکیل شده
برخلاف تصور رایج، همه نقش ها برنامه نویسی نیستند و همه شان هم به یک اندازه در دسترس نیستند.
توسعه قرارداد هوشمند. نوشتن کدی که مستقیم با پول کاربر سر و کار دارد. پرتقاضاترین نقش است و سخت گیرانه ترین هم هست، چون اشتباه در این کد قابل جبران نیست.
توسعه سمت کاربر. ساختن رابطی که با کیف پول و قرارداد حرف بزند. اگر تجربه فرانت اند دارید، کوتاه ترین مسیر ورود همین است و معمولا کسی هم این را به شما نمی گوید.
امنیت و ممیزی کد. پیدا کردن باگ در قراردادهای دیگران. سقف درآمدی بالایی دارد و ورود به آن هم سخت ترین از همه است، چون بدون سابقه قابل اثبات کسی به شما کاری نمی سپارد.
و بعد نقش های غیرفنی: مستندنویسی، پشتیبانی، مدیریت جامعه کاربری، تحلیل داده روی زنجیره. اینها کمتر دیده می شوند ولی وجود دارند و رقابتشان هم کمتر است.
آگهی چه می خواهد و کارفرما واقعا چه می خواهد
آگهی می نویسد سالیدیتی. کارفرما دنبال چیز دیگری است: کدی که شما نوشته اید و کسی جز خودتان هم استفاده اش کرده.
در این حوزه رزومه تقریبا بی اثر است، چون همه چیز عمومی است. مخزن کد شما، قراردادهایی که روی شبکه آزمایشی مستقر کرده اید، مشارکتتان در پروژه های متن باز، همه قابل دیدن اند. کسی که یک پروژه کوچک ولی کامل دارد، از کسی که ده دوره گذرانده جلوتر است.
مسیر عملی ورود هم همین است. صفحه مشارکت در جامعه اتریوم راه های رسمی درگیر شدن را فهرست کرده، و راهنمای شروع برنامه نویسی اتریوم ترتیب یادگیری را مشخص می کند.
یک میان بر هم هست که کمتر جدی گرفته می شود: برنامه های جایزه باگ. اینجا سابقه قابل اثبات می سازید و در همان حال پول هم می گیرید. شرکت در باگ بانتی اتریوم نقطه شروع منطقی ای است، حتی اگر اولین بار چیزی پیدا نکنید.
سه ماه اول، به شکل یک برنامه
سوال بعدی همیشه همین است: از فردا دقیقا چه کار کنم؟ این ترتیبی است که در عمل کمترین هدررفت را دارد. فرض گرفته ایم برنامه نویسی بلدید؛ اگر نه، این سه ماه باید صرف همان شود.
ماه اول: یک قرارداد، تا آخر. ساده ترین چیزی که به ذهنتان می رسد را بنویسید و روی شبکه آزمایشی مستقر کنید. نه یک آموزش را دنبال کنید، خودتان بنویسید. بیشتر چیزی که باید یاد بگیرید در همین مرحله و از دل خطاها می آید.
ماه دوم: کد دیگران را بخوانید. قرارداد پروژه های شناخته شده عمومی است. باز کنید و بخوانید. این کار خسته کننده است و هیچ کس دوستش ندارد، و دقیقا به همین دلیل تفاوت شما با بقیه از همین جا ساخته می شود.
ماه سوم: چیزی عمومی منتشر کنید. یک ابزار کوچک، یک مخزن مرتب با مستندات، یا گزارش یک باگ. هدف این نیست که مشهور شوید؛ هدف این است که وقتی کسی اسمتان را جستجو کرد، چیزی برای دیدن باشد.
و در تمام این سه ماه یک کار را نکنید: منتظر نمانید تا «آماده» شوید. کسی در این حوزه آماده نمی شود؛ فقط سابقه جمع می کند. مستندات توسعه دهندگان اتریوم هم برای همین ترتیب چیده شده اند و می توانید در مرجع رسمی توسعه اتریوم از همان اول کار عملی را شروع کنید.
جایی هم که کارتان به شبکه های لایه دوم برسد، بازار کارش جدا و امروز شلوغ تر از خود اتریوم است؛ تصویر کلی اش در وضعیت پروژه های لایه دوم اتریوم هست.
مسیرهایی که شغل نیستند
این بخش را کسی نمی نویسد چون فروشی ندارد، ولی مهم تر از بقیه متن است.
