پرداخت ارزی شرکتی با یو ووچر؛ فاکتور، سابقه و سوالی که حسابدار می پرسد
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
پرداخت انجام شده. سرویس تمدید شده. تا اینجا کسی هم شاکی نیست.
آخر ماه که می شود، حسابدار یک سوال می پرسد که هیچ کس از قبل به آن فکر نکرده بود: این مبلغ از حساب چه کسی رفت و سندش کجاست؟
سوال بدی نیست. فقط دیر است.
صحنه اش تقریبا همیشه یک شکل است. یک شرکت کوچک، یک صورتحساب خارجی که باید تا آخر هفته تسویه شود، و کارمندی که وسط کار راه را پیدا می کند: کد می خرد، در صفحه پرداخت مقصد واردش می کند و ماجرا تمام می شود. منتها پول از کارت خودش رفته، کد در حساب شخصی خودش نشسته، و حالا در دفتر شرکت هزینه ای هست که نه از حساب شرکت خارج شده و نه سندی دارد که بشود جایی گذاشت.
این درس درباره همان فاصله است؛ فاصله میان «پرداخت انجام شد» و «پرداخت ثبت شد». تصمیمش فنی نیست، دفتری است، و اگر روز اول گرفته شود یک ربع وقت می برد.
برای یک خرید شخصی فقط یک چیز مهم است: کد کار کند. برای یک شرکت سه چیز باید هم زمان درست باشد، و ستون وسط همان است که همه از رویش می پرند.
سابقه پرداخت. باید بعدا بشود نشان داد این مبلغ کی، بابت چه چیزی و به کجا رفته است. در مسیر ووچر این سابقه وجود دارد و پنهان هم نیست: فاکتور سفارش پیش از پرداخت، کد و رسیدش در داشبورد، و ردیف سفارش با تاریخ و مبلغ که همان جا می ماند. چیزی که وجود ندارد، خودکار بودنش است. کسی باید این ها را بردارد و کنار همان صورتحساب خارجی بگذارد، وگرنه سه ماه بعد فقط یک برداشت از کارت یک نفر می ماند که هیچ چیز درباره خودش نمی گوید.
مسئول حساب. اینجا همان جایی است که کار خراب می شود. پرداخت با کارت شتابی انجام می شود که باید به نام صاحب همان حساب باشد؛ یعنی حساب مال یک آدم است، نه مال یک شرکت، و این را نمی شود دور زد. تا وقتی از اول تصمیم گرفته باشید که کدام یک نفر این حساب را دارد و همه سفارش ها از همان یک جا می رود، هیچ مشکلی پیش نمی آید. مشکل از جایی شروع می شود که هر ماه یک نفر با کارت خودش پرداخت می کند.
مقصد. ساده ترین ستون و تنها ستون فنی. مقصد یا این خانواده کد را می شناسد یا نمی شناسد، و اگر نمی شناسد بحث همین جا تمام است. تفاوت خانواده های ووچر و اینکه هر کدام را کجا قبول می کنند جای خودش باز شده؛ برای یک تصمیم شرکتی، این تنها ستونی است که پیش از هر کار دیگری باید چکش کرد، چون اگر بیفتد بقیه بحث بی معنی می شود.
دو ستون اول را شرکت خودش می سازد. ستون سوم را مقصد برایتان تعیین می کند. بیشتر شرکت هایی که این مسیر برایشان بد تمام شده، ستون سوم را چک کرده بودند و دو تای اول را نه.
سه ستون یک پرداخت شرکتی
برای یک خرید شخصی فقط ستون سوم مهم است. برای یک شرکت هر سه.
-
سابقه پرداخت
فاکتور و رسید هر سفارش
-
مسئول حساب
کارت به نام همان یک نفر
-
مقصد
جایی که کد را می شناسد
در یک شرکت بزرگ این سه نقش سه نفرند. در یک تیم پنج نفره معمولا یک نفر است که هر سه کلاه را سرش می گذارد. تعداد آدم ها مهم نیست؛ ترتیب کارها مهم است.
نقش اول مال کسی است که پرداخت را لازم دارد و کارش قبل از سفارش تمام می شود: مبلغ دقیق صورتحساب و اینکه مقصد چه چیزی قبول می کند. نقش دوم مال کسی است که حساب دستش است و سفارش را ثبت می کند و کد را تحویل می گیرد. نقش سوم بعد از پرداخت شروع می شود و کسل کننده ترین بخش کار است: فاکتور سفارش، رسید کد و صورتحساب مقصد در یک پرونده کنار هم.
