بلاکچین در خیریه؛ چه چیزی واقعا شفاف می شود
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
ادعایی که در هر متن فارسی درباره بلاکچین و خیریه تکرار می شود این است: با بلاکچین می شود دید پول کمکی کجا خرج شده.
این ادعا نصفش درست است و نصف دیگرش دقیقا همان جایی است که مسئله شفافیت خیریه ها هیچ وقت حل نشده.
یک کمپین خیریه که ارز دیجیتال قبول می کند، آدرسی منتشر می کند. هر کسی می تواند آن آدرس را در یک کاوشگر ببیند و بفهمد چه مبلغی، چه زمانی و از کجا رسیده.
این چیز کمی نیست. در روش های سنتی، اعلام مبلغ جمع شده کاملا به گفته خود موسسه متکی است و هیچ راهی برای راستی آزمایی مستقلش وجود ندارد. اینجا رسیدها عمومی اند و نمی شود عددی را بزرگ نمایی کرد.
اما اینجا زنجیره تمام می شود. لحظه ای که موسسه آن ارز را می فروشد و پول به حساب بانکی اش می رود، از دید بلاکچین خارج شده است. اینکه بعدش چاه آب حفر شده یا حقوق کارمند اداری داده شده، روی هیچ زنجیره ای ثبت نمی شود.
پس دقیق تر بگوییم: بلاکچین دریافت کمک را شفاف می کند، نه مصرف آن را. هر کس بیشتر از این ادعا کند، یا سازوکار را نفهمیده یا دارد چیزی می فروشد.
این نقش را دوج کوین از روی طراحی به دست نیاورد. از روی فرهنگ کاربرانش به دست آورد.
مستندات خود پروژه دوج کوین سابقه اش را ثبت کرده: تامین مالی حفر چاه های آب آشامیدنی در کنیا در سال ۲۰۱۴ و مشارکت در کمپین پاکسازی اقیانوس در سال ۲۰۲۱، و ده ها مورد کوچک تر در فاصله این دو. روایت کامل این کمپین ها، از تیم بابسلد جامائیکا تا امروز، در پرونده خیریه های دوج کوین آمده و اینجا تکرارش نمی کنیم.
دلیل فنی اش هم ساده است. مبلغ کوچک در شبکه ای که کارمزدش بالاست بی معنی می شود؛ اگر کارمزد انتقال با خود کمک قابل مقایسه باشد، کسی ده دلار اهدا نمی کند. کارمزد پایین دوج کوین اجازه داد کمک های خرد جمع شوند و مجموعشان بزرگ شود.
و نکته ای که کمتر گفته می شود: بخش زیادی از آن کمپین ها موفق شدند چون یک جامعه پرشور پشتشان بود، نه چون فناوری معجزه کرد. جای دیگری همان فناوری بدون آن جامعه، کمپین های خالی ساخت. سهم واقعی جامعه در این ماجرا موضوع نقش جامعه در شبکه دوج کوین است.
فرض کنید کمپینی معادل صد میلیون تومان ارز دیجیتال جمع کرده. تا زمانی که آن را نفروخته، مبلغ واقعی اش معلوم نیست.
این یک ریسک واقعی است و در هر دو جهت کار می کند. موسسه ای که تصمیم می گیرد نگه دارد، دارد با پول اهداکنندگان سفته بازی می کند، حتی اگر خودش این طور نبیند. موسسه ای که فورا می فروشد، این ریسک را حذف کرده ولی هزینه تبدیل را پذیرفته.
راه حل عملی که بیشتر خیریه های بزرگ انتخاب کرده اند، استفاده از یک واسط پرداخت است که کمک را می گیرد و بلافاصله به پول رایج تبدیل می کند. این کار مسئله نوسان را حل می کند و همزمان بخشی از شفافیت را از بین می برد، چون حالا یک شرکت واسط هم در مسیر است.
یک عارضه جانبی که کمتر به آن فکر می شود: آدرس اهداکننده هم عمومی است.
اگر کسی از آدرسی کمک کند که جای دیگری با هویتش گره خورده، در عمل موجودی و تاریخچه معاملاتش را هم منتشر کرده. برای اهدای گمنام، این دقیقا برعکس چیزی است که می خواسته.
