توکن سازی دارایی روی اتریوم؛ توکن آسان است، ادعا نه
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
«می شود سند خانه را روی بلاکچین برد؟» جوابش از نظر فنی بله است و همین جواب، بی فایده ترین جواب ممکن است.
ساختن یک توکن که نماینده یک دارایی باشد، روی اتریوم کار چند ساعت است. کار سخت جای دیگری است: اینکه دارنده آن توکن، در دنیای واقعی چه چیزی را می تواند مطالبه کند و چه کسی ملزم است به او بدهد. تمام بحث توکن سازی دارایی همین جاست و بقیه اش جزییات فنی است.
یعنی حق مالکیت یا سهمی از یک دارایی را به شکل یک توکن روی بلاکچین در بیاورید. آن دارایی می تواند ملک باشد، طلا، سهام یک شرکت، یک وام یا حتی سهمی از درآمد آینده یک پروژه.
اتریوم به این دلیل بستر غالب این کار شد که استانداردهایش زودتر از بقیه جا افتادند. استاندارد ERC-20 برای دارایی های مثل هم و قابل تقسیم، و ERC-721 برای دارایی هایی که هر واحدشان یکتاست. وقتی همه کیف پول ها و همه صرافی ها یک استاندارد را می فهمند، توکن تازه از روز اول قابل معامله است. این همان چیزی است که یک شبکه اختصاصی و تازه ساخته شده ندارد.
سه چیز، و فقط همین سه چیز.
تقسیم پذیری. ملکی که خریدنش از توان یک نفر خارج است، به هزار سهم تبدیل می شود. این بزرگ ترین تغییر واقعی است و دلیل اصلی علاقه به این حوزه.
ساعت کار. بازار سهام تعطیل می شود، دفترخانه تعطیل می شود، دفتر کل بلاکچین نمی شود. تسویه ای که در سیستم سنتی چند روز طول می کشد، اینجا در همان تراکنش انجام می شود.
قابلیت برنامه ریزی. پرداخت سود، تقسیم اجاره، اعمال محدودیت انتقال؛ همه اینها می توانند در خود قرارداد نوشته شوند و خودکار اجرا شوند. این همان چیزی است که قرارداد هوشمند را از یک پایگاه داده مشترک متمایز می کند.
این بخش را در متن های تبلیغاتی این حوزه پیدا نمی کنید و مهم ترین بخش است.
بلاکچین می تواند ثابت کند که توکن مال شماست. نمی تواند ثابت کند که آن توکن واقعا به یک دارایی وصل است. این ادعا را همیشه یک نهاد بیرونی می دهد: شرکتی که ملک را نگه داشته، خزانه ای که طلا را دارد، یا ناشری که تعهد کرده. اگر آن نهاد زیر تعهدش بزند، قرارداد هوشمند هیچ کاری نمی تواند بکند.
یعنی توکن سازی، ریسک اعتماد را حذف نمی کند؛ جابه جا می کند. از بانک و کارگزار، به ناشر توکن. اینکه این معامله به نفع شما تمام می شود یا نه، کاملا بستگی دارد به اینکه کدام یک از این دو قابل اتکاتر باشند و این سوالی حقوقی است، نه فنی.
دومین چیزی که عوض نمی شود نقدشوندگی است. تقسیم کردن یک ملک به هزار سهم، به خودی خود هزار خریدار نمی سازد. بازارهای توکن دارایی معمولا کم عمق اند و در روز فروش این خودش را نشان می دهد.
یک نمونه هست که در سکوت از همه بحث های نظری موفق تر بوده: استیبل کوین. یک استیبل کوین دلاری دقیقا یک دارایی توکن شده است و روزانه حجمی جابه جا می کند که هیچ پروژه توکن سازی املاکی به آن نزدیک نشده.
چرا آن جواب داد؟ چون دارایی پشتش ساده و همگن است، چون نگهدارنده اش شناخته شده است و چون کاربردش روشن است. کارمزد شبکه ای که این توکن ها رویش جابه جا می شوند هم بخشی از همین معادله است و در صفحه نرخ و خرید اتریوم می شود دید که خود اتر امروز کجا ایستاده. هر جا این سه شرط برقرار باشد توکن سازی خوب کار می کند و هر جا نباشد، معمولا با یک محصول سرمایه گذاری پرریسک طرفید که ظاهر فناورانه دارد.
