اصطلاحات ارز دیجیتال؛ بیست کلمه ای که اول از همه می شنوید
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
یک نفر در یک کانال تلگرامی می نویسد «نهنگ ها روی ATH فومو کردند، هولد کنید». شش کلمه، و کسی که تازه وارد شده از هیچ کدامشان سر در نمی آورد. بدتر اینکه همان جمله ممکن است اصلا حرف بی معنایی باشد و راهی برای فهمیدنش نداشته باشید.
این متن قسمت اول از یک مجموعه چهار قسمتی است و به کلماتی می پردازد که زودتر از همه به گوشتان می خورد: جهت بازار، تله ها، سقف و کف قیمت، و آن چند اصطلاح احساسی که بیشترین سوءاستفاده از آن ها می شود.

دو حیوان، و کل ادبیات جهت بازار روی همین دو تا سوار است. خرس با پنجه از بالا به پایین می زند، گاو با شاخ از پایین به بالا. همین تصویر ساده معنی هر چهار اصطلاح زیر را نگه می دارد.
Bull / Bullish
بازار گاوی. قیمت ها در حال رشد است یا معامله گر انتظار رشد دارد. وقتی کسی می گوید «من روی این ارز بولیش هستم» یعنی فکر می کند بالا می رود؛ نه بیشتر و نه کمتر.
Bull Trend
وقتی همان انتظار رشد به یک روند بلندمدت تبدیل شود. تفاوتش با Bullish در بازه زمانی است، نه در جهت.
BEAR / BEARISH
بازار خرسی. قیمت در حال ریزش است یا معامله گر انتظار ریزش دارد.
BEAR Trend
روند نزولی بلندمدت. در بازار ارز دیجیتال این روندها می توانند ماه ها طول بکشند و این چیزی است که تازه واردها معمولا دست کم می گیرند.
سه اصطلاح زیر توصیف یک وضعیت نیستند؛ توصیف یک اشتباه اند.
Bull Trap
تله گاوی. قیمت در میانه یک ریزش، یک رشد کوتاه و امیدوارکننده نشان می دهد. عده ای فکر می کنند برگشت شروع شده و می خرند. بعد ریزش ادامه پیدا می کند.
Bear Trap
دقیقا برعکس. قبل از یک رشد جدی، یک افت کوتاه اتفاق می افتد. کسانی که ترسیده اند می فروشند و بعد نگاه می کنند که قیمت بدون آن ها بالا رفت.
Bag holder
کیسه به دست. کسی که یک دارایی در حال سقوط را نگه داشته و حاضر نیست بپذیرد اشتباه کرده است. این تنها اصطلاح این فهرست است که حالت تحقیر دارد، و معمولا هم بی راه نیست.

All-Time High (ATH)
بالاترین قیمتی که یک ارز دیجیتال در تمام تاریخش ثبت کرده است. یک نکته که کمتر گفته می شود: ATH یک ارز به دلار با ATH همان ارز به تومان یکی نیست و لزوما در یک روز اتفاق نمی افتند. نمودار تومانی، نرخ ارز را هم داخل خودش دارد.
All-Time Low (ATL)
پایین ترین قیمت ثبت شده در تمام تاریخ آن دارایی.
Buy the Dips
خرید در ریزش. روی کاغذ منطقی است. در عمل مشکلش این است که هیچ کس در لحظه نمی داند این یک ریزش موقت است یا شروع یک Bear Trend، و همان کسی که سه بار «در ریزش» خرید ممکن است در پایان یک Bag holder تمام عیار باشد.
FOMO
ترس از جا ماندن. حسی که وادارتان می کند چیزی را فقط به این دلیل بخرید که دارد بالا می رود.
FUD
ترس، تردید و شک. در تعریف، پخش کردن خبر منفی برای پایین آوردن قیمت.
حالا موضع ما، که خوشایند خیلی از کانال ها نیست: در فارسی این دو کلمه عملا به ابزار خفه کردن بحث تبدیل شده اند. هر انتقاد فنی، هر سوال درباره تیم توسعه و هر اشاره به نقدشوندگی پایین با یک «فاد نزن» بسته می شود. اگر در گروهی هر نقدی برچسب FUD می خورد، مشکل آن گروه است نه آن نقد.
HODL
غلط املایی مشهور کلمه Hold که ماندگار شد و امروز یعنی نگه داشتن دارایی بدون توجه به نوسان. یک تذکر: داستان های موفقیت هولد را همیشه کسانی تعریف می کنند که دارایی شان بالا رفته. کسی که پنج سال یک پروژه مرده را هولد کرده، مصاحبه نمی کند.
To The Moon
یعنی «تا ماه بالا می رود». این عبارت هیچ اطلاعاتی منتقل نمی کند. اگر کسی برای توضیح یک پروژه از آن استفاده کرد، احتمالا چیز دیگری برای گفتن ندارد.
Whale
نهنگ. دارنده حجم بسیار بزرگی از یک ارز دیجیتال، به اندازه ای که یک سفارش او قیمت را جابه جا کند. در بازارهای کم عمق تر، تعریف نهنگ خیلی زودتر از چیزی که فکر می کنید محقق می شود.
BLACK SWAN
قوی سیاه. اتفاقی که پیش بینی نمی شد، اثر بزرگی گذاشت، و بعد از وقوع همه توضیح می دهند که قابل پیش بینی بود. سقوط یک صرافی بزرگ نمونه کلاسیک آن است.

