استراتژی ترید ارز دیجیتال بدون پیش بینی جهت بازار
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
بیشتر چیزی که به اسم «استراتژی ترید» فروخته می شود، در واقع یک روش حدس زدن جهت بازار است. اندیکاتور عوض می شود، اسمش عوض می شود، ولی فرض زیربنایی همان است: من می دانم قیمت بالا می رود یا پایین.
کسانی که سال ها در این بازار مانده اند معمولا از این فرض دست کشیده اند. نه چون تنبل شده اند؛ چون دیده اند جواب نمی دهد.

یک استراتژی واقعی سه چیز را از قبل مشخص می کند: در چه شرایطی وارد می شوید، در چه شرایطی خارج می شوید، و چقدر از سرمایه تان در هر موقعیت درگیر است.
اگر هر سه را از قبل ننوشته باشید، استراتژی ندارید. نظر دارید. تفاوت این دو وقتی معلوم می شود که بازار خلاف انتظارتان حرکت کند و لازم باشد بدون فکر کردن تصمیم بگیرید.
این دسته دقیقا به این دلیل جذاب است که برای سود کردن لازم نیست بدانید بازار کجا می رود. سودشان از تفاوت قیمت بین دو بازار می آید، نه از حرکت قیمت.
و دقیقا به همین دلیل، سودشان هم کوچک و آهسته است. کسی که ماهانه دو درصد سود می گیرد، در پایان سال حدود بیست و هفت درصد دارد. عدد هیجان انگیزی نیست و اتفاقا نکته اش همین است.

معامله انتقالی
ساده ترین شکلش این است: دارایی را در بازار نقدی می خرید و همزمان همان مقدار را در بازار آتی با تاریخ مشخص می فروشید. تفاوت این دو قیمت سود شماست و از قبل هم می دانید چقدر است.
مهم ترین شرطش را جدی بگیرید: دارایی ای که به عنوان وثیقه می گذارید باید همان دارایی ای باشد که در بازار آتی فروخته اید. اگر این دو یکی نباشند، موضع شما پوشش داده نشده و همان ریسک جهتی را دارید که فکر می کردید حذفش کرده اید.
و قراردادهای با تاریخ ثابت، تاریخ انقضا دارند. یعنی این یک موقعیت دائمی نیست و باید در سررسید تکلیفش را روشن کنید.
معامله با نرخ تامین اعتبار
در قراردادهای دائمی، سازوکاری وجود دارد که قیمت قرارداد را به قیمت نقدی نزدیک نگه می دارد: هر چند ساعت، یک طرف به طرف دیگر مبلغی می پردازد. وقتی تقاضای خرید زیاد باشد، خریداران به فروشندگان می پردازند.
استراتژی اش این است که همزمان در بازار آتی موضع فروش و در بازار نقدی موضع خرید بگیرید، تا از جهت بازار مصون بمانید و آن پرداخت دوره ای را جمع کنید.
محدودیتش هم روشن است: این نرخ ثابت نیست و می تواند منفی شود. استراتژی ای که به یک نرخ متغیر وابسته است، درآمد ثابت تولید نمی کند.

اگر قرار است فقط یک چیز از این متن بردارید، این باشد.
تفاوت اصلی تریدر باتجربه و تازه کار در تشخیص نقطه ورود نیست. در این است که باتجربه تصمیمش را از قبل به سفارش تبدیل کرده و تازه کار در لحظه تصمیم می گیرد.
حد ضرر را همه می شناسند. چیزی که کمتر استفاده می شود حد ضرر متحرک است: سفارشی که با حرکت قیمت به نفع شما جابه جا می شود و سود کسب شده را قفل می کند. همین ابزار را می شود برای ورود هم به کار برد، طوری که سفارش خرید فقط بعد از یک بازگشت مشخص از کف فعال شود.
فایده واقعی اش هم روانی است، نه ریاضی. سفارشی که از قبل ثبت شده، نیاز به بیدار ماندن و رصد بیست و چهار ساعته را حذف می کند؛ و مهم تر از آن، شما را از تصمیم گرفتن در بدترین لحظه ممکن نجات می دهد.