یک الگو هست که فقط از پشت میز دیده می شود. بر اساس سفارش های ثبت شده در پلتفرم دیجی دلار، خریدار شرکتی را از روی خود سفارش نمی شود شناخت؛ سفارشش عادی است و کدش هم عادی تحویل می شود. از روی سوالش شناخته می شود: چند روز بعد پیامی می آید که خریدار خانگی تقریبا هیچ وقت نمی فرستد، چیزی شبیه «رسید این سفارش را جدا لازم دارم». یعنی پرداخت تمام شده و حالا تازه نوبت دفتر رسیده. درست برعکس ترتیبی که باید باشد.
یک تماس دیگر هم هست که کم پیش می آید ولی هر بار یک شکل است: کسی می پرسد سفارش های حساب همکار سابقش را چطور می تواند ببیند. جواب کوتاه است و خوشایند نیست. آن حساب مال آن آدم است و سابقه اش هم مال خود اوست؛ شرکت در آن حساب هیچ جایگاهی ندارد، چون از اول هم قرار نبوده داشته باشد. هر بار که کسی این را می پرسد، دارد بهای تصمیمی را می دهد که ماه ها قبل و بدون فکر گرفته شده.
سه نقش، و کار هر کدام
در یک تیم کوچک هر سه نقش یک نفر است. ترتیب کارها همان می ماند.
-
کسی که لازم دارد
۲- مقصد چه کدی می گیرد
پیش از هر سفارشی
- مبلغ دقیق صورتحساب
- مقصد چه کدی می گیرد
-
کسی که حساب دستش است
۲- ثبت سفارش و پرداخت
کارت به نام خودش
- تحویل کد در داشبورد
- ثبت سفارش و پرداخت
-
کسی که ثبت می کند
۲- فاکتور و رسید سفارش
- بایگانی کنار صورتحساب
همان روز، نه آخر ماه
باور غلط رایج این است: «ووچر یعنی پرداختی که رد ندارد.»
نصف این جمله درست است و همان نصف، بی دقتی خطرناکی می سازد. کد ووچر روی مقصد نامی از شما با خودش نمی برد؛ آن سمت ماجرا واقعا نام ندارد. ولی سمت ایرانی کار از بیشتر پرداخت های دیگر هم مستندتر است: کارت به نام خودتان، فاکتور پیش از پرداخت، ردیف سفارش با تاریخ و مبلغ، و رسیدی که در داشبورد و پیامک می ماند. اینجا هیچ چیز محو نمی شود.
و این برای یک شرکت خبر خوب است، نه بد. اگر دنبال پرداختی هستید که رد نداشته باشد، این ابزار آن چیزی نیست که فکر می کنید و دنبالش هم نگردید. اگر دنبال پرداختی هستید که بشود سه ماه بعد توضیحش داد، همین سابقه دقیقا همان چیزی است که لازم دارید و فقط باید بردارید و در پرونده بگذارید.
یک باور قدیمی تر هم هست که هنوز در راهنماهای فارسی «پرداخت شرکتی» دیده می شود: با پرفکت مانی بپردازید. این جمله سال هاست از رده خارج شده. پرفکت مانی صدور کد جدید را متوقف کرده و کد نو برای خرید وجود ندارد؛ تنها کاری که می شود کرد بازخرید کدهای مانده از آن دوره است. تکلیف کامل این پرونده در تکلیف امروز کدهای پرفکت مانی نوشته شده. اگر راهنمایی امروز آن را به شرکت ها پیشنهاد می دهد، بقیه حرف هایش هم به همین اندازه کهنه است.
بی تعارف بگویم، چون این بخش مهم تر از تمام بخش های قبلی است.
سند گمرکی. اگر پرداخت شما به کالایی می خورد که باید از گمرک ترخیص شود، ووچر ابزار شما نیست و هیچ ترتیبی هم نمی شود به آن داد. کد سند ورود کالا نیست و قرار هم نبوده باشد. اصرار روی آن فقط تصمیم را عقب می اندازد.
مسیر بانکی قابل حسابرسی. جایی که طرف مقابل یا خود شما به حواله ای به نام شرکت نیاز دارید، این مسیر جایگزین حواله نیست. جا زدنش به عنوان حواله هم کار را فقط پیچیده تر می کند.
پرداختی که ممکن است به اختلاف بکشد. کد که خرج شد، برگشتی وجود ندارد و واسطه ای هم نیست که بشود پیشش شکایت برد. برای یک سرویس مشخص از یک ارائه دهنده شناخته شده این ریسک عملا صفر است؛ برای پیش پرداخت به فروشنده ای که تازه پیدایش کرده اید، نه.