طلای توکن شده مثال دوم و کوچک تری از همین الگوست. برای همین هم تتر و بازار استیبل کوین بخش اصلی این ماجرا در عمل است، نه توکن املاک.
اینجا هم پلتفرم هایی هستند که از توکن سازی دارایی حرف می زنند و مدل کارشان با آنچه بالا توضیح دادیم یکی نیست. توکن آنها معمولا روی یک شبکه بسته یا داخلی صادر می شود و فقط در همان پلتفرم قابل انتقال است.
این لزوما بد نیست، ولی اسمش را باید درست گذاشت: آن یک محصول سرمایه گذاری با ثبت دیجیتال است، نه دارایی بی نیاز از مجوز روی یک شبکه عمومی. تفاوت عملی اش را روزی می فهمید که بخواهید توکن را به جای دیگری منتقل کنید.
ما وکیل نیستیم و این متن نظر حقوقی نیست. اما یک سوال ساده قبل از هر خریدی جواب بدهید: اگر ناشر این توکن فردا تعطیل شود، شما دقیقا چه چیزی در دست دارید و به چه کسی می توانید مراجعه کنید؟ اگر جواب روشنی ندارد، فناوری زیرش هر چه باشد فرقی نمی کند.
توکن سازی چیست؟
تبدیل حق مالکیت یک دارایی به توکنی روی بلاکچین، به طوری که انتقال آن توکن به معنای انتقال آن حق باشد. نکته کلیدی همین «به معنای» است: بلاکچین انتقال توکن را تضمین می کند، اما اینکه آن انتقال در دنیای واقعی هم به رسمیت شناخته شود، به قرارداد و قانون بستگی دارد نه به کد.
دارایی توکنیزه شده دنیای واقعی یعنی چه؟
یعنی توکنی که پشتش یک دارایی بیرون از بلاکچین ایستاده: ملک، طلا، اوراق بدهی، سهام. در مقابلش دارایی هایی هستند که فقط روی زنجیره وجود دارند و پشتوانه بیرونی ندارند. تفاوت اصلی این دو در همین است که اولی همیشه یک نگهدارنده و یک ریسک اعتماد اضافه دارد.
مزیت ساخت توکن روی یک بلاکچین موجود چیست؟
اینکه از روز اول در همه کیف پول ها دیده می شود و در همه صرافی های آن شبکه قابل معامله است. راه اندازی یک شبکه اختصاصی یعنی ساختن امنیت، ماینر یا اعتبارسنج و ابزار از صفر؛ کاری که تقریبا هیچ پروژه ای به تنهایی از پسش برنمی آید. برای همین اکثر توکن ها روی اکوسیستم اتریوم یا شبکه های سازگار با آن ساخته می شوند.
توکنایز کردن املاک واقعا کار می کند؟
از نظر فنی بله، از نظر عملی به ندرت. مشکل نه صدور توکن که ثبت رسمی مالکیت و نقدشوندگی ثانویه است. پروژه هایی که در این حوزه دوام آورده اند معمولا به جای مالکیت مستقیم ملک، سهمی از یک صندوق یا شرکت را توکن کرده اند، که مساله حقوقی را حل می کند ولی همان ریسک ناشر را برمی گرداند.
توکن سازی دارایی یک فناوری حل شده است که به یک مساله حل نشده حقوقی چسبیده. هر جا آن نیمه حقوقی ساده باشد، مثل دلار و طلا، خوب جواب می دهد. هر جا پیچیده باشد، مثل ملک و سهام، سال هاست وعده اش داده می شود و کم پیش می آید که در مقیاس واقعی اجرا شود.
پس وقتی پروژه ای دارایی توکن شده به شما می فروشد، به جای پرسیدن «روی کدام بلاکچین است»، بپرسید «اگر شما نباشید، من چه دارم». پروژه های دیفای روی اتریوم هم دقیقا با همین معیار سنجیده می شوند.