بازی بلاکچین؛ کدامش واقعا درآمد دارد و کدامش تبلیغ است

به روزرسانی: ۶ دقیقه مطالعه
۴۱۹بازدید ۰اشتراک
دارای مجوزهای رسمی انتشار:

برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.

یک نفر سه ماه هر روز روی صفحه گوشی ضربه زد. ایردراپ که رسید، مبلغش کمتر از هزینه اینترنتی بود که در همان سه ماه خرج کرده بود.

این تجربه رایج ترین برخورد کاربر ایرانی با بازی بلاکچین است، و در هیچ کدام از متن هایی که این حوزه را معرفی می کنند نوشته نمی شود. پس بیایید از همان جا شروع کنیم که بقیه تمام می کنند.

بازی بلاکچین دقیقا چه فرقی با بازی معمولی دارد

در یک بازی معمولی، شمشیری که خریدید مال شما نیست. مجوز استفاده از آن را دارید. اگر حسابتان بسته شود یا سرور خاموش شود، چیزی باقی نمی ماند.

در یک بازی بلاکچینی، آن آیتم به شکل یک توکن روی شبکه ثبت می شود و انتقالش به کیف پول شما ممکن است. تئوری همین یک خط است و بقیه ادعاها از دل همین بیرون می آید.

حالا سه چیزی که این تئوری در عمل به آن ها برخورد کرد.

مدل اول: بازی برای کسب درآمد، و چرا شکست

مدل «بازی برای کسب درآمد» ساده بود: بازی کن، توکن بگیر، بفروش. در دوره اوجش در بعضی کشورها واقعا برای عده ای منبع درآمد شد.

مشکل ساختاری بود، نه اجرایی. توکنی که بازیکن می گیرد باید از جایی بیاید، و در بیشتر این بازی ها تنها منبعش پول بازیکن تازه وارد بود. یعنی اقتصاد بازی برای رشد به ورودی دائمی نیاز داشت. وقتی ورودی کم شد، قیمت توکن ریخت، و وقتی قیمت ریخت بازی کردن دیگر نمی ارزید.

مدل دوم: بازی های ضربه ای و ایردراپ

نسل بعدی چیز دیگری بود. بازی هایی داخل پیام رسان، بدون نصب، بدون سرمایه اولیه، با یک وعده: بعدا توکن می گیرید.

اینجا باید صادق باشیم. این ها بازی نیستند و اصلا قصد ندارند بازی باشند. سازوکارشان بازاریابی است: پروژه به جای خرج کردن پول تبلیغات، کاربر جمع می کند و بعد بخشی از توکنش را بین همان کاربرها پخش می کند. کاربر بابت وقتش پرداخت می شود، نه بابت مهارتش.

این مدل بد نیست، به شرطی که با همین اسم صدایش کنید. مشکل وقتی پیش می آید که کسی سه ماه وقت بگذارد با این تصور که دارد سرمایه گذاری می کند. حساب سرانگشتی اش را خودتان بکنید: مجموع ساعتی که می گذارید ضرب در کمترین ارزشی که برای وقتتان قائل هستید، در برابر مبلغی که واقعا به دست می آید.

بر اساس سفارش های ثبت شده در پلتفرم دیجی دلار، بیشتر تبدیل هایی که بعد از ایردراپ های بزرگ انجام شد، مبالغ کوچکی بودند. تعداد سفارش زیاد بود، مبلغ هر سفارش نه.

اگر توکنی از این مسیر به دست آورده اید و می خواهید نقدش کنید، صفحه نرخ و تبدیل نات کوین و وضعیت بازار ایکس امپایر نقطه شروع اند.

مدل سوم: بازی هایی که اول بازی اند

دسته سوم کوچک تر است و کمتر درباره اش حرف زده می شود، چون داستان جذابی ندارد: بازی هایی که اول بازی طراحی شده اند و بلاکچین فقط لایه مالکیت آیتم هایشان است.

در این ها هدف کسب درآمد نیست. هدف این است که آیتم یا زمینی که خریده اید بعد از تعطیل شدن سرور هم قابل انتقال باشد. پروژه دیسنترالند نمونه ای است که این ایده را از ابتدا داشته و مالکیت زمین مجازی را روی شبکه ثبت می کند.

موفقیت این دسته به یک چیز بستگی دارد که هیچ ربطی به بلاکچین ندارد: خود بازی باید سرگرم کننده باشد. تا امروز، این دقیقا همان جایی است که بیشتر پروژه ها ضعیف بوده اند.