و حالا آن سمت ماجرا. جایی که این مسیر واقعا می درخشد، پرداخت هایی است که هیچ وقت به گمرک نمی رسند: اشتراک نرم افزار، سرور و هاست، لایسنس ابزارها، دستمزد یک توسعه دهنده در آن سر دنیا. همان هزینه هایی که هر شرکت کوچک ایرانی دارد و از هیچ مسیر بانکی ای نمی تواند بپردازد. برای همین دسته، کد ارزی به اندازه همان صورتحساب تمیزترین راهی است که باقی مانده. توزیع درست این تصمیم بین سایت های مختلف در اینکه کدام روش پرداخت به کدام سایت می خورد جدا باز شده است.
یک نکته هم برای وقتی که همین هزینه هر ماه تکرار می شود: نگه داشتن موجودی دلاری برای پرداخت های ماهانه رفتار حسابداری دیگری دارد و مقایسه اش را در انتخاب بین کد و رمزارز برای یک صورتحساب خارجی نوشته ایم. تجربه کسب و کارها با نگهداری دارایی دلاری هم در تتر از نگاه یک کسب و کار کوچک جمع شده است.
کدام سند از اینجا درمی آید
پیش از اولین سفارش بدانید کدام برگه را از این مسیر می گیرید و کدام را باید جای دیگری بگیرید.
از این مسیر درمی آید
- فاکتور سفارش پیش از پرداخت
- کد و رسید در داشبورد
- ردیف سفارش با تاریخ و مبلغ
از این مسیر درنمی آید
- سند گمرکی برای ترخیص کالا
- حواله بانکی به نام شرکت
- برگشت وجه در صورت اختلاف
اگر شرکت شما به سند گمرکی یا حواله بانکی نیاز دارد، از همین جا برگردید و وقت تلف نکنید.
و اگر نیاز ندارد، یعنی هزینه هایتان از جنس اشتراک و سرور و لایسنس است، تنها کاری که باید بکنید این است: یک نفر را مسئول حساب کنید، همین امروز، قبل از سفارش بعدی. همه پرداخت ها از همان یک حساب برود و فاکتور و رسید هر سفارش همان روز کنار صورتحساب مقصد بایگانی شود. با همین یک تصمیم، خرید یو ووچر از یک راه حل موقت که کارمندی وسط کار پیدا کرده تبدیل می شود به یک ردیف عادی در دفتر شرکت که سر حسابرسی هم می شود توضیحش داد.
و چون طرف حساب شما در این معامله یک شرکت دیگر است، حق دارید بپرسید آن شرکت زیر کدام مجوز و چارچوب کار می کند. حسابداری که سند می خواهد، این سوال را زودتر از شما می پرسد.
برای شرکت می شود ووچر خرید؟
بله، ولی نه به نام شرکت. حساب و کارت به نام یک شخص است و پرداخت از کارت همان شخص انجام می شود. عملا یعنی شرکت یک نفر را مسئول این کار می کند و آن یک نفر خرید را انجام می دهد و سند را تحویل دفتر می دهد. تا وقتی این یک نفر ثابت باشد و همه سفارش ها از همان یک حساب برود، مسیر تمیز و قابل پیگیری می ماند.
فاکتور رسمی با مهر و کد اقتصادی می دهید؟
آنچه در هر سفارش وجود دارد، فاکتور خود سفارش پیش از پرداخت است، به علاوه رسید و کد در داشبورد و ردیف سفارش با تاریخ و مبلغ. این سند خرید کد است. اگر واحد مالی شما مشخصا به فاکتور رسمی با کد اقتصادی نیاز دارد، این را قبل از ثبت اولین سفارش با پشتیبانی روشن کنید، نه بعد از سه ماه پرداخت؛ چون جواب این سوال به شرایط خود شرکت شما بستگی دارد و بهتر است از اول تکلیفش معلوم باشد.
می شود با کارت حساب شرکت پرداخت کرد؟
خیر. کارت باید به نام صاحب همان حساب کاربری باشد و این شرط جای مذاکره ندارد. پس مسیر واقعی این است که پرداخت از کارت شخص مسئول انجام شود و شرکت همان مبلغ را به شکل هزینه یا تنخواه به او برگرداند. این کار در دفتر قابل ثبت است، به شرطی که فاکتور سفارش و رسیدش ضمیمه باشد.
اگر کارمندی که حساب دستش بود از شرکت برود چه می شود؟
حساب مال خود اوست و سابقه سفارش ها هم در همان حساب می ماند؛ شرکت نمی تواند بعدا به آن دسترسی بگیرد. تنها راه پیشگیری این است که از همان اول فاکتور و رسید هر سفارش را جدا در پرونده شرکت نگه دارید، نه اینکه به سابقه پنل تکیه کنید. حساب یک ابزار است و سند شما باید بیرون از آن هم وجود داشته باشد.