عرضه دوج کوین سقف ندارد؛ برای پرداخت خوب است یا بد؟
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
یک سوال هست که هر بار به شکلی تازه از پشتیبانی پرسیده می شود: چرا دوج کوین مثل بیت کوین سقف ندارد؟ و پشت سوال، معمولا یک نگرانی خوابیده: اگر تولیدش تمامی ندارد، پس هر چه بخرم آخرش بی ارزش می شود.
جواب کوتاه این است که طراحی عرضه دوج کوین عمدی بوده، خود پروژه دلیلش را نوشته، و آن دلیل ربطی به قیمت ندارد. جواب بلندتر این است که این طراحی برای یکی از دو کاری که مردم با دوج کوین می کنند خوب است و برای آن یکی بد. بگذارید هر دو را باز کنیم.
این را از تحلیل کسی نقل نمی کنیم؛ در صفحه پرسش های خود دوج کوین نوشته شده و استدلالش سه بند دارد.
اول اینکه عرضه دوج کوین نامحدود نیست، بی پایان است. تفاوتش ظریف ولی مهم است: در هر بلوک، هر روز و هر سال سقف مشخصی از انتشار وجود دارد و آن سقف ثابت است. چیزی که ندارد، تاریخ پایان است. به قول همان صفحه، دوج کوین فقط «در زمان بی نهایت» بی نهایت است؛ در هر بازه محدودی، انتشارش کاملا محدود است.
و آن سقف ثابت عدد مشخصی دارد که خود پروژه در توضیح کار ماینرها نوشته است: ده هزار دوج کوین به ازای هر بلوک، به علاوه کارمزد تراکنش های همان بلوک. برخلاف شبکه هایی که این پاداش را هر چند سال نصف می کنند، اینجا عدد سر جایش می ماند.
دوم اینکه این انتشار سالانه برای پرداخت به ماینرها لازم است و امنیت شبکه از همان می آید.
سوم و صریح ترین بند: پروژه می گوید گذاشتن سقف روی دوج کوین شبکه را ناامن و آسیب پذیر می کند. و همان جا انگشت می گذارد روی جایی که کمتر کسی دوست دارد نگاه کند؛ اینکه بیت کوین هم روزی به انتهای انتشارش می رسد و آن وقت باید فکری برای امنیت شبکه اش بکند.
می شود با این استدلال موافق نبود. ولی این استدلال هست و باید جوابش را داد، نه اینکه با «سقف ندارد پس بی ارزش است» ردش کرد.
پولی که قرار است دست به دست بچرخد، به چیزی احتیاج دارد که دارایی کمیاب لزوما ندارد: عرضه ای که با رشد استفاده جلو برود و کارمزدی که خرد کردنش را بی معنا نکند.
دوج کوین از روز اول برای همین ساخته شد. تراکنش سریع تایید می شود، کارمزد پایین است و کسی برای فرستادن ده دلار احساس نمی کند دارد چیز باارزشی را از دست می دهد. اینکه سالانه مقدار مشخصی سکه تازه وارد شبکه شود، برای کسی که پول را چند ساعت نگه می دارد و بعد خرجش می کند، عملا بی اثر است.
این را مقایسه کنید با نگه داشتن بیت کوین برای پرداخت روزمره، که سال هاست جواب نداده و دلیلش هم همین است: دارایی ای که مردم رویش می نشینند، ابزار گردش نمی شود.
اینجا باید صریح بود. اگر نقشه شما خرید و نگهداری چند ساله است، عرضه ای که هر سال بزرگ تر می شود به ضرر شماست، و هیچ روایتی این را عوض نمی کند.
دلیلش ساده است. برای اینکه قیمت هر واحد ثابت بماند، تقاضای تازه باید دست کم به اندازه سکه های تازه رشد کند. برای اینکه بالا برود، باید بیشتر رشد کند. دارنده بلندمدت دوج کوین در واقع دارد شرط می بندد که رشد تقاضا از رشد عرضه جلو بزند؛ و این شرط بندی سختی است، چون یک طرفش عدد ثابت پروتکل است و طرف دیگرش خلق و خوی بازار.
پس موضع ما این است: دوج کوین را به عنوان ابزار انتقال جدی بگیرید، به عنوان ذخیره ارزش نه. اگر می خواهید ببینید این تفاوت در عمل چه شکلی است، بنیاد قیمت دوج کوین همین موضوع را از سمت تقاضا باز کرده و حساب و کتاب سقف تاریخی دوج کوین نشان می دهد آن شرط بندی در بهترین حالتش چه عددی بوده.