این چند کلمه خشک تر از بقیه اند و دقیقا به همین دلیل مهم ترند. اختلاف بین آن ها همان جایی است که پول شما بی سر و صدا کم می شود.
Bid / Bid price
بالاترین قیمتی که یک خریدار در آن لحظه حاضر است بپردازد.
ASK / ASK Price
پایین ترین قیمتی که یک فروشنده حاضر است بفروشد.
Bid-Ask Spread
فاصله بین این دو. اگر همین حالا بخرید و بلافاصله بفروشید، این فاصله را از دست داده اید، حتی اگر کارمزد صفر باشد. در ارزهای کم معامله این فاصله می تواند از کل کارمزد بزرگ تر باشد و در هیچ تبلیغی هم نوشته نمی شود.
All-or-None (AON) Order
سفارشی که یا کامل اجرا می شود یا اصلا اجرا نمی شود. برای وقتی است که اجرای نصفه به دردتان نمی خورد.
Transaction fee
کارمزد تراکنش. توجه کنید که این با کارمزد صرافی فرق دارد؛ این هزینه ای است که شبکه بلاکچین می گیرد و به صرافی ربطی ندارد.
Arbitrage
آربیتراژ یعنی استفاده از اختلاف قیمت یک دارایی بین دو بازار. در کانال های فارسی معمولا به عنوان «سود بدون ریسک» فروخته می شود و این توصیف صادقانه ای نیست.
هزینه واقعی شما همیشه چهار تکه دارد: نرخ مبنا، فاصله خرید و فروش، کارمزد سرویس و کارمزد شبکه. اختلاف قیمتی که در دو تب مرورگر می بینید باید از مجموع این چهار تا بزرگ تر باشد، و تا زمانی که انتقال انجام شود قیمت هم سر جایش نمانده است. بر اساس سفارش های ثبت شده در پلتفرم دیجی دلار، بیشتر کسانی که با نیت آربیتراژ شروع می کنند در عمل چیزی جز کارمزد نصیبشان نمی شود.
برای کاربر ایرانی یک مسیر بدون ورود ریال هم وجود دارد: تهیه یو ووچر برای شروع معامله که بسیاری از کاربران به عنوان واسط استفاده می کنند. اگر می خواهید ببینید چه انواعی از ووچر در دسترس است، فهرست ووچرهای قابل معامله نقطه شروع بهتری است.
Swing Trading
معامله نوسانی. نگه داشتن یک موقعیت در بازه چند روز تا چند هفته، بین معامله روزانه و سرمایه گذاری بلندمدت. یک نکته محلی: قطعی و اختلال اینترنت در ایران دقیقا همان چیزی است که این سبک را سخت می کند، چون موقعیت باز دارید و ممکن است ساعت ها به پنل دسترسی نداشته باشید.

کلماتی که تا اینجا خواندید بیشتر توصیف حال و هوای بازار بودند. سه دسته دیگر باقی مانده است:
- واژگان فنی معامله، از سفارش تا تحلیل: اصطلاحات تخصصی ترید و تحلیل بازار
- واژگان خود شبکه، از بلاک تا فورک: واژه نامه بلاکچین و ساختار شبکه
- واژگان استخراج و نگهداری دارایی: اصطلاحات ماینینگ و کیف پول
و اگر سوال اصلی تان این است که غیر از بیت کوین این همه ارز دیگر چه هستند، جوابش جای دیگری است: آلت کوین ها و تفاوتشان با بیت کوین.
برای تطبیق معادل انگلیسی هر اصطلاح می توانید واژه نامه رسمی کوین مارکت کپ را هم کنار دستتان داشته باشید.
اصطلاحات مهم در ارز دیجیتال و ترید چیست؟
اگر بخواهیم به کمترین حالت برسانیم: ATH و ATL برای فهمیدن اینکه قیمت کجای تاریخ خودش ایستاده، بولیش و بریش برای جهت، اسپرد برای هزینه پنهان، و نهنگ برای اینکه بدانید چرا یک ارز کم حجم ناگهان تکان می خورد. بقیه را می شود در مسیر یاد گرفت؛ این چهار تا را نه.
اصطلاح «پامپ» در ارز دیجیتال به چه معناست؟
پامپ یعنی بالا بردن مصنوعی و هماهنگ قیمت یک ارز، معمولا با تبلیغ گروهی، تا وقتی که سازمان دهندگان دارایی خودشان را بفروشند. نیمه دوم ماجرا دامپ نام دارد و همان جایی است که خریدارهای آخر ضرر می کنند. این اصطلاح را با جزییات بیشتر در بخش دوم واژه نامه باز کرده ایم.
K در ارز دیجیتال به چه معناست؟
K مخفف کیلو و به معنی هزار است. پس ۵۰K یعنی پنجاه هزار واحد، معمولا دلار. به همین ترتیب M یعنی میلیون و B یعنی میلیارد. این نمادها اصطلاح تخصصی ارز دیجیتال نیستند و در همه بازارهای مالی به کار می روند.
اصطلاح ارزهای دیجیتال جایگزین به چه معناست؟
ترجمه آلت کوین است: هر ارز دیجیتالی به جز بیت کوین. این تعریف عمدا خیلی گسترده است و اتریوم و یک توکن بی نام و نشان را در یک کیسه می گذارد، که دقیقا مشکل همین کلمه است.