حالا بخشی که در ترجمه های این مطالب حذف می شود.
دسترسی. هر دو استراتژی غیرجهت دار به بازار آتی و اغلب به دو پلتفرم همزمان نیاز دارند. برای کاربر ایرانی این نه همیشه در دسترس است و نه بی دردسر.
اسپرد. سود این استراتژی ها کوچک است. وقتی سود هدف چند درصد باشد و فاصله قیمت خرید و فروش در بازاری کم عمق بزرگ باشد، اسپرد کل سود را می خورد. این تنها دلیلی است که خیلی از این روش ها روی کاغذ جواب می دهند و در عمل نه.
قطعی اینترنت. استراتژی ای که به دو موقعیت همزمان در دو جا وابسته است، وقتی خطرناک می شود که نتوانید به یکی از آن دو دسترسی داشته باشید. اگر یک طرف معامله باز بماند و طرف دیگر بسته شود، دقیقا همان ریسک جهتی به شما برمی گردد. این ریسک برای کاربر ایرانی فرضی نیست.
اهرم. بی تعارف: اهرم بالا برای کسی که تازه شروع کرده، سریع ترین راه از دست دادن سرمایه است، نه استراتژی. اگر تجربه کافی برای مدیریت موقعیت پوشش داده شده ندارید، اهرم آن را جبران نمی کند؛ بدترش می کند.
هر استراتژی ای که سودش کوچک است، با هزینه ها زنده یا مرده می شود. چهار جزء را قبل از هر محاسبه ای بنویسید: نرخ مرجع، اسپرد، کارمزد خدمات پلتفرم و کارمزد شبکه.
در ارزهای پرحجم مثل بیت کوین و تتر، اسپرد کوچک است و این استراتژی ها شانس دارند. در ارزهای کم عمق، اسپرد به تنهایی می تواند از کل سود هدف بزرگ تر باشد. به همین دلیل است که تریدرهای باتجربه این کارها را روی معدودی دارایی پرحجم انجام می دهند و نه روی ارزهای کوچک.
یک نکته ایرانی هم اضافه کنم که در محاسبه بازدهی زیاد اشتباه می شود: اگر عملکردتان را با نمودار تومانی می سنجید، دارید حرکت ریال را هم به حساب مهارت خودتان می گذارید. برای سنجش واقعی یک استراتژی، بازدهی را به دلار حساب کنید.
برای شروع، تتر با قیمت لحظه ای و بیت کوین از پنل دیجی دلار در دسترس اند. اگر پایه های این بازار هنوز برایتان جا نیفتاده، ارز دیجیتال از پایه نقطه شروع بهتری از هر استراتژی است، و برای مقایسه دو دارایی اصلی کدام یک: بیت کوین یا اتریوم را ببینید. مجوزها و مستندات ما هم در مجوزها و مدارک دیجی دلار آمده است.
و اگر خواستید قبل از انتخاب دارایی، عمق بازار را خودتان ببینید، رتبه بندی صرافی ها بر اساس حجم در کوین مارکت کپ ساده ترین مرجع عمومی است. سازوکار پایه ای که این معاملات روی آن سوارند هم در وایت پیپر بیت کوین توصیف شده است.
این مطلب آموزشی است و توصیه سرمایه گذاری تلقی نمی شود.
انواع استراتژی های ترید ارز دیجیتال چیست؟
به دو خانواده تقسیم می شوند: جهت دار، که سودشان به درست بودن پیش بینی شما وابسته است، و غیرجهت دار، که سودشان از اختلاف قیمت بین دو بازار می آید. معامله انتقالی و معامله با نرخ تامین اعتبار از دسته دوم اند.
بهترین استراتژی برای ترید روزانه ارز دیجیتال چیست؟
بهترین واحدی وجود ندارد و هر کس چنین ادعایی کند احتمالا چیزی می فروشد. آنچه بین تریدرهای ماندگار مشترک است روش نیست، انضباط است: تعیین حد ضرر قبل از ورود و ثابت نگه داشتن اندازه موقعیت.
کدام ارز دیجیتال برای سود روزانه بهتر است؟
سوال درست تر این است که کدام دارایی عمق بازار کافی دارد. در ارزهای کم حجم، اسپرد بزرگ کل سود یک معامله کوتاه مدت را می بلعد؛ به همین دلیل معامله های کوتاه مدت معمولا روی معدود دارایی پرحجم انجام می شود.
آیا استراتژی غیرجهت دار بدون ریسک است؟
خیر. ریسک جهتی را کم می کند اما ریسک های دیگری اضافه می کند: وابستگی به دسترسی همزمان به دو بازار، نرخی که می تواند منفی شود، و سررسید قراردادها. کم ریسک با بی ریسک یکی نیست.