ادعاهایی که باید با احتیاط خواند

«دارایی شما بین بازی ها قابل استفاده است.» از نظر فنی ممکن است. در عمل به این نیاز دارد که سازنده بازی دوم بخواهد آیتم بازی اول را قبول کند و تقریبا هیچ وقت نمی خواهد.

«همه چیز شفاف و غیرقابل دستکاری است.» آنچه روی شبکه ثبت می شود بله. اما بخش عمده منطق بازی روی سرور شرکت اجرا می شود و همان طور که همیشه بوده قابل تغییر است.

«حکمرانی با جامعه بازیکنان است.» در بیشتر پروژه ها بخش بزرگی از توکن رای در دست تیم و سرمایه گذاران اولیه است. رای گیری برگزار می شود؛ نتیجه اش معمولا از قبل معلوم است.

از ایران، دو تفاوت که در هیچ متن ترجمه شده ای نیست

اول اینترنت. بسیاری از این بازی ها روی زنجیره روزانه یا فعالیت پیوسته حساب باز می کنند و یک روز قطعی می تواند امتیاز چند هفته را از بین ببرد. این ریسک برای کاربر ایرانی واقعی است و در محاسبه هیچ کس نیست.

دوم مسیر خروج. توکنی که نتوانید بفروشید درآمد نیست. قبل از اینکه وقت بگذارید، ببینید آن توکن اصلا بازار فعالی دارد یا نه؛ صفحه ارزهای دارای بازار فعال سریع ترین راه بررسی است.

و هزینه واقعی هر تبدیل چهار تکه دارد: نرخ مبنا، فاصله خرید و فروش، کارمزد سرویس و کارمزد شبکه. روی مبالغ کوچکی که از ایردراپ می آید، تکه چهارم گاهی از خود مبلغ بزرگ تر می شود و همین است که باعث می شود آدم ها توکنشان را نگه دارند تا بی ارزش شود.

پس ارزشش را دارد؟

اگر دنبال درآمد هستید، نه. راه های بهتری برای همان زمان وجود دارد و آمار طرف ما نیست.

اگر بازی برایتان سرگرمی است و مالکیت واقعی آیتم ها برایتان ارزش دارد، بله، ولی با پولی که از دست دادنش برایتان مهم نیست.

و اگر توکن ایردراپ به دستتان رسیده، همین امروز تصمیم بگیرید که با آن چه می کنید. نگه داشتن بدون تصمیم، خودش یک تصمیم است و معمولا بدترینش.

حساب و کتاب دقیق تر درآمد این بازی ها را در عدد واقعی درآمد بازی های درآمدزا آورده ایم.

سوال های پرتکرار

بازی های بلاکچینی رایگان اندروید واقعا رایگانند؟

ورودش معمولا رایگان است. اما بسیاری از آن ها برای پیشرفت جدی به خرید آیتم نیاز دارند و همان جا از رایگان بودن خارج می شوند. قاعده ای که به کاربران می گوییم ساده است: تا وقتی چیزی نخریده اید، فقط وقت گذاشته اید؛ از لحظه اولین خرید، سرمایه گذار شده اید.

با بازی موبایل چقدر ارز دیجیتال می شود به دست آورد؟

هیچ عدد قابل اتکایی نمی شود گفت، چون به قیمت توکن در روز عرضه وابسته است و آن هم از قبل معلوم نیست. چیزی که می شود گفت این است: در ایردراپ های بزرگ اخیر، سهم کاربر عادی مبلغ کوچکی بود و کسانی که رقم های بزرگ گرفتند معمولا ده ها حساب داشتند.

بازی های کریپتویی تلگرام چطور کار می کنند؟

داخل خود پیام رسان اجرا می شوند و کیف پولشان هم همان جاست. مکانیک بازی عمدا ساده است، چون هدف سرگرمی نیست؛ هدف جمع کردن کاربر برای عرضه توکن است. این را که بدانید، انتظارتان درست تنظیم می شود.

بازی بلاکچین مزرعه چیست؟

دسته ای از بازی ها با مکانیک کاشت و برداشت که در آن ها محصول یا زمین به شکل توکن ثبت می شود. جذابیتش سادگی است و ضعفش همان ضعف کل مدل: اقتصاد بازی معمولا به ورود بازیکن جدید وابسته است و بدون آن محصول خریداری ندارد.