راهش ساده است و کمتر گفته می شود: از آدرسی که فقط برای همین کار ساخته اید کمک کنید، نه از آدرس اصلی تان. تفاوت آدرس ها و اینکه چرا یک کیف پول می تواند چندتا داشته باشد، در آدرس دوج کوین و ساختارش توضیح داده شده.
اول یک تذکر لازم: ما وکیل نیستیم و این متن نظر حقوقی نیست. تکلیف اهدا و دریافت کمک به هر شکلی را باید از مرجع رسمی خودش بپرسید.
آنچه فنی و بدون ادعای حقوقی می شود گفت این است که خیریه های داخلی عملا در این مسیر نیستند و دلیلش هم فنی نیست. مشکل حلقه آخر است: تبدیل به ریال و ورود آن به یک حساب رسمی، همان جایی که کار برای یک موسسه ثبت شده پیچیده می شود.
پس در عمل، اهدای ارز دیجیتال از ایران یعنی اهدا به کمپین های خارجی، و آنجا هم محدودیت های دسترسی سر جای خودشان هستند. بی تعارف: این حوزه از ایران قابل استفاده هست، ولی نه به سادگی ای که مقالات ترجمه شده نشان می دهند.
و اگر برای هر هدفی، از کمک تا نگهداری، لازم است دارایی تهیه کنید، نرخ روز در صفحه دوج کوین و نرخ لحظه ای اش است و ووچرها برای شارژ حساب ساده ترین مسیر تامین اعتبارند.
چهار سوال که جوابشان را باید قبل از فرستادن پول بدانید.
- آدرس از کجا آمده؟ فقط از سایت رسمی موسسه. آدرسی که در پاسخ یک پست شبکه اجتماعی گذاشته شده، رایج ترین شکل کلاهبرداری خیریه است.
- چه کسی کلید را دارد؟ آدرس چندامضایی یا واسط شناخته شده، بهتر از آدرس شخصی یک نفر است.
- سیاست تبدیل چیست؟ اگر موسسه نگفته کمک ها را چه زمانی می فروشد، جواب سوال شما این نبود.
- گزارش مصرف کجاست؟ چون این بخش روی زنجیره نیست، تنها راهش گزارش منتشر شده خود موسسه است. نبودنش یعنی همان مسئله قدیمی، فقط با ابزار جدید.
روی این عبارت گوگل بخش پرسش های متداول نشان نمی دهد؛ سوال های زیر از جستجوهای مرتبطی گرفته شده که واقعا تایپ می شوند.
بلاکچین واقعا خیریه را شفاف می کند؟
دریافت کمک را بله، مصرف آن را نه. لحظه ای که دارایی به پول رایج تبدیل می شود، ردیابی روی زنجیره تمام می شود و از آن به بعد به گزارش خود موسسه برمی گردیم.
چرا خیریه ها دوج کوین قبول می کنند؟
چون کارمزد انتقالش پایین است و کمک های خرد را ممکن می کند، و چون جامعه ای دارد که سابقه چنین کمپین هایی در آن ثبت شده. این دو با هم، نه هیچ کدام به تنهایی.
اهدای ارز دیجیتال گمنام است؟
نه لزوما. تراکنش نام شما را ندارد، ولی آدرس فرستنده عمومی است و اگر جای دیگری به هویت شما گره خورده باشد، قابل ربط دادن است. اهدای گمنام یعنی آدرس تازه.
آیا اهدای ارز دیجیتال از ایران ممکن است؟
از نظر فنی بله، چون شبکه به موقعیت جغرافیایی کاری ندارد. از نظر عملی محدودیت های دسترسی وجود دارد و ما درباره جنبه حقوقی اش اظهار نظر نمی کنیم.
بلاکچین در خیریه یک مسئله قدیمی را نصفه حل کرد: حالا می شود دید چقدر رسیده. اینکه چه شد، همچنان به اعتماد برمی گردد.
و دوج کوین در این ماجرا نقش داشت، ولی نه به خاطر فناوری اش. به خاطر آدم هایی که پشتش بودند و کارمزدی که اجازه می داد کمک ده دلاری معنی داشته باشد.
منابع اولیه: سابقه کمپین های خیریه در مستندات رسمی دوج کوین و تعریف دارایی دیجیتال به عنوان دارایی و نه ارز در سازمان مالیاتی آمریکا.