ارز دیجیتال سرمایه داری است یا سوسیالیسم؟ سوال غلط است
برای ثبت سفارش به حساب نیاز دارید. ثبت نام رایگان است.
در اولین بلاک بیت کوین، ساتوشی ناکاموتو یک جمله دستی گذاشت که هیچ کارکرد فنی نداشت: تیتر روزنامه تایمز در سوم ژانویه ۲۰۰۹ درباره طرح نجات دوباره بانک ها.
آن جمله یک بیانیه سیاسی است. و از همان روز، مردم تلاش می کنند بفهمند این بیانیه از کدام سمت آمده. چپ است یا راست؟ ضد سرمایه داری است یا ضد دولت؟ جواب کوتاه ما این است که سوال، خودش ایراد دارد.
چون هر دو طرف در آن چیزی می بینند که دنبالش هستند، و هر دو هم بی راه نمی گویند.
طرفدار بازار آزاد می بیند که پولی ساخته شده که هیچ دولتی نمی تواند چاپش کند، مالیاتش را مستقیم بگیرد یا مصادره اش کند. برایش این نهایت مالکیت خصوصی است.
طرف مقابل چیز دیگری می بیند: شبکه ای که هیچ کس مالکش نیست، کدش عمومی است، هر کسی می تواند در نگهداری اش شرکت کند و ارزشش را جمع می سازد نه یک شرکت. این تعریف تقریبا دقیق یک کالای عمومی است.
هر دو دارند یک چیز واحد را توصیف می کنند و هر دو نصف تصویر را دارند.
ما پدیده های تازه را با قفسه های قدیمی مان مرتب می کنیم. هر چیزی که می بینیم باید در یکی از دو خانه بنشیند: چپ یا راست، دولتی یا خصوصی، سوسیالیستی یا سرمایه دارانه.
این عادت در بیشتر موارد مفید است. سرعت تصمیم گیری را بالا می برد. اما وقتی چیزی واقعا تازه باشد، همین عادت مانع دیدنش می شود؛ ما آن را می بریم و می چسبانیم تا در قفسه جا شود، و بعد درباره نسخه بریده شده اش بحث می کنیم.
بحث «ارز دیجیتال سرمایه داری است یا سوسیالیسم» دقیقا همین است. جواب نمی دهد چون خود سوال دو گزینه ای است و پدیده اش نیست.
اگر به جای برچسب ها به نتیجه ها نگاه کنیم، الگوی روشن تری پیدا می شود.
قرن بیستم نشان داد که وقتی قدرت اقتصادی در دست عده کمی جمع شود، هزینه اش را همیشه کسانی می دهند که کمترین دسترسی را دارند، و این ربطی به برچسب ایدئولوژیک آن قدرت ندارد. قحطی بزرگ اوکراین در سال های ۱۹۳۲ و ۱۹۳۳ زیر نظامی اتفاق افتاد که خودش را سوسیالیستی می نامید. بحران های مالی مکرر و سیاست های استعماری زیر نظام هایی اتفاق افتادند که خودشان را بازار آزاد می نامیدند.


و همین جاست که بلاک اول بیت کوین معنا پیدا می کند. تیتری که ساتوشی انتخاب کرد درباره کمونیسم نبود؛ درباره نجات مالی بانک ها با پول عمومی بود. یعنی اعتراض به یک وضعیت مشخص، نه به یک اردوگاه سیاسی.
این بخش تفسیر نیست. داده است.
اولین بلاک زنجیره بیت کوین در سوم ژانویه ۲۰۰۹ ثبت شد و در داده خامش این متن قابل خواندن است: «The Times 03/Jan/2009 Chancellor on brink of second bailout for banks». یعنی «تایمز، سوم ژانویه ۲۰۰۹: وزیر خزانه داری در آستانه دومین طرح نجات بانک ها».

این متن هیچ کاری در پروتکل انجام نمی دهد. نه امنیت اضافه می کند و نه تراکنشی را تایید. فقط آنجاست تا خوانده شود، و تا ثابت کند این زنجیره قبل از آن تاریخ ساخته نشده. کسی که این را نوشت می دانست دارد یک یادداشت تاریخی می گذارد.