هر مقاله ای که تعداد دقیق سکه های در گردش را داخل جمله بنویسد، از فردای انتشارش غلط است. تعداد در گردش دوج کوین هر دقیقه بالا می رود؛ همین است طراحی اش.
راه درست این است که به صفحه خود دارایی در یک منبع داده زنده نگاه کنید و عدد امروز را از آنجا بردارید. آنچه در متن می ماند باید ساختار باشد، نه عددی که تاریخ مصرف دارد.
این بخش را هیچ ترجمه ای ندارد، چون برای نویسنده خارجی موضوعیت ندارد.
فرض کنید تمام بحث بالا را قبول کردید و می خواهید واقعا با دوج کوین چیزی بخرید. مشکل شما عرضه نیست. مشکل این است که فروشگاهی که ازش خرید می کنید احتمالا دوج کوین نمی گیرد، و اگر هم بگیرد، درگاه پرداختش ایران را قبول نمی کند. مسیر عملی را جداگانه در خرید اینترنتی با دوج کوین نوشته ایم و خلاصه اش این است که این در، تقریبا بسته است.
آنچه واقعا کار می کند، مسیر ووچر است. دارایی را به ووچر تبدیل می کنید و با آن پرداخت می کنید؛ سرویس مقابل یک کد می بیند، نه یک تراکنش زنجیره ای که باید تاییدش کند. اگر مقصدتان سرویس های بین المللی است، یو ووچر و پرداخت به سرویس های خارجی رایج ترین انتخاب کاربران ماست و فهرست کامل گزینه ها در صفحه گزینه های ووچر هست.
و حالا که بحث هزینه شد، بگذارید چیزی را باز کنیم که معمولا زیر عبارت «کمترین کارمزد» پنهان می ماند. هزینه واقعی شما از چهار تکه ساخته می شود: نرخ مبنا، اختلاف خرید و فروش، کارمزد سرویس، و کارمزد شبکه. تکه چهارم در دوج کوین ناچیز است و همین باعث می شود مردم فکر کنند کل انتقال تقریبا رایگان است. نیست. سه تکه اول جای دیگری هستند و بزرگ ترند. هر جا کسی فقط از کارمزد شبکه حرف زد، بدانید سه عدد را نگفته.
تعداد کل دوج کوین چقدر است؟
عدد ثابتی ندارد و همین جواب سوال است. برخلاف دارایی هایی که سقف نهایی مشخصی دارند، انتشار دوج کوین تاریخ پایان ندارد، پس تعداد کل امروز با تعداد کل سال بعد فرق می کند. عدد لحظه ای را باید از یک منبع داده زنده خواند، نه از یک مقاله.
آیا دوج کوین به ۱۰ دلار می رسد؟
این سوال جواب پیش بینی ندارد ولی یک ضرب ساده دارد. قیمت هر واحد ضرب در تعداد واحدهای در گردش می شود ارزش بازار. عدد در گردش دوج کوین را بردارید، در ۱۰ ضرب کنید و ببینید حاصل با بزرگ ترین دارایی های کل بازار چه نسبتی دارد. هر کسی این ضرب را انجام ندهد و برایتان عدد بنویسد، دارد چیزی می فروشد.
چرا دوج کوین سقف عرضه ندارد؟
چون طراحی اش این طور بوده و پروژه دلیلش را انتشار دائمی برای تامین امنیت شبکه اعلام کرده است. استدلالشان این است که شبکه ای که روزی انتشارش صفر شود، باید راه دیگری برای پرداخت به ماینرها پیدا کند.
کارمزد شبکه دوج کوین چقدر است؟
عدد ثابت نیست و به شلوغی شبکه بستگی دارد، ولی در عمل بسیار پایین است و همین یکی از دلایل استفاده از آن برای انتقال های خرد است. فقط حواستان باشد کارمزد شبکه تنها یکی از چهار جزء هزینه شماست.
خلاصه حرف: عرضه بی پایان دوج کوین نه توطئه است و نه ایراد پنهان؛ یک انتخاب طراحی است که پروژه علنی از آن دفاع می کند. فقط بدانید این انتخاب به نفع کسی است که دوج کوین را رد می کند و به ضرر کسی که رویش می نشیند.