«کسب درآمد دلاری از بلاکچین» عبارتی است که معمولا سر چیزهایی می آید که درآمد پایدار نیستند: جمع کردن ایردراپ، بازی های کلیکی تلگرامی، فروش سیگنال، و دوره هایی که فروشنده شان خودش هیچ وقت در این حوزه استخدام نشده. هیچ کدام اینها بد نیستند به شرطی که اسمشان را درست بگذارید. اما شغل نیستند و روی هیچ کدامشان نمی شود برنامه زندگی چید.
تفاوت ساده است: در شغل، کسی به شما پول می دهد چون کاری برایش انجام داده اید. در آن دسته دیگر، درآمد شما به این وابسته است که نفر بعدی هم وارد شود. اگر مدل درآمدی چیزی که به شما پیشنهاد می شود از این جنس بود، از آن فاصله بگیرید.
گلوگاه واقعی استخدام نیست، دریافت دستمزد است
اینجا جایی است که متن های ترجمه شده به شما کمکی نمی کنند، چون این مشکل را ندارند.
فرض کنید مصاحبه را رد کردید و کارفرما دورکاری قبولتان کرد. حالا باید ماهانه پول بگیرید. حساب بانکی بین المللی ندارید، بیشتر سرویس های پرداخت مزد فریلنسری روی ایران کار نمی کنند، و کارفرمای خارجی هم معمولا حوصله مسیر غیرمعمول ندارد.
در عمل بیشتر کسانی که از ایران در این حوزه کار می کنند دستمزدشان را به شکل ارز دیجیتال می گیرند و بعد نقدش می کنند. این مسیر جواب می دهد ولی سه نکته دارد که بهتر است از اول بدانید:
- شبکه انتقال را خودتان انتخاب کنید. اختلاف کارمزد شبکه ها روی دریافت ماهانه، در طول سال عدد قابل توجهی می شود.
- نوسان بین دریافت و نقد کردن ریسک شماست، نه کارفرما. اگر دستمزدتان را چند روز نگه دارید، عملا روی آن پوزیشن باز کرده اید.
- و هزینه ابزار را در محاسبه بیاورید. اشتراک سرویس های ابری، ابزار توسعه و حساب های آزمایشی معمولا با کارت ایرانی پرداخت نمی شوند و راه معمول تهیه ووچر ارزی برای هزینه ابزارهای توسعه است.
برای تست شبکه و پرداخت کارمزد قرارداد هم به مقدار کمی اتر نیاز دارید که از خرید اتریوم برای مصرف توسعه قابل تهیه است.
سوال های پرتکرار درباره شغل بلاکچین
شغل ارز دیجیتال چیست؟
هر نقشی که در ساخت یا نگهداری محصولی روی بلاکچین تعریف می شود: توسعه قرارداد هوشمند، توسعه رابط کاربری، ممیزی امنیتی، تحلیل داده روی زنجیره، مستندنویسی و پشتیبانی. معامله کردن شخصی شغل نیست؛ سرمایه گذاری است و درآمدش هم تضمینی ندارد.
آموزش بلاکچین را از کجا شروع کنم؟
از مستندات رسمی خود شبکه ها، نه از دوره های عمومی. اگر برنامه نویسی بلدید، یک قرارداد ساده بنویسید و روی شبکه آزمایشی مستقرش کنید؛ همان یک تمرین بیشتر از چند ماه ویدیو دیدن به شما یاد می دهد. اگر برنامه نویسی بلد نیستید، اول آن را یاد بگیرید.
از ایران می شود در این حوزه دورکاری کرد؟
بله و کم هم نیستند کسانی که می کنند. سخت ترین بخشش پیدا کردن کار نیست، دریافت منظم دستمزد و مدیریت هزینه ابزارهاست. اگر این دو را از قبل حل کرده باشید، بقیه اش مثل هر بازار کار فنی دیگری است.
بدون دانش فنی چه نقشی می شود گرفت؟
مدیریت جامعه کاربری، پشتیبانی، ترجمه و مستندنویسی، و تولید محتوای فنی. اینها ورودی راحت تری دارند ولی سقف درآمدشان هم پایین تر است و بعد از مدتی برای پیشرفت باز هم باید سمت فنی را یاد بگیرید.
حرف آخر
این حوزه کمبود نیروی خوب دارد و همین باعث شده ورودش برای کسی که واقعا کار بلد است باز باشد. چیزی که ندارد، میان بر است.
اگر سه ماه وقت دارید، به جای گشتن دنبال دوره، یک پروژه کوچک تمام کنید و عمومی اش کنید. همان یک کار، بیشتر از هر رزومه ای برایتان در می زند.