اما اینکه ساتوشی از سیستم بانکی انتقاد داشت، به معنای این نیست که بیت کوین موجودی کاملا غیرمتمرکز شد. اندازه گیری غیرمتمرکز بودن بیت کوین در چهار لایه جدا نشان می دهد که تصویر واقعی پیچیده تر از شعار است. همین طور اینکه بانک ها نمردند بلکه عوض شدند، بخشی از جوابی است که پانزده سال بعد داریم.
ارز دیجیتال نه انقلاب سرمایه دارانه است و نه سوسیالیستی. چیزی است که در محور دیگری قرار می گیرد: محور تمرکز در برابر پراکندگی تصمیم.
روی آن محور، هم یک شرکت خصوصی بزرگ متمرکز است و هم یک دولت. و شبکه ای که هزاران نفر مستقل نگهش می دارند، در سر دیگر آن محور می نشیند، صرف نظر از اینکه آدم هایش چه رای می دهند.
این جواب اما نصف ماجراست، چون فقط می گوید چه چیزی نیست. اینکه این ساختار در عمل چه چیزی را عوض می کند و چه کسی از آن سود می برد، بحث بخش دوم است: سازمان غیرمتمرکز و اینکه مالکیت را چطور جابه جا می کند.
هدف ساتوشی از ساختن بیت کوین چه بود؟
آنچه مستند است، نه آنچه به او نسبت می دهند: مقاله معرفی بیت کوین هدف را «پول نقد الکترونیکی همتا به همتا» بدون نیاز به واسطه مالی تعریف می کند، و پیام بلاک اول به طرح نجات بانک ها اشاره دارد. فراتر از این دو، هر ادعایی درباره نیت او تفسیر است. ساتوشی هویتش را هم هیچ وقت فاش نکرد.
آیا ارز دیجیتال ضد دولت است؟
طراحی اش نیازی به دولت ندارد، که با ضدیت فرق دارد. شاهدش این است که خود دولت ها هم دارند نسخه های خودشان را می سازند. فناوری ابزار است و ابزار موضع سیاسی ندارد؛ کسانی که از آن استفاده می کنند دارند.
پس چرا بعضی ها بیت کوین را با آزادی خواهی یکی می دانند؟
چون جامعه اولیه اش عمدتا از این طیف بود و لحن گفتمانش هنوز همان رنگ را دارد. اما ترکیب کاربران امروز کاملا عوض شده و شامل بانک ها، صندوق های سرمایه گذاری و دولت هاست. فرهنگ اولیه یک فناوری، معمولا با کاربرد نهایی اش یکی نمی ماند.
این بحث برای کسی که فقط می خواهد بخرد چه اهمیتی دارد؟
اهمیت عملی اش این است که تصمیم می گیرد به چه دلیلی نگه می دارید. کسی که بیت کوین را به عنوان یک باور ایدئولوژیک می خرد، در ریزش نمی فروشد و در اوج هم نمی فروشد. کسی که آن را دارایی می بیند، رفتار دیگری دارد. هیچ کدام غلط نیست، اما قاطی کردنشان خطرناک است. اگر تصمیمتان از نوع دوم است، نرخ روز بیت کوین و شرایط سفارش ریالی همان جایی است که باید نگاه کنید. اگر با پایه ماجرا آشنا نیستید، توضیح ساده ارز دیجیتال و نحوه کارش نقطه شروع بهتری است.
سوال «سرمایه داری یا سوسیالیسم» جذاب است چون به ما اجازه می دهد بدون فهمیدن موضوع، طرف بگیریم.
سوال سخت تر و مفیدتر این است: در این ساختار جدید، تصمیم دست کیست؟ اگر جواب «چند نفر» باشد، فرقی نمی کند اسمش را چه بگذاریم. اگر جواب واقعا «هیچ کس به تنهایی» باشد، آن وقت با چیزی روبه رو هستیم که قفسه ای برایش نداریم، و این خبر بدی نیست.